تبلیغات
تحقیق دانش آموزی - مقایسه سبک نثردوره خراسانی بانثردوره خواجه رشید الدین
 
نوشته شده توسط : amin zarrin
سبک خراسانی

۱ – نثرخراسانی(مرسل) : نوشته ای است که ساده و از پیرایه ها و آرایش های ادبی خالی باشد . در حقیقت ، نثر مرسل ساده ترین وسیله ای است نویسنده به کمک آن ، مقاصد خود را بیان می کند . نخستین نوشته های بازمانده ی فارسی بعد از اسلام تا آخر قرن پنجم هجری ، بجز نوشته های فارسی خواجه عبدالله انصاری ، همه به نثر مرسل است . در حقیقت ، این دوره را که حدود 150 سال طول کشید : از نیمه قرن 4 که قدیمی ترین آثار نثر فارسی باقی مانده است تا آخر قرن 5 دوره ی اول نثر فارسی نامیده اند . این نکته را باید در نظر داشت که از اواخر قرن پنجم ، بتدریج ، آثار نثر رو به دشواری نهاد و در آنها دگرگون پیدا شد . به همین دلیل ، دوره ی دوم نثر فارسی از اواخر قرن پنجم آغاز می شود . تاریخ بیهقی ، با آن که برای خواننده ی امروزی تا حدی دشوار است ، نثر مرسل ، منتها چون به دست یکی از منشیان ن رسمی ، ادیب و با ذوق نوشته شده است از نظر میزان اصطلاحات و لغات ، اندکی از نثر هایی  شبیه تاریخ بلعمی دشوار تر است ، اما در مقایسه نثرهای دشوار چنین نیست . از دوره دوم نثر دوم بتدریج ، نثر مرسل به عنوان شیوه ی متداول مطرح نبود ، اما یکباره هم از میان نرفت و در سراسر دوره های نثر مسجّع و مصنوع ، آثاری به قرن هفتم آیین شهرداری در قرن هشتم به نثر مرسل نوشته شده است . از دوران معاصر ، دوباره نثر مرسل به صورت شیوه ی غالب مطرح شد و امروزه تقریبا تمامی آثار روزنامه ای ، علمی و درسی به صورت نثر مرسل است .

 در این دوره دو نوع نثر سامانی وغزنوی را متمایز ساخته اند. نثر دوره ی سامانی ،ساده و مرسل است. در این نثر هنروری های ادبی وفنی مرسوم نیست وجنبه ی اطلاع رسانی بر جنبه های هنری زبان غلبه دارد. مقدمه ی شاهنامه ی ابومنصوری (نوشته 346ه.ق)ترجمه تاریخ طبری که توسط ابوعلی بلعمی وزیر سامانی در سال 352ه.ق تألیف شده است وهمچنین کتاب ارزشمندحدودالعالم از مؤلفی ناشناخته که به سال 372ه.ق گردآوری شده است از نمونه های این نثر هستند.



در دوره ی غزنویان به دلیل گسترش حوزه ی نفوذ زبان فارسی به نواحی مرکزی وغربی ایران و به علت جابجایی محل حکومت وبراثرنفوذ دین اسلام وآمیختگی زبان دین با زبان فارسی وبه دلایل دیگردرطبیعت نثردوره ی سامانی دگرگونی هایی صورت گرفت که به شرح آن خواهیم پرداخت.از

به این نثر ، نثر خراسانی ( چون نویسندگان این نثر اهل خراسان بودند ) و نثر بلعمی ( به این اعتبار كه بلعمی جز اولین نویسندگان این نثر بوده است ) یا نثر دوره ی اول می توان نام برد . نثر مرسل  با لحاظ تاریخی در دوره ی سامانیان و غزنویان را در بر می گیرد كه دوره ی اول نیمه ی اول قرن چهارم و دوره ی دوم آن ژایان قرن پنجم بوده است كه تقریبا 150 سال می باشد .

ویژگی های نثرخراسانی و مختصات نثر آن

نثر مرسل :  نثر مرسل نثری ساده و روشن مبتنی برجملات كوتاه و كلمات فارسی و خالی از لغات عربی و مهجور است .

الف: مختصات زبانی :1- آوردن لغات مترادف مرسوم نیست 2- اسم نكره را همرا ه یای نكره و یا یكی یا هردو می آوردند .3- استعمال حرف اضافه ی مضاعف مانند به ... در ، به .... اندام ، 4-  این وآن (علاوه بر اشاره به دور و نزدیك ) در مقام حرف تعریف می آمدند . 5- استفاده از پسوند ناك و گین  مانند خشم ناك ، بیمار گین وغیره ..  6-  استفاده از افعال پیشوندی 7- آوردن بای تاكید بر سر افعال 8- اختصار وكوتاهی جملات 9- استفاده از تكرار 10- استفاده از همی و فاصله افتادن بین فعل و همی مانند (پندار ناخنان بركنند همی )

ب: مختصات فكری : 1- در زمینه های علمی ( هدایته المتعلمین – حدود العالم – ابنیه عن حقایق الادویه – آثار بوعلی سینا ) 2- در زمینه های تاریخی  ( شاهنامه ابومنصوری – ترجمه تاریخ طبری – نامه های ابو نصر مشكان – تاریخ سیستان ) 3- در زمینه ی تفسیر ( ترجمه ی تفسیر طبری – تفسیر پاك – تفسیر كمبریج – قصص الانبیا )   4- در زمینه ی حكمت و كلام ( كشف المحجوب ابو یعقوب سگزی – آثار ناصر خسرو – ترجمه حی بن یقظان )       5 – در زمینه ی عرفانی ( نور العلوم – كشف المحجوب جلابی هجویری – شرح تعریف ) بطور كلی مختصات فكری این دوره عبارتند از : (در اشعار این دوره ستایش خرد فراوان است -  علاقه ی شدید به علم و تحقیق – آزاد اندیشی و عدم تعصب – مساوات و به دور بودن از افراط و تفریط – علاقه به تاویل و رمز)

مختصات زبانی :1-  نثربسیار ساده است 2- نثر این دوره ادبی نیست بلكه نثر ادبی با آغاز نثر فنی شروع می شود 3- از شیوع های بیان وبدیع استفاده نشده است 4- مختصات بلاغی این دوره عموما ادامه ی نثر دوره پهلوی است  از قبیل تكرار – كوتاهی جملات و بطور كلی ایجاز 5- از مترادف استفاده نمی شود 6- توصیفات كلی وكوتاه هستند 6- صنایعی از قبیل سجع و جناس اگر وجود دارد ابتدایی هستند 7- تشبیهات از نوع محسوس به محسوس است 8-  نوشته ها دارای لحنی حماسی هستند . آثاربرتراین دوره :التفهیم تألیف ابوریحان بیرونی (440-392)به کشف المحجوب تألیف هجویری در سال (465ه.ق) می توان نام برد.


كتابها وتالیفات دوره

دوره ی سامانیان : مقدمه شاهنامه ابو منصوری( عبدالرزاق به دستور ابو منصور نوشته شده است )  - ترجمه تاریخ طبری( از ابوالفضل محمد بلعمی از زبان عربی به زبان فارسی دری ترجمه كرده است كه اولین كتاب بازمانده از زبان فارسی این دوره است ) – ترجمه تفسیر طبری( همان تفسیر كبیر یا همان  محمد جریر طبری است كه توسط گروهی از فقیهان خراسان و ماوراء النهر صورت گرفته است )   – هدایت المتعلمین( از ابوبكر اخوینی در زمینه پزشكی می باشد كه بعلت تبحر در كارش به پزشك دیوانگان معروف بود ) – حدود العالم من المشرق الی المغرب (مولف آن مشخص نیست كه در زمینه ی جغرافیا است كه نثر كهن كتاب دست نخورده و اصیل است )  – تفسیر پاك( ترجمه ای از قرآن است )  – ابنیه عن حقایق الادویه( از ابو منصور هروی كه نسخه ی موجود به خط اسدی طوسی است )  – تفسیر كمبریج ( تفسیری از قرآن است كه بعلت در كتابخانه دانشگاه كمبریج است به تفسیر كمبریج معروف است )دوره ی غزنویان :  نور العلوم ( منسوب به ابوالحسن خرقانی )- آثار فارسی ابو علی سینا – التفهیم لاوایل صناعه التنجیم ( این تهنا كتاب فارسی ابو ریحان بیرونی است )كشف المحجوب ( از یعقوب سگزی  از متكلمان اسماعیلی در زمینه ی حكمت و كلام اسماعیلیه  است ) – قصص الانبیا( از ابراهیم نیشابوری در زمینه ی سرگذشت پیغمبران وداستانهای قرآنی است ) – نامه های بو نصر مشكان ( صاحب دیوان رسایل محمود و مسعود غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی  است ) – تاریخ سیستان( از مولفی ناشناخته ) –   زین الاخبار ( تالیف گردیزی در زمینه ی تاریخ  كه نثر آن ساده وروان است ) – كشف المحجوب ( از جلابی هجویری در زمینه عرفان وتصوف ) – آثار ناصر خسرو ( جامع الحكمتین – خوان الاخوان – زاد المسافرین- وجه دین ...)

سبک نگارش خواجه رشید الدین‌

تاریخ نویسی در دورهء مغول ترقی بسیار کرد.این دوره را باید از مهمترین‌ دوره‌های تاریخ نویسی در ایران دانست.از مختصات نویسندگی این دوره، ورود تعداد بسیاری لغات مغولی و ترکی به زبان فارسی است.جامع التواریخ‌ رشیدی یکی از مهمترین کتب تاریخی این زمان است.سبک نگارش خواجه‌ رشید الدین ساده نویسی است.مرحوم ملک الشعرای بهار می‌نویسد:

جامع التواریخ به طرز ساده نوشته شده است و در نقل عبارات متکلفانهء مورخان قبل از خود مانند عطاملک و غیره نیز سعی کرده است که حتی الامکان‌ لغات دشوار و غیر مشهور را حذف کند،مگر گاهی که به ناچار به نقل عین عبارت‌ پرداخته است و این مورد غلبه ندارد و محدود می‌باشد.

بطور کلی باید گفت که خواجه در کار نگارش کتاب خود از لفاظی و قصه‌پردازی و فضل‌فروشی بکلی کناره جسته و منظور و معصود خود را در کوتاهترین و پرمفیدترین جملات بیان کرده است.


نثر خواجه رشید الدین در کتاب حسن صباح مانند دیگر آثار او چنانکه گفتیم بسیار روان و سلیس و عاری از هرگونه پیچیدگی و لفاظی است‌ با آن‌که تعداد لغات عربی در هر صفحه از کتاب بطور متوسط کمتر از پانزده لغت نیست،اما،وجود این لغات هرگز مانع از سهولت درک مطلب‌ نمی‌گردد:نمونه‌ای از نثر خواجه دربارهء گفتگوی رئیس مظفر از امرای مشهور طرفدار حسن صباح با وزیر سلطان سنجر شاهد روانی نثر خواجه است: «رئیس را به سبب ضعف و پیری در محفه،خدمت سلطان آوردند، او را عزیز داشت،و مرتبه او و محل او از جمله ارکان دولت بالاتر کرد.وزیر بر سبیل مذمت و نکوهش با رئیس مظفر گفت که:تقصیر نکردی پیرانه سر مطیع ملاحده شدی،و بعلاوه مال امیر داد بایشان‌ دادی،رئیس برفور گفت:زیرا که حق با ایشان دیدم،و اگرنه توقع‌ به مال و جاه نداشتم و ندارم،مگر که از دیوان سلطان مرا چگونه القاب

طور کلی می‌توان گفت: نثر کتاب «جامع‌التواریخ»، برخلاف نثر متکلف و متصنع برخی نویسندگان

معاصر وی یا نویسندگان قرن ششم و هفتم، در مجموع ساده و روان و بی‌آرایش و آلایش و سهل‌التناول است و فهم آن برای افراد عادی نیز تا حد زیادی میسر است و هدف رشیدالدین نیز در شیوه نگارش کتاب همین بوده است و مصمم بوده که «به عبارتی که افهام مختلف آن را به سهولت دریابد.» (47)

کتاب خویش را در قلم آرد، اما در مقدمه‌ها و دیباچه‌ها وضعیت متفاوت است و نثر آن در بیشتر قسمت‌ها فنی و فاخر است و متحلی به زیور انواع صنایع و بدایع و اقتباسات از آیات و روایات و درج اشعار و امثله.

درمتن کتاب نیز در بخش تاریخ مغول که درصد لغات ترکی و مغولی برجسته و چشمگیر است گهگاه در قسمت‌هایی به دلیل استفاده فراوان ازاین لغات- که گاه اجتناب‌ناپذیر می‌نماید- سخن پیچیده و معقد گشته است.

در بخش‌هایی که مقتبس از سایر کتب است بخصوص در جلد دوم که تاریخ عمومی عالم است، نثر کتاب بیش از آنکه نشانگر زبان و بیان و شیوه نگارش این کتاب و موءلف آن باشد، منعکس کننده سبک و زبان و بیان منابع و م‌آخذ اصلی آن است که معمولا دارای نثری ساده و روان بوده‌اند.

 

منابع :

 

1.سبک خراسانی درشعر فارسی ،بررسی مختصات سبکی شعر فارسی،تاٌلیف دکتر محمد جعفر محجوب ،انتشارات فردوس.

2.سبک شناسی شعر ،نوشته دکتر سیروس شمیسا،انتشارات فردوس ،  چاپ پنجم

 






:: مرتبط با: فارسی ,
:: برچسب‌ها: مقایسه , سبک , نثردوره , خراسانی , خواجه رشید الدین ,
تاریخ انتشار : شنبه 13 مهر 1392 | نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
manicure سه شنبه 22 فروردین 1396 05:17 ب.ظ
Pretty section of content. I just stumbled upon your
site and in accession capital to assert that I get in fact
enjoyed account your blog posts. Anyway I'll be subscribing
to your augment and even I achievement you access consistently rapidly.
سعید سه شنبه 19 آبان 1394 06:49 ب.ظ
عالی ممنون از زحماتتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر