تبلیغات
جدیدترین مطالب روز
جدیدترین مطالب روز
هدف ما بالا بردن سطح علمی کشور است

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

چند بیماری

آنفلوآنزا

آنفلوآنزا یا گریپ (Grippe) بیماری واگیردار است که توسط ویروس|ویروس‌های RNA دار از خانواده Orthomyxoviridae ایجاد می‌شود این نوع ویروس‌ها در پرندگان و پستانداران اثر می‌گذارند.این بیماری باعث عفونت حاد دستگاه تنفسی می‌شود که با سردرد ناگهانی، درد ماهیچه، تب و ضعف و بی‌حالی شدید نمایان می‌شود.این بیماری در موارد حاد به خصوص در خردسالان ممکن است باعث ذات الریه شود. سه گونه ویروس آنفلوآنزا به نامهای A B C وجود دارد . در حالت معمولی دورهٔ بیماری ۳ تا ۴ روز است .

ایدز

ایدز سرنام عبارت (به انگلیسی: AIDS یا Acquired immune deficiency syndrome) به معنی نشانگان نقص ایمنی اکتسابی است. ایدز یک بیماری پیشرونده و قابل پیشگیری است، این بیماری حاصل تکثیر ویروسی به نام اچ‌آی‌وی در بدن میزبان است که باعث تخریب جدی دستگاه ایمنی بدن (معروف به نقص ایمنی یا کمبود ایمنی) انسان می‌گردد که خود زمینه‌ساز بروز عفونت‌های موسوم به فرصت طلب است که یک بدن سالم عموماً قادر به مبارزه با آنهاست و در نهایت پیشرفت همین عفونت‌ها منجر به مرگ بیمار می‌گردد به طوری که بیماری سل عامل اصلی مرگ و میر در میان مبتلایان به ایدز در سراسر جهان است.

در سال ۱۹۸۱ هشت مورد وخیم از ابتلا به بیماری کاپوسی سارکوما یکی از انواع خوش‌خیم‌تر سرطان که معمولاً در میان افراد سالمند شایع است، در میان مردان همجنسگرای نیویورک گزارش شد. تقریباً هم‌زمان با این موارد، شمار مبتلایان به یک عفونت ریوی نادر در کالیفرنیا و نیویورک بالا رفت. با این که در آن زمان عامل شیوع ناگهانی این دو بیماری مشخص نشده بود، اما معمولاً از این دو واقعه پزشکی به عنوان آغاز ایدز یاد می‌کنند. در طی یک سال این بیماری بدون نام، گسترش زیادی داشت تا سرانجام در ۱۹۸۲ آن را ایدز نامیدند.

از سال ۱۹۸۸ به منظور افزایش بودجه‌ها و همچنین برای بهبود آگاهی، آموزش و مبارزه با تبعیض‌ها اول دسامبر هر سال (۱۰ آذر) به عنوان روز جهانی ایدز معین شده‌است و هر سال برای این روز شعاری نیز در نظر گرفته می‌شود.

ایدز پدیده‌ای پزشکی-بهداشتی است که ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن بسیار گسترده است. در سال ۱۹۹۶ سازمان ملل متحد ایدز را نه تنها به عنوان یک مشکل سلامتی مورد توجه قرار داد بلکه آن را یک مسئله بر سر راه پیشرفت بشری برشمرد. همچنین در سند استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا (۲۰۰۲) این کشور خود را متعهد به هدایت جهان برای کاهش تلفات هولناک اچ.آی.وی/ایدز دانسته است. بیش از ۹۰ درصد موارد ابتلاء مربوط به کشورهای جهان سوم و در حال توسعه است. ایدز در حال حاضر چهارمین علت مرگ و میر بشر است که پیش بینی می‌شود تا سال ۲۰۱۰ مقام اول را از آن خود نماید.

تب مالت

بیماری تب مالت یا بروسلوز[۱] به عنوان یکی از مهم‌ترین بیماری‌های مشترک انسان و دام*[۲] محسوب می‌گردد. باکتری بروسلا که ایجاد کننده بیماری است، طیف وسیعی از پستانداران اهلی و وحشی را مبتلا می‌سازد. این بیماری به علت ایجاد سقط جنین در دام، کاهش تولید شیر، عقیمی و نازایی دام‌های مبتلا و همچنین به علت ابتلای انسان به بیماری تب مالت، همواره از دو بعد اقتصادی و بهداشتی مورد توجه قرار می‌گیرد. بروسلوز در حیوانات:

از آنجا تجربه مبارزه با این بیماری تا کنون نشان داده است که کنترل و پیشگیری از این بیماری در انسان تنها با مبارزه و کنترل این بیماری در دام میسر است لذا لازم است که این عامل بیماری اول در بدن دام شناسایی و انواع آن و همچنین سیر و نحوه انتشار آن در بین جمعیت دامی و نهایتا نحوه ارتباط انسان با دام و روشهای پیشگیری از بیماری در دام و سپس روشهای پیشگیری از انتقال احتمالی عامل بیماری از دام به انسان برسی و مطالعه گردد. انواع بروسلا در حیوانات شامل سویه‌هایی بشرح زیر است: 1B.melitensis 2. B.abortus 3. B.suis 4. B.canis 5. B.neotome

دیابت

مرض قند یا دیابت شیرین یک اختلال سوخت و سازی در بدن است. بدین صورت که سرعت و توانایی بدن در استفاده و سوخت و ساز کامل قندها  کاهش می‌یابد. از اینرو قند خون افزایش می‌یابد.در واقع دیابت یک بیماری است که در آن بدن دچار کمبود انسولین است یا انسولین تولیدی را به درستی مصرف نمی‌کند.انسولین یک هورمون است که برای تبدیل شکر ونشاسته ودیگر غذاها به انرژی مورد نیاز فعالیت‌های روزانه در سلول‌های بدن ضروری ومورد نیاز است. عوامل به وجود آورنده دیابت همواره به صورت یک راز بوده وهنوز هم به طور کامل شناخته نشده‌است البته عوامل ژنتیکی و چاقی وتحرکات کم و ورزش نکردن نقش مهمی در ابتلای فرد به دیابت دارند. در حال حاضر در آمریکا حدود ۲۳٫۶ میلیون نفر به دیابت مبتلا هستند که از این میان تنها حدود ۱۷٫۹ میلیون نفر دیابت انها توسط پزشکان تشخیص داده شده وحدود ۵٫۷ ملیون نفر هنوز از بیماری خود اطلاعی ندارند. برای تشخیص اینکه آیا فرد مبتلا به دیابت است یا در استانه ابتلا به دیابت است دو نوع تست انجام می‌گیردراست. که به نام‌های فستینگ گلوکز پلاسما تست (GPF) وتست تلورنس گلوکز بزاق (TTGO) معروفند.هر دو تست می‌تواند تشخیص دهد که ایا فرد به دیابت مبتلا هست یا در استانه ابتلا به دیابت قرار دارد. مرکز دیابت آمریکا تست GPF را پیشنهاد می‌کند چراکه این تست اسان تر کم هزینه وسریع می‌باشد.با انجام این تست اگر سطح گلوکز خون افراد بین ۱۰۰ تا ۱۲۵ ld/g m باشد فرد در آستانه ابتلا به دیابت است و اگر سطح گلوکز خون ۱۲۶ وبالاتر باشد فرد مبتلا به دیابت است.ولی در تستTTGO سطح گلوکز خون فراد بعد از روزه بودن وسپس اینکه فرد بعد از ۲ ساعت یک اشامیدنی که مقدار گلوکز فراوان را دارا است می‌نوشد وبعد از ان اگر سطح گلوکز خون افراد بعد از ۲ ساعت بعد از نوشیدن نوشیدنی ۱۴۰ تا ld/ gm۱۹۹ باشد فرد در استانه ابتلا به دیابت قرار دارد واگر سطح گلوکز خون ۲۰۰ وبالاتر باشد فرد مبتلا به دیابت است.

آبله

بله، یک نوع عفونت ویروسی است که عامل آن ویروس واریولا  است.این بیماری درگذشته اپیدمی‌های خطرناکی داشته است. این بیماری تنها بیماری بشر است که به طور کامل با واکسیاسیون از طبیعت حذف شده‌است.

هپاتیت

هپاتیت (به انگلیسی: Hepatitis) به معنی التهاب کبد  است و انواع مختلفی دارد که بعضی از آنها قابل سرایت هستند و برخی مسری نیستند. بیشتر مبتلایان به هپاتیت از نوع C و B علائمی ندارد. برخی از این بیماران علائم عمومی عفونت ویروسی را نشان می‌دهند از قبیل خستگی، دل درد، درد عضلانی و تهوع و بی اشتهایی، ولی در موارد پیشرفته علائم نارسایی کبدی بروز می‌کند که شامل تورم شکم، اندامها، یرقان و خونریزی‌های گوارشی و ... است .

عامل بیماری هپاتیت یک ویروس است و در ابتدا می‌تواند مثل یک سرماخوردگی بروز نماید. ولی بیماری مزمن هپاتیت "C" بر عکس سرماخوردگی معمولی به دلیل از کار افتادن کبد و مشکل بودن درمان می‌تواند حیات بیمار را تهدید کند .در ایران بالغ بر ۳٪ افراد آلوده به این ویروس می‌باشند.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


راز سلامتی و تندرستی

راز سلامتی و تندرستی

راز سلامتی و تندرستی مرتبط می باشد با:

حفظ یک رژیم متعادل و خوردن غذاهایی که انرژی کافی داشته باشند، در محیطی آرام و ایستادن قوز نکردن و اینکه می بایست حرکات ستون فقرات از مرکز درون ناشی شود و طرز تنفس صحیح باشد و هنگام راه رفتن نفس های عمیق و شمرده کشیدن و انجام امور ورزشی به جهت داشتن اندامی متناسب [چرا که نیروی حیات در تحرک می باشد] و دانستن اینکه ما انرژی هستیم و هر چه اراده بیشتر باشد، جریان انرژی سریع خواهد شد، (در انتقال جریان انرژی به بدن انجام و تکرار تمرین هایی ضرورت دارد.)

[روزانه زمانی را به مراقبه اختصاص دهیم] ، سکون و آرامش را از مرکز سکون وجودمان در هستی رها نمائیم.

[دیگران را دوست بداریم] ، بی آنکه به آنها دل ببندیم، چرا که دوست داشتن توأم با دلبستگی، به معنای دوست داشتن خود است، این نوع دوست داشتن انسان را از درون قفل می نماید، اما دوست داشتن بدون دلبستگی، جسم را به حالت توازن کامل می رساند. اگر دوست داشتن خود، در وجودمان ریشه کن شود، عشق حقیقی در ما بوجود خواهد آمد.

[ما می بایست دروناً شاد باشیم] و پرتو این شادی را همراه با احساس سعادت به دیگران بتابانیم.

«شادی ثمره ایمان به زندگی و خداوند و داشتن آرمان های والاست»

[ما می بایست همیشه داوطلب خدمت به دیگران باشیم] و خود را بنحوی تربیت نمائیم، که وقتی دیگران می گویند «نه» یا «شاید» ما بگوئیم: «بله»

[رفتار انسان می بایست مثبت و شجاعانه باشد] ، چون هر کس پیرو حق باشد، حق بسوی او جذب خواهد شد.

[می بایست از هوای پاکیزه لذت برده و آگاهانه تنفس نمائیم] و با هر نفس «زندگی و شهامت» را به درون بکشیم و عداوت و افکار کهنه و ناامیدی را بیرون بدهیم.

[با هر نفس حس آزادی را به درون ببریم] و افکار فلج کننده ای که ما را اسیر می نماید، بیرون بدهیم.

یکی از رازهای مهم سلامتی و تندرستی [آسایش فکر و جسم مس باشد] . تنش، بیماری را در بدن نگه می دارد. در حالی که آسودگی و آرامش آن را خارج می کند.

برای آرام شدن: [اول تمام بدنت را کاملاً منقبض کن، سپس نفست را با فشار بیرون بده و خارج شدن تنش را از بدن احساس کن. با این کار، تمام نگرانی ها را در ذهنت در فضای لایتناهی رها کن.]

[می بایست با افراد مثبت، فعال، شاد و بخشنده معاشرت نمود] ، چرا که آنها برای برقراری ارتباط ارزش قائلند و به سلامتی شان فکر می کنند.

[و از مصاحبت با افراد منفی پرهیز نمائیم] ، زیرا نوع معاشرت بر ما اثر مستقیم دارد و ممکن است خیلی چیزها را از وجودمان بدزدند.

می بایست آگاه باشیم که: [رنگ ها کانال های انرژی هستند] . محیط اطرافمان را با رنگ های شاد پر نمائیم، و با هر نفس شادی را به درون ذهنمان بکشیم. از رنگ های تیره ، خاکی رنگ ، یا رنگ های کسل کننده اجتناب نمائیم. در تغذیه هم از غذاهایی که تنوع رنگ دارند استفاده نمائیم، چرا که : [تنوع رنگ در غذا، حاکی از مناسب بودن رژیم غذایی است.]

[می بایست به اصوات بیشتر توجه نمائیم]

و هنگام گوش کردن به موسیقی، روی آگاهی که در نواختن آن قطعه بکار رفته تمرکز نمائیم.

زیرا موسیقی چه آرام باشد چه تند، شاد یا غمگین، روی کل سیستم عصبی تأثیر می گذارد.

[موسیقی می تواند باعث سرحالی یا افسردگی شنونده شود.]

اولویت را به ساخته موسیقیدانانی بده که آگاهی شان از طریق موسیقی باعث بالندگی شنونده می شود.

می بایست سعی در حفظ روحیه سالم، حتی هنگام بیماری داشته باشیم.

حفظ روحیه مثبت، در انسان انرژی ایجاد می نماید.

هنگامی که نور در درونمان بدرخشد، چشمان بیماری طاقت آن نور را نخواهد داشت و بیماری فرار خواهد کرد.

[انسان می بایست: همواره تصور کند، هاله ای از نور او را احاطه کرده است] و با آگاهی از وجود این نور ، زندگی نماید.

و در ذهنش این نور را بسط داده، تا دیگران، و فضای اطراف، و همه اشیاء داخل آن قرار گیرند.

دیگر راز و رمز سلامتی و تندرستی [تعالی بخشیدن به خود و رهایی از قید تعلقات می باشد] که مانع افزایش آگاهی می شوند. انسان می بایست وابستگی را تحد چیزهایی کوچک و جزئی کم کند: همانند رژیم های ساده غذایی یا خواسته های ناچیز. انسان می بایست آگاهیش را افزایش دهد و بخواهد که آزاده زندگی کند.

دیگر راز سلامتی و تندرستی [در اهمیت دادن به آسایش و رفاه دیگران است.]

می بایست قوه همدلی و همفکری را در خود بسط دهیم و [ببخشیم] تا دیگران نیز در شادی و تندرستی مان سهیم شوند.

[دیگر راز سلامتی و تندرستی در بی آزار بودن است]، سلامت ما نسبت مستقیم دارد با افکاری که درباره دیگران داریم.

افکار مسموم، ما را مسموم می کند. [افکار مثبت و صلح آمیز به دستگاه عصبی مان آرامش می بخشد و باعث تقویت نیروی خود شفابخشی می شود.] با هر کسی که برخورد می کنیم، این نیروی درمان شامل حالش می شود.

و دیگر راز سلامتی و تندرستی در این است که صفت قناعت را، که از عالی ترین صفات اخلاقی است، در خود تقویت نمائیم.

[قناعت خاکی است که تمام فضیلت های دیگر از دل آن جوانه می زنند و برگ صافی است که قطرات باران رنج و بیماری، روی آن نمی ماند.]

منبع:

zaronline.mihanblog.com


سلامتی و تندرستی با ورزش

سلامتی و تندرستی با ورزش


ورزش به فعالیتها یا مهارتهای عادی جسمانی‌ای گفته می‌شود که بر پایه یک رشته قوانین مورد توافق همگانی و با اهداف تفریحی، یا برای مسابقه ،نشاط شخصی، دستیابی به ورزیدگی، مهارت جویی یا آمیزه‌ای از این اهداف انجام می‌گیرد.تعریف ورزش به هدف و منظور از انجام آن بستگی دارد. رشته‌های فراوانی در ورزش وجود دارند و مردم زمان و هزینه زیادی را چه به عنوان شرکت کننده و چه به عنوان تماشاگر صرف ورزش می‌کنند. ورزش و ورزش کردن طی سالیان طولانی از قالب یک تفریح و سرگرمی به قالب یک حرفه و فعالیت درآمده است و تعداد بیشماری از ورزشکاران حرفه‌ای در سراسر جهان از طریق ورزش به ثروت و زندگی رسیده اند. این یکی دیگر از خصوصیات ورزش به شمار می‌آید.

واژه‌ ورزش‌ که از دیرباز معنای تمرین و ممارست داشت به هنگام‌ تصویب‌ «قانون‌ ورزش‌ اجباری‌ در مدارس‌» در 16 شهریور ماه‌ 1306 خ‌ به طور رسمی به معنای امروزی وارد قاموس‌ واژگان‌ دولتی‌ ایران‌ شده‌ است‌.
چرا ورزش؟

با افزایش سن تغییرات متعددی در قسمت های مختلف بدن ایجاد می شود. قلب ، ریه ها، سیستم عصبی، عضلات و استخوان ها دچار تغییرات ناشی از افزایش سن می شوند. قدرت عضلهٔ قلب كاهش می یابد. ظرفیت ریه برای جذب اكسیژن كم می شود.اگر تحرك و ورزش نداشته باشیم: عضلات ضعیف می شوند. كارایی مفاصل كم می شود. استخوان ها پوك می شوند.

چه نوع ورزش هایی مفید هستند؟

 انواع تمرینات ورزشی

انجام شش نوع تمرینات ورزشی برای شما مفید است. تمرینات گرم كننده، تمرینات استقامتی (هوازی)، تمرینات انعطاف پذیری، تمرینات حفظ تعادل ، تمرینات قدرتی و تمرینات انقباضی ایستا.
ورزش كردن عكس عمل خوردن است ، با ورزش كردن كالری های خود را می سوزانید . در حقیقت بدن شما با سوزاندن كالری می تواند كار كند . این كالریها بدن را گرم ، قلب را درحال پمپاژ و خون را در حال گردش نگه می دارد . كالری های مصرف شده شما را در حال تحریك و تحرك نگه می دارد ، مثل پیاده روی ، كاركردن ، از پله بالارفتن و یا هر فعالیتی كه انتخاب می كنید . هر چه بیشتر حركت كنید بیشتر كالری می سوزانید ، در نتیجه بیشتر وزن از دست می دهید . با 1 مایل پیاده روی همانقدر كالری می سوزانید كه با همان فاصله دویدن اما فقط از نظر زمان اختلاف دارد

منبع:

zaronline.mihanblog.com


.

ریاضی دانان خارجی

 نپر

 چهار اختراع، بشر را در فن محاسبه چیره دست كرد: نماد گذاری هندی-عربی، چگونگی محاسبه مربوط به كسرها، لگاریتم و رایانه ها. «جان نپر» سومین اختراع را به نام خود ثبت كرد. او به طرز عجیبی، هم سیاسی و هم مذهبی بود و نبوغ او در پیشگویی وسایل جنگی چهار قرن بعد از خود اعجاب آور است. تعریف لگاریتم به وسیله نپر، بیشتر فیزیكی است تا ریاضی. بد نیست بدانیم كه پایه لگاریتم نپر بر خلاف تصور عموم، عدد e نیست بلكه معكوس e است كه البته خود او چیزی در این زمینه نمی دانست. تذكر این نكته لازم است كه در تكمیل مفهوم لگاریتم و جداول مربوط به آن، «هنری بریگز» كه یكی از دوستان نپر بود، سهم بسزایی دارد و لگاریتم معمولی در پایه ۱۰ را معمولاْ «لگاریتم بریگزی» می نامند. لگاریتم به معنای «عدد نسبت» است كه البته این مفهوم، همان طور كه ذكر شد بر اساس تابع توانی -كه هم اكنون تدریس می شود- به وجود نیامد و یكی از امور خلاف قاعده در تاریخ ریاضیات، كشف لگاریتم، پیش از به كار بردن نماهاست. البته سه اختراع مهم دیگر نیز در تاریخ ریاضی، به نام جان نپر به ثبت رسیده است. (مراجعه كنید به صفحه ۴ جلد دوم كتاب تاریخ ریاضیات هاوارد د. ایوز.)

پاسكال

 این نابغه فرانسوی، یكی از بنیانگذاران هندسه محض و پیشرفته و نیز نظریه احتمال است. خواص اصلی اشكال معروف هندسی را در كودكی، بدون معلم و فقط با تلاشهای خودش به دست آورد. در شانزده سالگی مقاله ای درباره مقاطع مخروطی نوشت و در هجده یا نوزده سالگی، اولین ماشین حساب مكانیكی را اختراع كرد. اما متاسفانه در طول ۳۹ سال زندگی، به دلیل افراط و تفریطهای مذهبی، جسم ضعیف خود را بارها و بارها آزرد و چندین بار از ریاضیات دست كشید و دوباره به آن بازگشت. پاسكال را به عنوان یكی از بزرگترین «چه ها كه می شد!!» در تاریخ ریاضیات شمرده اند. بعضی از كارهای او عبارتند از:

    - تالیف مقاله مهمی درباره خواص اصلی مثلث خیام-پاسكال كه در آن به طور جالبی از قدیمی ترین احكام قابل قبول استقرای ریاضی استفاده شده است.

    - كشف و اثبات قضیه مشهور «هگزاگرام رمزی» كه درباره یك ۶ ضلعی محاط در یك مقطع مخروطی است.

    - پی ریزی علم احتمال به همراه «فرما» (ریاضیدان بزرگ فرانسوی). این علم به وسیله مكاتباتی بین پاسكال و فرما در تلاش برای حل «مساله امتیازها» در یك بازی شانسی به وجود آمد.

    - اثری درباره منحنی سیكلوئید. این منحنی توسط نقطه ای واقع بر محیط یك دایره، هنگامی كه دایره در امتداد خط مستقیمی بدون اصطكاك می غلطد، رسم می شود. این منحنی دهها خواص جالب و بسیار زیبا دارد و اختلافات بسیاری بین ریاضیدانان ایجاد كرد به طوری كه به آن «سیب نفاق» گفتند (این نام بر اساس یك افسانه یونانی انتخاب شده است، برای مطالعه آن به پاورقی صفحه ۲۷ جلد دوم كتاب تاریخ ریاضیات هاوارد د. ایوز مراجعه فرمایید). جالب است كه از دوران این منحنی حول محور طولها، چیزی شبیه به سیب ایجاد می شود.

  دكارت

دكارت را معمولاْ مبدع هندسه تحلیلی می دانند كه از روشهای جبری برای حل مسائل هندسی استفاده می كرد. این كار كمك بسیاری در ساده سازی مفاهیم هندسی و حل مطالب غامض و پیچیده آن كرد. او همچنین به حل معادلات با درجات بالاتر از ۲ پرداخت و قاعده زیبایی را به نام «قاعده علامات دكارت» برای تعیین تعداد ریشه های مثبت و منفی یك چند جمله ای به دست آورد(مراجعه كنید به صفحه ۷۰ جلد دوم كتاب تاریخ ریاضیات هاوارد د. ایوز). او برای اولین بار از روش ضرایب نامعین استفاده كرد كه همان متحد قرار دادن دو چند جمله ای هم درجه برای به دست آوردن ضرایب نامعین است. البته دكارت در جهان بیرون از ریاضیات، فیلسوف بسیار مشهوری است و مطالب بسیاری را به جهان فلسفه تقدیم كرده است كه البته بعضی از آنها كاملاْ نادرست هستند. در ضمن داستانهای جالبی درباره چگونگی كشف هندسه تحلیلی به او نسبت می دهند كه ارزش آموزشی زیادی دارد (مراجعه كنید به صفحه ۵۰ جلد دوم كتاب تاریخ ریاضیات هاوارد د. ایوز).

فرما

 معمولاْ فرما را بزرگترین ریاضیدان قرن هفدهم فرانسه می دانند. او حقوقدان بود و شغل رسمیش وكالت بود، اما قسمت مهمی از ساعات فراغت خود را وقف ریاضیات می كرد. او در بسیاری از شاخه های ریاضیات كارهای مهم و اساسی انجام داده است كه مهمترین این كارها عبارتند از:

    - تحقیقات اساسی پیرامون هندسه تحلیلی. فرما را باید در كنار دكارت یكی از موسسان هندسه تحلیلی نامید. معمولاْ گفته می شود كه كارهای فرما عكس كارهای دكارت بوده است.

    دكارت از مكان هندسی شروع می كرد و به معادله آن می رسید، اما فرما از معادله شروع و  سپس مكان هندسی آن را مطالعه می كرده است.

    - تاسیس نظریه نوین اعداد. فرما شهود و توانایی خارق العاده ای در نظریه اعداد داشت. قضایای بسیاری را در این زمینه با اثبات یا بدون اثبات بیان كرد كه بعدها درست بودن اغلب قضایای ثابت نشده او به ثبوت رسید(مراجعه كنید به صفحه ۵۲ و ۵۳ جلد دوم كتاب تاریخ ریاضیات هاوارد د. ایوز). حدس مشهور او به نام «حدس آخر فرما» در آخرین دهه قرن بیستم به اثبات رسید!

    - فرما به همراه پاسكال اساس علم احتمال را پی ریزی كرد.

    - فرما در حساب دیفرانسیل نیز كارهای اساسی كرد. او ظاهراْ اولین كسی بود كه از طریق معادله f'(x)=0 نقاط ماكزیمم و می نیمم یك تابع را به دست آورد(مراجعه كنید به صفحه ۹۳ جلد دوم كتاب تاریخ ریاضیات هاوارد د. ایوز). همچنین او یك روش كلی برای یافتن مماس برنقطه ای از یك منحنی كه مختصات دكارتی آن معلوم باشد، ابداع كرد(مراجعه كنید به صفحه ۹۳ جلد دوم كتاب تاریخ ریاضیات هاوارد د. ایوز).

نیوتن

 صحبت كردن پیرامون نیوتن و كارهای او ساده نیست. ریاضیدان و فیزیكدانی كه به گفته لاگرانژ بزرگترین نابغه ای است كه در جهان زیسته است. همچنین «لایبنیتز» رقیب سرسخت او در ستایشی بزرگ منشانه، نیمی از كارهای انجام شده ریاضی بشر تا عهد نیوتن را متعلق به نیوتن می داند. انسانی كه در ۲۳ سالگی به درجه ای رسید كه می توانست مماس و شعاع انحنا در یك نقطه از منحنی را پیدا كند. روشی كه امروزه تحت عنوان حساب دیفرانسیل شناخته می شود. در ۲۷ سالگی به استادی دانشگاه برگزیده شد و حدود ۶۵ سال در ریاضیات و فیزیك كار كرد. پاپ دستاوردهای نیوتن را بدین صورت بیان كرده است: «طبیعت و قوانین طبیعت در ظلمت نهفته بودند، ذات باری فرمود نیوتن به وجود آید و همه چیز روشن شد.» البته نیوتن نیز خاضعانه در مقابل ستایشها می گفت كه من همچون كودكی در حال بازی در كنار دریا هستم كه گاهی صدفهای زیبایی توجهم را جلب می كند اما اقیانوسی از حقایق كشف ناشده در مقابلم قرار دارد. یكبار هم گفت كه اگر افق دید او گسترده تر از دیگران است بدین علت است كه بر دوش غولان ایستاده است و شاید منظور او از غولان، ارشمیدس و امثال او باشند. كارهای ریاضی او به طور خلاصه به شرح زیر است:

    - تالیف كتاب« اصول ریاضی فلسفه طبیعی» كه با اصرار «هالی» ستاره شناس معروف و با هزینه او در سال ۱۶۸۷ چاپ شد. این كتاب به مطالعه دستگاه دینامیكی پدیده های زمینی و سماوی می پردازد و یك صورت بندی ریاضی از این پدیده هاست. این كتاب پرنفوذ ترین اثر در تاریخ علم به حساب می آید و تاثیر بسیاری بر دنیای جدید داشت. تاریخ ریاضیات ابتدایی اساساْ با آن پایان می یابد.

    - بسط روش بی نهایت كوچكها یا همان حساب دیفرانسیل و نیز روشهای مربوط به سریهای نامتناهی

    - بسط روشهای مربوط به ماكزیمم و می نیمم توابع، مماس بر منحنی ها، انحنای منحنی ها، نقاط عطف، تحدب و تقعر منحنی ها، محاسبه مساحتهای زیر منحنی ها و طول قوس آنها

    - ارائه روشی برای تقریب زدن مقادیر ریشه های حقیقی یك معادله جبری یا غیر جبری و نیز روشهای زیبایی برای مطالعه منحنی های درجه سوم


منبع:

zaronline.mihanblog.com


ادامه مطلب

ریاضی دانان بزرگ ایران

خواجه نصیرالدین طوسی

محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی در تاریخ 15 جمادی الاول 598 هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران کودکی جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شدو از دانشمندان معروف زمان خود گردید طوسی یکی از سرشناس ترین و با نفوذترین چهره های تاریخ فکری اسلامی است علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت طبیعی را نزد خالویش بابا افضل ایوبی کاشانی آموخت تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت خواجه نصیرالدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه ای و گروهی او را عقل حادی عشر(یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی می باشد در باره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیرالدین طوسی افضل عصر ما بود واز علوم عقیله و نقلیه مصنفات بسیار داشت او اشراف کسانی است که ما آنها را درک کرده ایم. خدا نورانی کند ضریح او را. در خدمت او الهیات، شفای ابن سینا و تذکره ای در هیات را که از تالیفات خود آن بزرگوار است قرائت کردم. پس او را اجل مختوم دریافت و خدای روح او را مقدس کناد نصیرالدین زمانی پیش از سال 611 در مقال پیشروی مغولان به یکی از قلعه های ناصرالدین محتشم فرمانروای اسماعیلی پناه برد این کار به وی امکان داد که برخی از آثار مهم اخلاقی، منطقی، فلسفی و ریاضی خود از جمله مشهورترین کتابش اخلاق ناصری را به رشته تحریر درآورد وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد که رصدخانه بزرگی در مراغه ایجاد کند که شروع آن از سال 638 بود برای کمک به رصدخانه][ علاوه بر کمکهای مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز در اختیار خواجه گذاره شده بود که از عشر«یک دهم» آن جهت امر ««رصدخانه و خرید وسایل و اسباب و آلات و کتب استفاده می نمود در نزدیکی رصدخانه کتابخانه بزرگی ساخته شده بود که حدود 400000 جلد کتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرارداده بود که از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند در جوار رصدخانه یک سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجویان. این کارها مدت 13 سال به طول انجامید تا اینکه ایلخان هولاکوی مغول در سال 663 درگذشت. لیکن خواجه تا آخرین دقایق عمر خود اجازه نداد که خللی در کار آنجا رخ دهد و کوشش بسیار نمود که آن رصدخانه و کتابخانه از بین نرود.

قسمت اعظم 150 رساله و نامه های طوسی به زبان عربی نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن سینا قابل قیاس است جز آن که ابن سینا پزشک بهتری بود و طوسی ریاضیدان برتری، از 5 کتابی که در زمینه منطق نوشته شده است اساس الاقتباس از همه مهمتر است در ریاضیات تحریرهایی بر آثار آوتولوکوس، آرستارخوس، اقلیدس، آپولونیوس، ارشمیدس، هوپسیکلس، تئودوسیوس منلائوس و بطلمیوس نوشت از جمله مهمترین آثار اصیل اصیل وی در حساب هندسه و مثلثات جوامع الحساب بالتخت و التراب، رساله الشافیه و اثر معروفش کتاب شکل القطاع است که به نوشته های رگیومونتانوس اثر گذارده است معروفترین آثار نجومی وی زیج ایلخانی که در سال 650 نوشته شده می باشد و همچنین تذکره فی علم الهیئه است کتاب تنسوق نامه و کتابهایی در زمینه اختر بینی نیز نوشته است احتمالاٌ برجسته ترین کار طوسی در ریاضیات در زمینه مثلثات بوده است در کشف القناع عن اسرار شکل القطاع، وی نخستین کسی بود که مثلثات را بدون توسل به قضیه منلائوس یا نجوم توسعه بخشید و هم او بود که برای نخستین بار قضیه جیوب را که رویداد برجسته ای در تاریخ ریاضیات است به روشنی بیان کرد. در نجوم تذکره فی علم الهیئه وی شاید کامل ترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حرکت سیارات است که در نجوم قرون وسطی نوشته شده است این کتاب به احتمال زیاد از راه نوشته های منجمان بیزانسی به کوپرنیک اثر گذاشته است و همراه با کار شاگردان طوسی متضمن تمام تازه های نجوم کوپرنیکی است به استثنای فرضیه خورشید مرکزی آن. خواجه نصیرالدین با اینکه سروکارش بیشتر در سیاست و اجتماع بوده روشن ترین راه را که برای رسیدن به جهان جاودانی نشان می دهد دیانت است. اگر چه در تمام نوشته های خود دم از استقلال و معرفت می زند اما آشکارا می گوید دانش تنها از ایمان و دین حاصل می شود و حقیقت دانش را دین می داند که تسلی بخش جانها و روان بخش کالبدهای افسرده است. طوسی بیشتر به عنوان منجم معروف است و رصدخانه وی یک مؤسسه علمی در تاریخ علم به شمار می رود کتاب تنسوق نامه او از لحاظ موضوع فقط در مقایسه با مشابهش یعنی کتاب بیرونی(کتاب الجماهر فی معرفت الجوهر) در درجه دوم اهمیت قرار دارد طوسی یکی از پیشروترین فلسفه اسلامی است که تعلیمات مشایی ابن سینا را پس از آن که در طول دو سده در محاق کلام قرار گرفته بودند احیاء کرد او مظهر نخستین مرحله ترکیب تدریجی مکتب های مشایی و اشراقی استاخلاق ناصری وی رایجترین کتاب اخلاقی بین مسلمانان هند و ایران بوده است.

تجرید العقاید او در کلام مبنای الهیات اصولی شیعه دوازده امامی است. طوسی احتمالاٌ‌ بیش از هر فرد دیگر مایه احیای علوم اسلامی بوده است گروهی خواجه را برهم زننده وحدت دو ملت عربی و اسلامی می پندارند ومی گویند به دست او وحدت عربی در آن زمان پاشیده شد. در حقیقت خواجه در این باب گناهی نداشت و اگر لیاقت خواجه پس از آن همه خونریزی به داد مسلمانان نرسیده بود جهان اسلامی امروز چه وضعیتی داشت؟ در سال 672 هجری قمری خواجه نصیرالدین طوسی با جمعی از شاگردان خود به بغداد رفت که بقایای کتابهای تاراج رفته را جمع آوری و به مراغه بازگرداند اما اجل مهلتش نداد و در تاریخ 18 ذی الحجه سال 672 هجری قمری در کاظمین نزدیک بغداد دار فانی را وداع گفت خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مقول درخشید و در هر شهری که پا گذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاریک وجود چنین دانشمندی مایه اعجاب واعجاز بود.

خوارزمی

خوارزمی ابو جعفر محمد بن موسی از دانشمندان بزرگ ریاضی و نجوم می باشد از زندگی خوارزمی چندان ا طلاع قابل اعتمادی در دست نیست الا اینکه وی در حدود سال 780 میلادی در خوارزم(خیوه کنونی) متولد شد شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات مخصوصاٌ‌ در رشته جبر انجام داده به طوری که هیچیک از ریاضیدانان قرون وسطی مانند وی در فکر ریاضی تاثیر نداشته اند اجداد خوارزمی احتمالاٌ اهل خوارزم بودند ولی خودش احتمالاٌ از قطر بولی ناحیه ای نزدیک بغداد بود. به هنگام خلافت ماموی عضو دارالحکمه که مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مامون بود، گردید خوارزمی کارهای دیونانتوس را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت خود نیز کتابی در این رشته نوشت.

الجبر و المقابله که به مامون تقدیم شده کتابی است در باره ریاضیات مقدماتی و شاید نخستین کتاب جبری باشد که به عربی نوشته شده است دانش پژوهان بر سر این که چه مقدار از محتوای کتاب از منابع یونانی و هندی و عبری گرفته شده است اختلاف نظر دارند معمولاٌ در حل معادلات دو عمل معمول است خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین کرد و از این راه به واردساختن جبر به مرحله علمی کمک شایانی انجام داد اثر ریاضی دیگری که چندی پس از جبر نوشته شد رساله ای است مقدماتی در حساب که ارقام هندی(یا به غلط ارقام عربی) در آن به کار رفته بود و نخستین کتابی بود که نظام ارزش مکانی را(که آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح می داد اثر دیگری که به مامون تقدیم شد زیج السند هند بود مه نخستین اثر اختر شناسی عربی است که به صورت کامل بر جای مانده و شکل جداول آن از جداول بطلمیوس تاثیر پذیرفته است. کتاب صورت الارض که اثری است در زمینه جغرافیا اندک زمانی بعد از سال 195 196 نوشته شده است و تقریباٌ فهرست طولها و عرضهای همه شهرهای بزرگ و اماکن را شامل می شود این اثر که احتمالاٌ‌ مبتنی بر نقشه جهان نمای مامون است(که شاید خود خوارزمی هم در تهیه آن کار کرده بوده باشد)، به نوبه خود مبتنی بر جغرافیای بطلمیوسی بود این کتاب از بهضی جهات دقیق تر از اثر بطلمیوس بود خاصه در قلمرو اسلام. تنها اثر دیگری که بر جای مانده است رساله کوتاهی است در باره تقویم یهود. خوارزمی دو کتاب نیز در باره اسطرلاب نوشت آثار علمی خوارزمی از حیث تعداد کم ولی از نفوذ بی بدیل برخوردارند زیرا که مدخلی بر علوم یونانی و هندی فراهم آورده اند بخشی از جبر دوبار در قرن ششم / دوازدهم به لاتینی ترجمه شد و نفوذی عمده بر جبر قرون وسطایی داشت رساله خوارزمی در باره ارقام هندی پس از آنکه در قرن دوازدهم به لاتینی ترجمه و منتشر شد بزرگترین تاثیر را بخشید نام خوارزمی مترادف شد با هر کتابی که در باره حساب جدید نوشته می شد(و از اینجا است اصطلاح جدید))الگوریتم)) به معنی قاعده محاسبه کتاب جبر و مقابله خوارزمی که به عنوان الجبرا به لاتینی ترجمه گردید باعث شد که همین کلمه در زبانهای اروپایی به معنای جبر به کار رود نام خوارزمی هم در ترجمه به جای الخوارزمی به صورت الگوریتمی تصنیف گردید و الفاظ آلگوریسم و نظایر آنها در زبانهای اروپایی که به معنی فن محاسبه ارقام یا علامات دیگر است مشتق از آن می باشد.

ارقام هندی که به غلط ارقام عربی نامیده می شود از طریق آثار فیبوناتچی به اروپا وارد گردید همین ارقام انقلابی در ریاپیات به وجود آورد و هر گونه اعمال محاسباتی را مقدور ساخت باری کتاب جبر خوارزمی قرنها در اروپا ماخذ و مرجع دانشمندان و محققین بوده و یوهانس هیسپالنسیس و گراردوس کرموننسیس و رابرت چستری در قرن دوازدهم هر یک از آن را به زبان لاتینی ترجمه کردند نفوذ کتاب زیج السند چندان زیاد نبود اما نخستین اثر از این گونه بود که به صورت ترجمه لاتینی به همت آدلاردباثی در قرن دوازدهم به غرب رسید جداول طلیطلی(تولدویی) یکجا قرار گرفتند و به توسط ژرار کرمونایی در اواخر قرن یازدهم به لاتینی ترجمه شدند، از مقبولیت گستره تری در غرب برخوردار شدند و دست کم یکصد سال بسیار متداول بودند از کارهای دیگر خوارزمی تهیه اطلسی از نقشه آسمان و زمین و همچنین اصلاح نقشه های جغرافیایی بطلمیوس بود جغرافیای وی تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند، دیگر از کتب مهم خوارزمی کتاب مفاتیح العلوم است که کتاب مهم و ارزنده ای است خوارزمی در حدود سال 848 میلادی مطابق با 232 هجری قمری در گذشت.


منبع:

zaronline.mihanblog.com


ادامه مطلب

ماه محرم

ماه محرم

محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.

شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است.

محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.

حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم:

غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا - تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام.

همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

عروج حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.

یک جرعه آفتاب

پیامبر اکرم(ص)

«مرگ حسین(ع) آتشی در دل مؤمنان انداخته است که هرگز سرد نخواهد شد».

امام حسن(ع)

«آنچه به من می‌رسد، زهری است که با دسیسه به کامم ریخته می‌شود، ولی ای اباعبدالله! هیچ روزی مانند روز [مصیبت] تو نیست».

امام رضا(ع)

«بر چون حسین(ع)، باید که گریندگان بگریند؛ زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را می‌زداید. چون ماه محرم می‌رسید، کسی پدرم را خندان نمی‌دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آنکه ده روز می‌گذشت. روز دهم، روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می‌فرمود: این روزی است که حسین(ع) در آن کشته شد».

«هرکه در روز عاشورا کسب و کار خود را فرو گذارد، خداوند حاجت‌های دنیا و آخرت او را برآورده می‌سازد».

امام صادق(ع)

«روز شهادت حسین(ع)، سوگ‌ناک‌ترین روزهاست».

امام صادق(ع) در پاسخ به این پرسش که چرا روز عاشورا سوگ‌ناک‌ترین روز نامیده شده است، نه روز رحلت پیامبر و حضرت فاطمه3 و روزشهادت حضرت علی(ع) و امام حسن(ع)، فرمود: «به این دلیل روز شهادت حسین(ع)، سوگ‌ناک‌ترین روزهاست که اصحاب کسا؛ این گرامی‌ترین آفریدگان نزد خدای تعالى، پنج نفر بودند... پس چون حسین(ع) کشته شد، دیگر کسی از اهل کساء باقی نماند که پس از او مایه تسلی خاطر مردم باشد. بنابراین، رفتن حسین(ع)، به منزله رفتن همه آنهاست، چنان‌که باقی بودن آن حضرت مثل این بود که همه اهل کسا زنده هستند».

عظمت و حرمت محرم

محرم، نام نخستین ماه از ماه‌های دوازده‌گانه قمری است. علت نام‌گذاری این ماه به محرم آن بود که در زمان جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می‌دانستند و روز اول محرم را اول سال قمری قرار می‌دادند.

بنی‌امیه در سال 61 هجرى، با ریختن خون سیدالشهدا و خاندان و یارانش در این ماه و پدید آوردن حادثه کربلا، احترام ماه حرام را نگه نداشتند. از آنجا که ماه محرم یادآور حادثه کربلا و عاشوراست، فرا رسیدن آن دل‌ها را اندوهناک می‌کند. پیروان و شیفتگان امام حسین(ع) نیز از اول محرم همه جا را سیاه‌پوش می‌کنند و به یاد آن امام شهید، به عزاداری می‌پردازند.

محرم همچون عاشورا، رمز احیای خاطره حماسه‌های کربلاست. در فرهنگ شیعه، نام محرم با عاشورا، کربلا و امام حسین(ع) آمیخته شده است و با یکدیگر پیوند دارند و گویی محرم جز حسین و کربلا هیچ ندارد. امام حسین(ع) با شهادت، به قرب الهی رسید و این کار بزرگ، چون تابلویی زیبا، برای همیشه در برابر چشمان انسان قرار دارد.


منبع:

zaronline.mihanblog.com


ادامه مطلب

چرا قاعده مالکیت از جامعه ای تا جامعه ی دیگر و از زمانی به زمان دیگر فرق می کند؟

چرا قاعده مالکیت از جامعه ای تا جامعه ی دیگر و از زمانی به زمان دیگر فرق می کند؟

در رابطه ی اقتصادی , تمایل کسب سود موجب تضاد و درگیری می شود. در نتیجه , جامعه برای حفظ یکپارچگی خود قوانینی را تعیین می کنند.این گونه قواعد که از آنها به عنوان قاعده ی مالکیت  یاد می شود , حدود منافع مردم را مشخص می کند و جامعه را از گسستگی و درگیری نجات می دهد. این قاعده از جامعه ای تا جامعه ی دیگر و از زمانی تازمان دیگر تغییر می کند.

قاعده ی مالکیت حدود استفاده ی فرد از امکانات جامعه را مشخص می کنند. (چه طبیعی و چه غیر طبیعی) را مشخص میکند و ازمنافع دیگران در مقابل افراد حراست می کنند . با توجه به آنچه در رابطه با مفاهیم رابطه ی اقتصادی و قاعده ی مالکیت گفته شد می توان آن را اینچنین تعریف کرد :

 مجموعه روابطی حولی که تولید یا مبادله ی کالا و خدمات و براساس قواعد تعیین شده توسط جامعه  (قاعده ی مالکیت ) شکل می گیرد , نظام اقتصادی  را به وجود می آورد .

 مهمترین تعامل در یك نظام اقتصادی، تعاملی است كه بین دولت‌ها و مردم جامعه قرار می‌گیرد، این از آن جهت اهمیت دارد كه این تعامل تبیین‌كنندة اصلی توسعه‌یافتگی یا عدم توسعه‌یافتگی یك نظام اقتصادی است. به طور معمول سیاست‌گذاران از اطلاعات بیشتری در مقایسه با مردم جامعه برخوردار بوده و این امر در نظام‌های اقتصادی كمتر توسعه‌یافته، به دلیل فقدان نهادهای گسترش‌دهندة اطلاعات از جمله یك بازار كارآمد و نهادهای اطلاع‌رسانی تشدید خواهد شد و نتیجه آنكه چنین نظام اقتصادی، بسته به میزان عدم تقارن اطلاعات، سیاست‌گذاران یا دولتمردان در معرض آزمون‌های اخلاقی بیشتری قرار خواهند گرفت.

حال در این زمینه دو امكان وجود دارد. چنانچه سیاست‌گذاران از این فرصت ایجاد شده، بدون در نظر گرفتن قید اخلاقی، در جهت منافع فردی یا گروهی بهره گیرند، این امر موجب تشدید ناكارآمدی تخصیص منابع در این جوامع خواهد شد و چنانچه رفتار اخلاقی را در پیش گیرند، شرایطی برای بهبود تخصیص منابع فراهم خواهد گردید. پیامد چنین رفتار اخلاقی، كاهش اطلاعات نامتقارن است یک نظام اقتصادی مانند نظام اقتصادی سرمایه‌داری می‏تواند در ابتدا با تکیه یکسویه بر اصالت فرد و به رسمیت شناختن آزادی‏های نامحدود فردی و ارجحیت منافع فرد بر جمع ٬ زمینه ایجاد انگیزه فعالیت اقتصادی در افراد را به‏وجود بیاورد و با تکیه بر مکانیسم بازار مخصوصا در زمینه توزیع درآمد و مخالفت با دخالت دولت در فعالیت‏های اقتصادی ٬ فقر و تضاد طبقاتی را گسترش دهد و در پایان باعث افزایش نارضایتی و کاهش انگیزه اقتصادی در قشر ناراضی و در نهایت کاهش کارایی شود.

همچنین یک نظام اقتصادی مثل نظام اقتصادی سوسیالیسم می‏تواند با تکیه بر اصالت جمع و به منظور جلوگیری از پیامدهای مکانیسم بازار با تمرکز برنامه‏ریزی و نفی آزادی‏های فردی در زمینه مالکیت ٬سرمایه‏گذاری‏انتخاب شغل و مصرف‏ضمن تامین معیشت عمومی در حد نیازهای اولیه و برقراری برابری نسبی ٬ امکان فعالیتهای اقتصادی افراد را سلب کرده و موجب بی‏انگیزگی فرد و پایین آمدن کارایی شود.پس لزوم شناخت نظام اقتصادی از دیدگاههای مختلف مطرح می‏شود.اولین دیدگاه این است که نظام اقتصادی به صورت واقعیتی درنظر گرفته شود.هدف٬شناختن اجزا نظام و سازوکار آن است اینکه یک نظام اقتصادی برای نیل به اهدافش چگونه عمل می‏کند و در مقایسه با سایر نظام‏ها تا چه حد توفیق داشته است.اما شناخت مبانی فکری نظام مورد توجه نمی‏باشد.نمونه این دیدگاه شنیستر و نوردیکه هستند که در کتاب «سیستمهای اقتصادی »تنها به توضیح نظامها‏های اقتصادی و عملکرد آنها پرداخته‏اند.

فدک

فدک

«فدك‏»،سرزمین آباد و حاصل‏خیزى بود كه در نزدیكى‏«خیبر»قرار داشت.و فاصله آن با مدینه،در حدود 140 كیلومتر بود،كه پس از دژهاى خیبر،نقطه اتكاء یهودیان حجاز به شمار مى‏رفت، سپاه اسلام،پس از آنكه یهودیان را در«خیبر»و«وادى القرى‏»و«تیما»درهم شكست،و خلائى را كه در شمال مدینه احساس مى‏شد،با نیروى نظامى اسلام پرنمود،براى پایان دادن به قدرتهاى یهودى در این سرزمین-كه براى اسلام و مسلمانان كانون خطر و تحریك بر ضد اسلام به شمار مى‏رفتند-سفیرى به نام‏«محیط‏»پیش سران فدك فرستادند.«یوشع بن نون‏»كه ریاست منطقه را بر عهده داشت،صلح و تسلیم را بر نبرد ترجیح داد،و تعهد كرد كه نیمى از حاصل را هر سال در اختیار پیامبر اسلام بگذارد و از این پس،زیر لواى اسلام زندگى كند.همچنین،بر ضد مسلمانان دست‏به توطئه نزند،و حكومت اسلام در برابر این مبلغ امنیت منطقه آنها را تامین نماید.

سرزمینهائى كه در اسلام به وسیله جنگ و قدرت نظامى گرفته مى‏شود، متعلق به عموم مسلمانان است،و اداره آن به دست فرمانرواى اسلام مى‏باشد،ولى سرزمینى كه بدون هجوم نظامى و اعزام نیرو به دست مسلمانان مى‏افتد،مربوط به شخص پیامبر و امام پس از وى مى‏باشد،و اختیار این نوع سرزمینها با او است.مى‏تواند آن را ببخشد،مى‏تواند اجاره دهد.یكى از آن موارد اینست كه از این املاك و اموال، نیازمندیهاى مشروع نزدیكان خود را به شكل آبرومندى برطرف سازد.  روى این اساس پیامبر«فدك‏»را به دختر گرامى خود حضرت زهرا«ع‏»بخشید.منظور از بخشیدن این ملك-چنانكه قرائن گواهى مى‏دهد-دو چیز بود:

منبع:

zaronline.mihanblog.com



ادامه مطلب

شیعه و سنی

شیعه  و سنی

شیعه

كیفیت پیدایش شیعه

آغاز پیدایش شیعه را كه براى اولین بار به شیعه على (اولین پیشوا ازپیشوایان اهل بیت ) معروف شدند همان زمان حیات پیغمبر اكرم باید دانست و جریان ظهور و پیشرفت دعوت اسلامى در بیست و سه سال زمان بعثت موجبات زیادى در برداشت كه طبعا پیدایش چنین جمعیتى را در میان یاران پیغمبر اكرم (ص) ایجاب میكرد. پیغمبر اكرم در اولین روزهاى بعثت كه به نص قرآن مأموریت یافت كه خویشان نزدیكتر خود را بدین خود دعوت كند صریحاً به ایشان فرمود كه هر یك از شما به اجابت من سبقت گیرد وزیر و جانشین و وصى من است. على (علیه السلام) پیش از همه مبادرت نموده اسلام را پذیرفت و پیغمبر اكرم ایمان او را پذیرفت و وعده هاى خود را تقبل نمود و عادتاً محال است كه رهبر نهضتى در اولین روز نهضت و قیام خود یكى از یاران نهضت را به سمت وزیرى و جانشینى به بیگانگان معرفى كند ولى به یاران و دوستان سرتا پا فداكار خود نشناساند یا تنها او را باامتیاز وزیرى و جانشینى بشناسد و بشناساند ولى در تمام دوره زندگى و دعوت خود , او را از وظائف وزیرى معزول و احترام مقام جانشینى او را نادیده گرفته و هیچگونه فرقى میان او و دیگران نگذارد. پیغمبر اكرم (ص) به موجب چندین روایت مستفیض و متواتركه سنى و شیعه روایت كرده اند تصریح فرموده كه على (علیه السلام) در قول و فعل خود , از خطا و معصیت مصون است هر سخنى كه گوید و هر كارى كه كند با دعوت دینى مطابقت كامل دارد و داناترین مردم است به معارف و شرایع اسلام. على علیه السلام خدمات گرانبهائى انجام داده و فداكاریهاى شگفت انگیزى كرده بود مانند خوابیدن در بستر پیغمبر اكرم در شب هجرت و فتوحاتى كه در جنگهاى بدرو احد و خندق و خیبر به دست وى صورت گرفته بود كه اگر پاى وى در یكى از این وقایع در میان نبود اسلام و اسلامیان به دست دشمنان حق ریشه كن شده بودند. جریان غدیر خم كه پیغمبر اكرم (ص) در آنجا على (ع) را به ولایت عامه مردم نصب و معرفى كرده و او را مانند خود متولى قرار داده بود بدیهى است این چندین امتیازات و فضائل اختصاصى دیگر كه مورد اتفاق همگان بود و علاقه مفرطى كه پیغمبر اكرم به على (ع) داشت طبعاً عده اى از یاران پیغمبر اكرم را كه شیفتگان فضیلت و حقیقت بودند بر این وامیداشت كه على (ع) را دوست داشته به دورش گرد آیند و از وى پیروى كنند چنانكه عده اى را بر حسد و كینه آن حضرت وامیداشت. گذشته از همه اینها نام (شیعه على) و (شیعه اهل بیت) در سخنان پیغمبر اكرم (ص) بسیار دیده میشود.

سنی

مذهب سُنّی بزرگ‌ترین مذهب دین اسلام است که بیشترین پیروان را در میان مسلمانان دارد به طوری که حدود ۹۰٪ مسلمانان جهان پیرو اهل سنت هستند. اهل سنت و جماعت بر این باورند که محمد، پیامبر اسلام، پس از خود جانشینی تعین ننمود و بعد از فوت محمد مسلمانان آن زمان بر اساس شورا و انتخاب چهار تن را به عنوان خلیفه ی مسلمین انتخاب نموده اند. ابتدا در سقیفه بنی ساعده، ابوبکر را که از صحابه (یاران)و نزدیکان محمد بود و در میان مسلمانان محبوبیت و اعتبار زیادی داشتند برای خلافت بعد از محمد بر جامعه نوبنیاد مسلمانان انتخاب کردند. این چهار تن که به خلفای راشدین معروفند به ترتیب عبارت‌اند از: ابوبکر / عمر / عثمان / علی اهل سنت علاوه بر آن احترام خاصی را به اهل بیت پیامبر(بویژه امامان اهل تشیع) قائلند. برخی از سنیان، حسن پسر علی را نیز خلیفه می‌دانند و بر این باورند که دارای دوران خلافت بسیار کوتاهی بوده‌است اما دیگران معتقدند که بعد از علی، دوران خلافت اسلامی بر مسلمانان برای همیشه تمام شده و بعد از آن را سلطنت می‌دانند. هرچند که تمامی اولاد محمد نزد سنیان، محترم شمرده می‌شوند. سنیان، قرآن را کتابی محفوظ می‌دانند و مدعی پیروی از قرآن و سنت حضرت محمد هستند. اما اصطلاح «اهل سنت» در تقسیم بندی‌های مذهبی قرن دوم هجری شکل گرفت. در آن دوران گروهی خود را «اهل سنت» نامیدند و گروهی دیگر که عمدتاً معتزلی بودند، خود را «اهل توحید» نامیدند. ««مجموعه احادیثی که در دوران بنی عباس گرد آمد، «سنت» و عقایدی که پیرامون آنها شکل گرفت، «عقاید السنة» نامیده شد و معتقدان به آن را «اهل سنت» می نامند؛ بنابراین اصطلاح اهل سنت از حدود سال ۱۵۰ه.ق. به بعد در جامعه اسلامی رواج پیدا کرد.»» مذهب سنی از لحاظ علوم فقهی به چندین فرقه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی و اهل حدیث تقسیم می‌گردد. هر چند که اختلافات آنان بسیار جزئی است و اغلب پیروان یکی از آنان می‌تواند در شرایط زمانی و یا مکانی خاص از فرقه دیگری تقلید کند.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


آیا شیطان فرشته بود

آیا شیطان فرشته بود

مفهوم شیطان در كتب لغت چنین بیان شده كه هر چیز متمرد اعم از جن و انس و هر جنبنده را شامل مى‏شود.

شیطان از ماده «شطن شطونا یعنى دور شد دور شدنى» وجه تسمیه آن است كه از درگاه حضرت آفریدگار مطلق رانده شده است.

در مجمع‏السلوك آمده است «شیطان آتشى ناصاف است كه آمیخته به تاریكى كفر است در جسم و روان آدمى مانند خون جریان دارد»

فرهنگ دهخدا آن را چنین معنا كرده است: وجودى مظهر خبث و شرارت كه موجب گمراهى و شرك و غرور و ظلم و بدبختى افراد بشر گردد باید متذكر شد:

اولًا، شیطان یا ابلیس «جن» بوده است نه فرشته «فسجدوا إلّا إبلیس كان من الجنِّ پس سجده كردند جز ابلیس كه از جن بود». علاوه بر این شیطان به تصریح قرآن از جنس آتش بوده است ولى در هیچ جاى قرآن نیامده است كه ملائكه و فرشتگان از آتش خلق شده باشند. همچنین در قرآن تصریح شده كه ابلیس عصیان كرد و حال آن كه فرشتگان به دلیل ماهیت خلقتشان به هیچ وجه عصیان نمى‏كنند.

ثانیا، براساس آیات قرآن كه طرح تفصیلى و تفسیر آن در این مجال ممكن نیست، جن مانند انسان، موجودى مختار، انتخابگر و صاحب اراده است و هنگامى كه بر سر دو راهى قرار گیرد، یكى را برمى‏گزیند. سوره‏هاى: ذاریات/ 56 انعام/ 130 جن، 15، 14 و 11 بقره/ 24 تحریم/ 6 اعراف 38.

بنابراین، شیطان از آن‏جا كه جن بوده است، موجودى انتخابگر و صاحب اراده بوده و توان سرپیچى از فرمان خداوند را داشته است.

ظاهر خطاب الهى  این است كه ابلیس از فرشتگان استثنا مى‏شود. محققین معتقدند كه ابلیس از جن بوده و

ماهیتى متفاوت با فرشتگان دارد. لذا در بررسى این آیات گروهى معتقدند كه فرشتگان و ابلیس با هم به یك امر

مأمور به سجده شده‏اند. اما از باب غلبه فرشتگان و اكثریت آن‏ها در آیات الهى چنین تعبیر شده كه به فرشتگان امر كردیم. گروهى دیگر معتقد شده‏اند كه اساساً دو امر شده یكى به فرشتگان و دیگرى به ابلیس. اما در آیه تنها امر اول ذكر شده است.

مرحوم علامه طباطبایى (ره) نظر دیگرى دارند. ایشان مى‏فرمایند ابلیس در مقام و رتبه‏اى بود كه فرشتگان در آن مقام قرار داشتند (و این شاید به دلیل عبادات زیاد ابلیس باشد) امیرالمؤمنین (ع) در همین خطبه قاصعه مى‏فرماید: ابلیس شش هزار سال خداوند را عبادت كرد كه معلوم نیست از سال‏هاى دنیا بوده یا آخرت.

و لذا متمایز از آنان نبود و امر به سجده متوجه همین مقام و مرتبه بود. اما ابلیس به دلیل مخالفت و عصیانش از این مقام تنزل كرده و از فرشتگان متمایز شد. بنابر این تعبیر حضرت على (ع) در خطبه قاصعه نیز همین ملاك مى‏تواند باشد. در واقع حضرت مى‏فرمایند: ابلیسى كه در مقام و مرتبه در رتبه ملائكه بود، به واسطه استكبار از آن مرتبه تنزل نمود .

نكته قابل توجه این است كه فهم معارف دینى از طریق نظر به همه متون دینى میسر است و آن چه از مجموع متون دینى فهمیده مى‏شود ملاك مى‏باشد و همان طور كه گذشت به صراحت قرآن ابلیس از جنّ مى‏باشد. لذا مرحوم علامه با توجه به مجموع آیات در این باب این نظر را ارائه كرده ‏اند.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


زنان مقدس ایران

زنان مقدس ایران

دوران هشت سالة دفاع مقدس، خاطرات، عملكردها و اقدامات بسیار درخشانی از حضور پرحماسة بانوان و شیرزنان ایرانی در خود به یادگار گذاشته است. این خدمات در واقع در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، هنری، سیاسی و حتی نظامی همراه و همگام با مردان حماسه‌آفرین در زمان جنگ، امری پیش پا افتاده نیست كه بتوان به سادگی از كنار آن گذشته و آن را نادیده انگاشت.

بانوان ایرانی در این مدت هشت ساله نشان دادند كه به راستی لیاقت افتخار آفرینی برای جامعة خویش را خواهند داشت. آنها هم در صحنة نبرد به صورت رویارویی مستقیم با دشمن اشغالگر و مهاجم مصاف كردند و هم در پشت جبهه و در عرصه‌های مختلف منشأ خدمات گرانبهایی گردیدند كه تاریخ انسانیت و ارزشها الی‌الابد از آن همه خدمات ایثارگرانه، به نیكی یاد خواهد نمود.

همچنین این مقاله، در كنار مرور اقدامات و عملكردهای بانوان ایثارگر در جبهه و پشت جبهه، به بیان بایسته‌هایی در زمینة نشر فرهنگ دفاع مقدس توسط بانوان در دوران كنونی ـ یك نسل یا ربع قرن از آغاز دفاع مقدس گذشته است ـ پرداخته و ضرورت حضور بانوان، جهت انتشار فرهنگ دفاع مقدس در دوران كنونی را ضروری می‌داند.

دفاع مقدس و نقش چشمگیر بانوان در آن

بانوان ایثارگر ایرانی با داشتن تجارب ذیقیمت از حضور در صحنة اجتماع در دوران پیش از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی ایران، در طول مدت هشت سال دفاع مقدس به افتخارآفرینی خویش ادامه داده و حتی در برخی از صحنه‌ها، جلودار مردها در امر پشتیبانی از دفاع مقدس و جنگ تحمیلی بوده‌اند و به تعبیر امام خمینی:

«... از اینها و زحمات اینها، بیشتر از مردها باید گفت. برای این كه وقتی كه بانوان می‌آیند، در میدان؛ قوة مردها دو چندان می‌شود یا ده چندان می‌شود...».

خدمات و عملكرد اقشار مختلف زنان و بانوان ایرانی در طول دفاع مقدس، در واقع تداوم عملكرد درخشان آنها در طول نهضت و انقلاب اسلامی بوده است؛ منتهی به گونه‌های دیگر و به شكل فعالیت و عملكردهای داوطلبانه.

حضرت امام با یادآوری این خدمات شایستة بانوان، ضمن تقدیر از فعالیت‌های مختلف بانوان ایرانی، خطاب به آنها فرمودند:

«... امیدوارم كه همان‌طوری كه شما خانمها در همة اموری كه مربوط به پیشرفت اسلام در قبل از این انقلاب و در زمان انقلاب و بعد از انقلاب داشتید، به همین نحو خداوند توفیق بدهد به شما كه با تعهد باقی باشید و خدمت كنید، به این كشوری كه در زیر ستم ستمكاران پایمال شده بود...».

تعمق در این فرمایش امام، مشخص می‌كند كه هدف جامعة اسلامی از فراهم ساختن زمینة شركت زنان در فعالیت‌ها و از جمله دفاع مقدس، چیزی از اقدام مسئولانة آنها در جهت پیشرفت اسلام و پیشبرد انقلاب و صدور ارزشها نبوده است.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


زنان بزرگ تاریخ اسلام

زنان بزرگ تاریخ اسلام

حضرت زهرا (س) بر فرزندان خود كه امامند و بر پیغمبر غیر از خاتم الانبیاء برترى دارد. پیامبر (ص) جلوى پاى او بر مى‏خاست و او را «ام ابیها» مى‏خواند و تجلیلهاى بسیارى از او به عمل مى‏آورد.

چه كسى است كه منكر مقام عصمت و ولایت مطلقه حضرت صدیقه كبرا گردد؟ او دخترى در دامانش پروراند كه پیشوا و مقتداى زنان اسلام و شیعه گردید و زینب كبرایش نامید كه به عقلیه بنى‏هاشم مشهور بود. او با خطابه‏اش لرزه بر حكومت یزید بن معاویه انداخت و بدون ندبه و زارى در برابر قاتل خاندانش ایستاد.

پس از واقعه عاشورا  یکی از سخنرانی ها، سخنرانی زینب کبری(س) در کوفه بود. سخنان حضرت زینب(س) در کوفه تأثیری در مردم گذاشت که راوی می گوید: پس از خطبه زینب (س) مردم را دیدم که از شدت پشیمانی حیرت زده دستان خود را به دندان می گزند و در آن میان پیرمرد سالخورده ای را در کنار خود مشاهده  کردم که چنان می گریست که محاسن سپیدش از اشک تر شده بود.

ام سلمه همسر رسول اكرم (ص) كه اسوه تقوا و پیرو و مطیع شوهر بود. زنى كه از فرزند گرامى همسرش (حضرت فاطمه (س)) و نوادگان گرانقدر همسرش تا آخرین لحظات زندگى خود چون مادرى مهربان حمایت كرد.

«سمیه» مادر «عمار یاسر» از گروه زنانى است كه در نخستین روزها به اسلام گرویدند. و این زن با شهامت به شهادت رسید و با افتخار به ملكوت اعلى پیوست و نخستین زن شهید در اسلام شد.

و «سبعه مبشره» از كسانى كه در راه عشق به اسلام و عقیده تا پاى جان ایستاده و از هیچ حادثه‏اى نهراسیدند.

«ام حارث» ، وى علاوه بر نقل حدیث و اخبار از رسول خدا (ص)، در شجاعت و اسب سوارى و دلیرى با مردان شجاع و رزمنده برابرى مى‏كرد. ام حارث در «جنگ حنین» شركت داشت و خود را سپر بلاى پیامبر اسلام قرار داد.

«ام حكیم» به همراه خالد در جنگ «مرج الصفر» شركت نمود و در آن نبرد هفت تن از دشمنان را از پاى در آورد و سپس به شهادت رسید.

زنانى دیگر در زمان جاهلیت بودند كه شخصیت و بزرگوارى آنان كمتر از شخصیت زنان نمونه و ستوده قرآنى نبود، مانند: «فاطمه بنت اسد» مادر حضرت على (ع)، «آمنه خاتون» زن بى‏نظیرى كه شایسته فرزندى چون رسول اكرم است.

«حلیه سعدیه» مادر رضاعى و دایه حضرت رسول اكرم (ص)

خلاصه این بانوان شریف و عزیز الگو و نمونه انسانیت و شایستگى و جامعه نسوان را نشان داده‏اند و این ماییم كه باید حسن تدبیر و اخلاق و اعمال آنان را افتخار خود دانسته و از آن پیروى كنیم.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 

خطبه غدیر و شرح واقعه غدیر (2)

اهمیّت مسأله امامت

ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ، جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.
ای مردم! این علی(ع) است که مرا بیش از هر کس یاری کرده و از همه بر من سزاوارتر است. از تمام مردم به من نزدیکتر و از همه کس، نزد من محبوبتر و گرامی­تر است.

خداوند عزّوجلّ و من از او راضی و خوشنودیم. آیه­ای در قرآن مُشعِر به رضایت حق از بندگان، نازل نشده مگر آن که در شأن علی(ع) است و هر جا که خداوند مؤمنین را مخاطب قرار داده، در درجه نخست، نظر به او داشته است. آیه مدحی نیست مگر آنکه در مورد اوست و بهشتی که در سوره (( هَل أتی علی الانسان یاد شده، برای اوست، و در نزول آن دیگری جز او منظور نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده است.

ای مردم! علی(ع)، ناصر دین خدا و حامی پیامبر خداست، اوست پارسای پرهیزگار و طیّب و طاهر و رهنما و ره یافته.
پیامبرتان، بهترین پیامبر و وصیّ او بهترین وصیّ و پسرانش بهترین اوصیاءاند.

ای مردم! ذریّه و نسل هر پیامبری از صلب خود اویند امّا ذریّه و نسل من از صلب علی(ع) هستند.
خطر انحراف و کار شکنی

ای مردم! شیطان به حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد، پس مبادا که نسبت به علی u حسد ورزید که اعمالتان یکسره باطل شود و به لغزش و انحراف درافتید؛ که آدم صفوت الله تنها به سبب یک معصیت، به زمین فرو افتاد؛ پس بر شماست که مراقب احوال خویشتن باشید. شما که در میانتان، دشمن خدا نیز هست.

(ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی u کینه نمی­ورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(ع) در دل نمی­گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(ع) ایمان نخواهند آوردو به خدا سوگند سوره/ وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ... ¤ در شأن علی(ع) نازل شده است.

ای مردم! خدا را گواه می­گیرم که در انجام وظایف رسالت فروگذار نکردم و بر پیامبر، جز ابلاغ فرمان حق، وظیفه­ای دیگر نیست.
ای مردم! نسبت به خداوند آنچنان که شایسته است پرهیزگار باشید مبادا که جزء مسلمانی دیده از جهان فرو بندید.
ای مردم! به خدا و پیامبرش باور آرید و به نوری که با او نازل شده ایمان آورید، پیش از آنکه خشم خدای شما را فرو گیرد و به مجازات، رخسارتان به عقب باز گردانده شود.

ای مردم! این نور از جانب حق تعالی در من سرشته شده و بعد از آن در طینت علی(ع) و سپس در نسل او قرار داده شده تا آنگاه که نوبت به امام قائم، مهدی(عج) رسد و اوست که سرانجام، حق خدا و حقوق ما را از خواهد ستاند؛ که خداوند عزّوجلّ ما را بر تمام مقصران و دشمنان و مخالفان و خائنان و معصیت کاران و ستمگران حجت قرار داده است.
ای مردم! به شما اعلام خطر می­کنم، به هوش باشید که من فرستاده خدا به سوی شمایم و پیش از من رسولانی آمده و رفته­اند، آیا اگر من نیز از جهان بروم و یا کشته شوم، به راه پیشینیان خود، باز می­گردید؟! ولی هر آنکس که به عقب باز گردد و به جاهلیت اسلاف خود روی کند، زیانی به خداوند نخواهد رساند، امّا پروردگار، سپاسگذاران را پاداش نیکو مرحمت خواهد کرد ای مردم! بدانید که علی(ع) همان کسی است که متّصف و موصوف به سپاسگذاری و شکیبایی است و پس از او فرزندان من که از صلب اویند، به این صفات مزیّن و ممتازند.

ای مردم! مسلمانیِ خود را بر خداوند منّت منهید، که موجب خشم و غضب پروردگار بر شما گردد و عذابی از سوی او به شما رسد، زیرا که حق در کمین است.

ای مردم! چیزی نمی­گذرد که پس از من امامان و سردمدارانی پدید آیند که خلق را به آتش و دوزخ فرا خوانند اما این گروه را در روز قیامت یار و مددکاری نخواهد بود.

ای مردم! خدا و پیامبرش از این کسان، متنفّر و بیزارند.

ای مردم! اینان و پیروان و یارانشان، جملگی، در پست­ترین دوزخ گرفتار خواهند شد، و چه بد جایگاهی است دوزخ، برای این گروه که به تکبر گراییده­اند. هشدار باشید که اینان همان ((یاران صحیفه)) اند (اما هر یک از شما باید که در نامه اعمال خود بنگرد گر چه مردم جر تنی چند، نامه عمل خود را از یاد برده­اند). ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار وظیفه­ای را که به آن مأمور بودم، به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاید در این انجمن بوده و یا در این اجتماع حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر متولد نشده­اند، حجّت تمام باشد. باید که ماجرای امروز را حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند. گر چه مدتی نخواهد گذشت که (عده­ای) این امر را با غصب و ستم، از آن خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کندو از رحمت خود، دور و مهجورشان سازد و در چنین حال، سزاوار این عذاب گردند که فرمود:

((سَنُفرِغُ لَکُم أیُّهَا الثَّقَلانَ یُرسَلُ عَلَیکُما شُواظٌ مِن نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنتَصِران((.
ای مردم! خداوند شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه پاک و پلید از یکدیگر ممتاز گردند و خدا شما را بر اسرار پنهان، آگاهی نداده و نخواهد داد.


ای مردم! سرزمینی نیست مگر آنکه خداوند، مردم آن را در اثر تکذیب حق، هلاک کرده و چنانکه خود به این معنی اشاره فرموده است:

((وَ کَذلِکَ نُهلِکَ القُری وَ هِیَ ظالِمَۀٌ((

و این علی(ع) امام و پیشوای شما و ولیّ و صاحب اختیار شماست. که خداوند، در مورد او تهدیدها و وعده­ها کرده و خدا وعده­های خود را انجام خواهد داد.

ای مردم! پیش از شما، اکثر مردم نخستین به گمراهی رفتند و خداوند ایشان را هلاک نمود و هم اوست هلاک کننده گروههائی که از این پس می­آیند، همچنانکه فرمود: /ألَم نُهلِکِ الأوَّلینَ، ثُمَّ نُتبِعُهُمُ الاخِرینَ، کَذلِکَ نَفعَلُ بِالمُجرِمینَ، وَیلٌ یَومئذٍ لِلمُکَذِّبینَ

ای مردم! خداوند، مرا به پاره­ای از امور امر کرده و از پاره­ای دیگر نهی فرموده است و من نیز علی(ع) را به آن امور، امر و نهی کرده­ام؛ پس در حقیقت، او اوامر و نواحی حق را از پروردگار خود اخذ نموده است؛ پس باید که گوش به فرمان او کنید تا از سلامت برخوردار گردید و دستورش را به اجرا گذارید تا به راه هدایت رفته باشید و از آنچه نهی می­کند حذر کنید تا به رشد و کمال رسید و خویشتن را بدان گونه که خواست اوست، باز سازید و مبادا که راههای دیگر شما را از پیمودن راه و رویه او باز دارد.
ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم و شما به رعایت آن مأمور شده­اید و پس از من، علی(ع) و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت می­کنند و پیوسته روی به سوی حق دارند. (پس از آن سوره حمد را تا پایان تلاوت کرد و به ادامه سخن پرداخت

ای مردم! این سوره  حمد) در شأن من و علی(ع) و فرزندانش فرود آمد و شامل ایشان می­گردد همچنین مخصوص آنهاست، ایشان، اولیای خدایند که نه خوفی در دل دارند و نه اندوهی آزارشان دهد، بدانید که حزب الله پیروز است و در برابر، دشمنان علی، گروهی اهل شقاق و نفاق و کینه ورزانی متجاوز و برادران اهریمنند که به منظور فریب و نیرنگ، سخنان بی مغز و آمیخته به رنگ و ریا با یکدیگر نجوا می­کنند.


منبع:

zaronline.mihanblog.com


ادامه مطلب

خطبه غدیر و شرح واقعه غدیر


حمد و ثنای الهی


ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی­همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده­ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شده­ها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بی­اندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح­القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده­ای را می­بیند، و هیچ دیده­ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی­کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی­نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه­ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی­افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آنکه به دیده­ها مشهود گردد و لیکن او هر دیده­ای را در می­یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.
به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

و گواهی می­دهم: او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.

موجودات را بی آنکه نمونه­ای از پیش داشته باشد، ابتکار و خلقت فرمود و بدون کمک هیچ یاوری آنها را بیافرید و در این هنگامه نه او را رنجی و نه نیازی به چاره سازی بود. به ایجاد خلق اراده نموده پس خلق، خلعت هستی یافتند و (به نور وجودش) آشکار شدند. پس اوست خدایی که معبودی جز او نیست، آن (خدایی) که به صنع خود، اتقان و استواری داد و در مصنوع خود، حسن و زیبایی نهاد. دادگریست که هرگز ستم نکند و بزرگواریست که کلیه امور به او باز می­گردد.
و گواهی می­دهم اوست که هستی در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هیبتش سر افکنده و تسلیم است.
اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملکها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

نه او را ضدّی است و نه شریکی. یکتای بی نیاز است. نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی و نه احدی همتا و مانند وی است معبودی یکتا و پروردگاری ارجمند است هر چه خواهد کند و اراده­اش بر جهان فرمانرواست. او بر هر چیز و به شمار همه چیز آگاه است. مرگ و زندگی، نیازمندی و بی نیازی به اراده او و خنده و گریه و منع و عطا به خواست اوست.
ملک و سلطنت، از آن او و ثنا و ستایش، ویژه او و خیر و نیکی به خواست اوست و اوست که بر هر کاری تواناست. شب را در روز، و روز را در شب فرو می­برد و خدایی جز او نیست. خدایی بس ارجمند و بسی بخشاینده. به خواهش بندگان، پاسخ می­دهد و صاحب بخشش و عطای بزرگ است. به شمار نَفَس جانداران آگاه و پروردگار پری و آدمی است.
کاری بر او دشوار نیست و ناله فریاد خواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمی­سازد به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.

و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم.

فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابنده­ام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمانهایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم که اوست خداوندی که از حیله­اش، ایمن نتوان نشست با آنکه از ستمش جای هیچ بیم و نگرانی نیست. اعتراف می­کنم که بنده اویم و گواهی می­دهم که او پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من وحی فرموده، به مردم ابلاغ خواهم کرد. مبادا که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید، عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او.


منبع:

zaronline.mihanblog.com



ادامه مطلب

حضرت زینب (س) مادر عاشورا

حضرت زینب (س) مادر عاشورا

گاهی درتاریخ، انسانهای بزرگ و ارجمندی یافت می شوند که مدال افتخار انسانیت را می گیرند و بر قله رفیع شکوه و جلال می ایستند و از محدوده زمان خود پا فراتر نهاده و زندگی شان برای همیشه در پیشانی تاریخ می درخشد و همواره الگویی بزرگ برای انسانهای حقجو می شوند. این  افراد برای خود آفریده نشده اند بلکه متعلق به همه نسل های بعد از خود هستند.

حضرت زینب (س)، دختر امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) نمونه بارزی از این افراد می باشد. زندگی سراسر حادثه و مصیبت ایشان که با حادثه جانسوز کربلا گره خورده، تبیین کننده  اهداف نهضت عظیم عاشورا و رسالت جدّ بزرگوار و امامان خویش است.

زینب (س) پس از شهادت برادر  عهده دار رسالتی بزرگ می شود، سرپرستی زنان و کودکان و از همه مهمتر رساندن پیام عاشورا به گوش مردمان فریب خورده و  غافل از حق و باطل.

زینب (س)  مادر عاشوراست. نهضتی که امام حسین (ع) آن چنان عمیق و وسیع و ماندگار، با آنهمه شکوه و زیبایی، از مدینه تا مکه و از آنجا تا کربلا، آورد و سرانجام از اول محرم سال 61 ه.ق. تا روز عاشورای همان سال در سرزمین کربلا شکل گرفت و به ثمر رسید. سپس زینب(س) بود که عهده دار نگهداری و رساندن پیام و رسالت برادر - اهداف قیام عاشورا- گردید و آن را به کوفه و شام و مدینه و هرجای دیگری که توانست ابلاغ نمود و با هجرت ها و مجاهدات خستگی ناپذیر خود به تبیین آن پرداخت و همگان را از ماهیت ظلم ستیزی و حق جویانه آن آگاه کرد. 

زینب (س) در شجاعت و شهامت، سخنوری و نطق، عقل و تدبیر و هدایت و رهبری هر آنچه را که از محضر پیامبر (ص) و علی و فاطمه و حسنین (ع) آموخته بود در مرحله عمل پیاده کرد و ذره ای ضعف از خود نشان نداد.

پیروزی نهضت عظیم حسینی (ع) مرهون زحمات و تلاش های بی وقفه زینب کبری (س) بوده و ویژگی های خاص این بانوی بزرگوار در اسارت، موجب شد که این نهضت جاوید و ماندگار مانده و  به سرمنزل مقصود برسد.

منبع:

zaronline.mihanblog.com



ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : amin zarrin

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان