تبلیغات
تحقیق دانش آموزی - چرا قاعده مالکیت از جامعه ای تا جامعه ی دیگر و از زمانی به زمان دیگر فرق می کند؟
 
نوشته شده توسط : amin zarrin

چرا قاعده مالکیت از جامعه ای تا جامعه ی دیگر و از زمانی به زمان دیگر فرق می کند؟

در رابطه ی اقتصادی , تمایل کسب سود موجب تضاد و درگیری می شود. در نتیجه , جامعه برای حفظ یکپارچگی خود قوانینی را تعیین می کنند.این گونه قواعد که از آنها به عنوان قاعده ی مالکیت  یاد می شود , حدود منافع مردم را مشخص می کند و جامعه را از گسستگی و درگیری نجات می دهد. این قاعده از جامعه ای تا جامعه ی دیگر و از زمانی تازمان دیگر تغییر می کند.

قاعده ی مالکیت حدود استفاده ی فرد از امکانات جامعه را مشخص می کنند. (چه طبیعی و چه غیر طبیعی) را مشخص میکند و ازمنافع دیگران در مقابل افراد حراست می کنند . با توجه به آنچه در رابطه با مفاهیم رابطه ی اقتصادی و قاعده ی مالکیت گفته شد می توان آن را اینچنین تعریف کرد :

 مجموعه روابطی حولی که تولید یا مبادله ی کالا و خدمات و براساس قواعد تعیین شده توسط جامعه  (قاعده ی مالکیت ) شکل می گیرد , نظام اقتصادی  را به وجود می آورد .

 مهمترین تعامل در یك نظام اقتصادی، تعاملی است كه بین دولت‌ها و مردم جامعه قرار می‌گیرد، این از آن جهت اهمیت دارد كه این تعامل تبیین‌كنندة اصلی توسعه‌یافتگی یا عدم توسعه‌یافتگی یك نظام اقتصادی است. به طور معمول سیاست‌گذاران از اطلاعات بیشتری در مقایسه با مردم جامعه برخوردار بوده و این امر در نظام‌های اقتصادی كمتر توسعه‌یافته، به دلیل فقدان نهادهای گسترش‌دهندة اطلاعات از جمله یك بازار كارآمد و نهادهای اطلاع‌رسانی تشدید خواهد شد و نتیجه آنكه چنین نظام اقتصادی، بسته به میزان عدم تقارن اطلاعات، سیاست‌گذاران یا دولتمردان در معرض آزمون‌های اخلاقی بیشتری قرار خواهند گرفت.

حال در این زمینه دو امكان وجود دارد. چنانچه سیاست‌گذاران از این فرصت ایجاد شده، بدون در نظر گرفتن قید اخلاقی، در جهت منافع فردی یا گروهی بهره گیرند، این امر موجب تشدید ناكارآمدی تخصیص منابع در این جوامع خواهد شد و چنانچه رفتار اخلاقی را در پیش گیرند، شرایطی برای بهبود تخصیص منابع فراهم خواهد گردید. پیامد چنین رفتار اخلاقی، كاهش اطلاعات نامتقارن است یک نظام اقتصادی مانند نظام اقتصادی سرمایه‌داری می‏تواند در ابتدا با تکیه یکسویه بر اصالت فرد و به رسمیت شناختن آزادی‏های نامحدود فردی و ارجحیت منافع فرد بر جمع ٬ زمینه ایجاد انگیزه فعالیت اقتصادی در افراد را به‏وجود بیاورد و با تکیه بر مکانیسم بازار مخصوصا در زمینه توزیع درآمد و مخالفت با دخالت دولت در فعالیت‏های اقتصادی ٬ فقر و تضاد طبقاتی را گسترش دهد و در پایان باعث افزایش نارضایتی و کاهش انگیزه اقتصادی در قشر ناراضی و در نهایت کاهش کارایی شود.

همچنین یک نظام اقتصادی مثل نظام اقتصادی سوسیالیسم می‏تواند با تکیه بر اصالت جمع و به منظور جلوگیری از پیامدهای مکانیسم بازار با تمرکز برنامه‏ریزی و نفی آزادی‏های فردی در زمینه مالکیت ٬سرمایه‏گذاری‏انتخاب شغل و مصرف‏ضمن تامین معیشت عمومی در حد نیازهای اولیه و برقراری برابری نسبی ٬ امکان فعالیتهای اقتصادی افراد را سلب کرده و موجب بی‏انگیزگی فرد و پایین آمدن کارایی شود.پس لزوم شناخت نظام اقتصادی از دیدگاههای مختلف مطرح می‏شود.اولین دیدگاه این است که نظام اقتصادی به صورت واقعیتی درنظر گرفته شود.هدف٬شناختن اجزا نظام و سازوکار آن است اینکه یک نظام اقتصادی برای نیل به اهدافش چگونه عمل می‏کند و در مقایسه با سایر نظام‏ها تا چه حد توفیق داشته است.اما شناخت مبانی فکری نظام مورد توجه نمی‏باشد.نمونه این دیدگاه شنیستر و نوردیکه هستند که در کتاب «سیستمهای اقتصادی »تنها به توضیح نظامها‏های اقتصادی و عملکرد آنها پرداخته‏اند.






:: مرتبط با: دینی ,
:: برچسب‌ها: قاعده , مالکیت , جامعه ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 4 خرداد 1390 | نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سارا چهارشنبه 8 بهمن 1393 12:43 ق.ظ
عالی بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر