تبلیغات
تحقیق دانش آموزی - دکتر غلامحسین مصاحب
 
نوشته شده توسط : amin zarrin

غلامحسین مصاحب در سال 1289 شمسی در تهران زاده شد. خانواده او عموما اهل فرهنگ بودند. پدربزرگ او، میرزا غلامعلی خوشنویس، به چندین هنر آراسته بود. خط خوشی داشت و از كارهای ظریف او این بود كه بر روی تخمه خط می نگاشت. در زبان فارسی و رعبی ورزیده بود و اصول دستور زبان عربی را در هزار بیت به شعر سرود تا راه دانشجویان زبان عربی را هموار سازد و كار دشوار زبان آموزی را با چاشنی ذوق و ادب، خوشگوار سازد.
پدر غلامحسین طبیب بود. مادرش شاعر باذوقی بود. دلخوشی و دلمشغولی عمده این دو،تربیت فرزندان بود و تلاش بسیار نمودند تا آدمیانی فرهیخته بار آورند. هر پنج فرزند آنان به علم و هنر روی آورند. اما غلامحسین در این میان، نمونه ای والا شد و هر آنچه را در گوش و هوش او زمزمه كردند، تمام و كمال فرا گرفت. در سراسر عصر در كار پرورش هوش و جان خویش بود و كوشید تا فرزندان خود را نیز چنین كند: وقت را غنیمت می شمرد و دمی را بیهوده نگذارنید؛ در كار علمی و هر كار دیگر، دقت و وسواس فراوان داشت و در هر مسئله ای تا به یقین نمی رسید از پای نمی نشست. با تردید و دودلی اصلا سازگاری نداشت، هنگام كار، كار می كرد و هنگام فراغت، تفریح؛ هرگز كار جدی را به شوخی نیالود و این دو را در هم نیامیخت. حریم و حرمت سخن را پاس می داشت و سخنی كه بر زبان او می رفت، حجت بود؛ جز راست نگفت و نزدیكان و آشنایان وی به یاد ندارند كه سخن دروغ گفته باشد؛ به علم و نیز خانواده خویش عشق می ورزید و در سراسر زندگی بر آن دو دل بسته بود. غلامحسین مصاحب، تحصیل رسمی- مدرسه و دانشگاه- را بسیار دوست می داشت. در شانزده سالگی یعنی زودتر از معمول، دوره دبیرستان را به پایان برد. شاگرد اول تهران شد. در جنبشی كه بدین مناسبت برگزار شد، در باب "اعتماد به نفش" سخنرانی كرد. در این سخنرانی نشان داد كه به نفس و توان خویش اعتماد دارد و بر سر آن است كه از آن بهره گیرد و آن را عاطل و باطل وانگذارد. وزیر معارف (آموزش و پرورش و فرهنگ و آموزش عالی كنونی) با شنیدن این سخنرانی، مصاحب را شاگرد نمونه ایران خواند و خبر داد مردی در راه است كه می توان بر او امید فراوان بست. مصاحب، تحصیل خویش را در ایران و فرانسه و انگلستان ادامه داد و در دانشگاه كیمبریج انگلستان دكترای ریاضیات را به پایان برد.

در انگلستان شاگرد خاص برتراند راسل، ریاضیدان و فیلسوف نامدار انگلیسی بود. راسل دو گونه دانشجو و دو گونه كلاس داشت: یكی كلاس عادی كه حدود 500 تن دانشجو داشت، و دیگری كلاس خاص با 5 تن دانشجو، كه از میان جمع دانشجویانی كه از سراسر گیتی می آمدند برمی گزید تا رسالت انتقال علم را به آنان بسپارد. مصاحب یكی از این 5 تن بود.
در سال 1306، در 18 سالگی به استخدام وزارت عارف درآمد. دركار اداری نیز چون كار علمی، بسیار دقیق و سختگیر بود. یكچند رئیس كل تعلیمات عالیه (آموزش عالی) بود. برای مدرك تحصیلی ارزش و اعتبار بسیار قایل بود و از امتیاز دادن به موسسه‌های آموزش عالی كه دارای سطح واقعا عالی نبودند، سخت مخالف بود و مدرك را به دست كسی می داد كه قابلیت آن را داشته باشد.
در سال 1345، برای پرورش ریاضیدانان قابل، موسسه ریاضیات را در دانشسرای عالی برپا كرد كه در ترویج ریاضیات جدید در ایران، گامی بس ارزنده بود. به روش راسل، تعداد انگشت شماری دانشجو می گرفت و تمام كوشش خود را برای آموزش و پرورش آنان به كار می بست. پس از فراغت آنان از تحصیل دنباله كار ایشان را می گرفت. با خارج مكاتبه می كرد و وسایل ادامه تحصیل دانشجویان را در دانشگاههای معتبر فراهم می ساخت. دانشجویان وی، همگی در عرصه ریاضیات پرآوازه شدند. مصاحب در آموزش و نیز هر كار دیگری، اندك و ناقص را نمی پسندید: یا عالی یا هیچ.
به فرهنگ ایران عشق می ورزید. در معرفی دانشمندان ایرانی و تحلیل آثار آنان، كوشش فراوان نمود. به ترویج و گسترش زبان فارسی و كاربرد درست آن، تاكید می ورزید. هفته ای یك روز جمعی از متخصصان (احمد آرام، صفی اصفیا، حسین گل گلاب، مصطفی مقربی) به خانه او می آمدند تا برای واژه های علمی، معادل فارسی بیابند. این جمع را به طنز "ضرابخانه" می نامید.
به خانواده خویش . پرورش فرزندان، علاقه فراوان داشت. هر روز، مدتی را با فرزندان می گذرانید و به تحصیل آنان بسیار تاكید می نمود تا حدی كه تا كوچكترین فرزند وی دیپلم نگرفت، تلویزیون به خانه راه نیافت. فرزندان را با خود به محل كار و مجامع علمی می برد تا از گفتار و كردار او و همكارانش سرمشق بگیرند و به همان راهی بروند كه مصاحب می خواست، در بین راه نیز آموزش و پرورش آنان را پی می گرفت. بدین سان، هر پنج فرزند وی از عالم فرهنگ سردرآوردند.
به كتاب نیز عشق می ورزید. هر جا كار می كرد، كتابخانه مفصلی را ه می انداخت. مسافرتهای او نیز بیشتر به منظور جمع آوری كتاب بود.
دكتر هوشنگ دولت آبادی، دوست صمیمی مصاحب، می نویسد: در سال 1348 ، یك بار به مصاحب گفتم باید برای شركت در سمینار دو روزه ای به اصفهان سفر كنم. دكتر مصاحب كه كمتر به سفر علاقه ای نشان می داد، خواست با من همسفر باشد، زیرا شنیده بود كه در چهار باغپایین، مردی به نام حاجی حبیب الله، كتابفروشی دارد و محتمل است در میان كتابهایش، نوشته های قدیمی قابل استفاده وجود داشته باشد. بعد از رسیدن به اصفهان و استقرار در مهمانخانه اولین كار ما شناسایی دكان حاجی حبیب الله بود تا مبادا صبح روز بعد فرصتی از دست برود. روز بعد، قبل از رفتن به سمینار، دكتر مصاحب را تا دكان حاجی حبیب الله همراهی كردم و قرارمان بر این بود كه عصر در مهمانخانه یكدیگر را ببینیم. اما عصر كه بازآمدم اثری از ایشان نبود. چون حدس می زدم كه از دكان كتابفروشی بیرون نیامده است، روانه چهار باغ شدم. وقتی به مغازه رسیدم؛ دیدم حاجی حبیب الله از نفس افتاده و از پیشخوان دكان، به مشتری خستگی ناپذیرش نگاه می كند. خود دكتر مصاحب هم كه همیشه نمونه پاكیزگی بود، در كنار انبوهی از كتاب ایستاده بود و حالتی داشت كه انسان را به یاد بخاری پاك كن ها می انداخت. تعداد زیادی از كتابهای حاجی حبیب الله به كتابخانه دكتر مصاحب انتقال یافت.
دكتر مصاحب در سال 1327 از دانشگاه كیمبریج انگلستان دكترای ریاضی گرفت و در همان سال به عضویت انجمن ریاضیدانان لندن و انجمن فلسفه كیمبریج درآمد.

دكتر خسرو خسروی كه در دایره المعارف فارسی همكار مصاحب بود و ویرایش مقاله های جغرافیایی را به عهده داشت، می گوید در پاریس بودم كه مصاحب برای خرید كتاب به پاریس آمد. یك هفته از هتل بیرون نیامد و كتابهای را كه خریده بود بررسی و طبقه بندی كرد، گردش و تفریح او همین بود و بس.
آثار منتشر شده دكتر مصاحب بیشتر در زمینه ریاضیات است. اصولا به سبب كوششهای او در باب ترویج ریاضیات جدید در ایران وی را "پدر ریاضیات جدید" در ایران می دانند. در سالهای 1309 و 1310 شمسی، مجله ریاضیات عالی و مقدماتی را منتشر كرد كه خوانندگان آن، دانش آموزان و دانشجویان بودند. در سال 1371، جبر و مقابله خیام را از عربی به فارسی برگردانید و برای نخستین بار مقام علمی خیام در ریاضیات را به مردم شناساند. در سال 1324، روزنامه سیاسی برق را منتشر كرد و چند مقاله سیاسی و اجتماعی و انتقادی در آن نوشت؛ ولی زود از این كار دست كشید و به عالم ریاضیات باز آمد. مدخل منطق صورت (700 صفحه) را در سال 1334 نوشت كه نخستین كتاب فارسی در این علم است. چاپ دوم این كتاب، در سال 1366 منتشر شد. در سال 1339 حكیم عمر خیام به عنوان عالم جبر را منتشر ساخت. مدخل آنالیز ریاضی (930 صفحه) در سال 1348 منتشر شد و در سالهای 1350 و 1352 به چاپ دوم و سوم رسید.
دقت و وسواس دكتر مصاحب را كمتر كسی داشت و او می خواست این دقت و وسواس را كه لازمه كارهای علمی است به دیگران سرایت دهد.
تئوری مقدماتی اعداد كه جلد اول آن در 1395 صفحه در سال 1353، و جلد دوم آن در 1802 صفحه در سال 1358 منتشر شد.
اما كار مهم مصاحب، سرپرستی دایره المعارف فارسی بود. این نخستین دایره المعارف به فارسی است كه با رعایت معیارهای علمی و بین‌ المللی تدوین گردیده است. جلد اول (الف- س) و جلد دوم (ش-ل) منتشر شده و جلد سوم آن انشالله در آینده منتشر خواهد شد. در سال 1335 موسسه انتشارات فرانكلین تصمیم گرفت دایره المعارف كوچكی، بر مبنای دایره المعارف كوچك كلمبیا به زبان فارسی منتشر نماید. با این ویژگی كه مقاله هایی كه در دایره المعارف كوچك كلمبیا به درد فارسی گویان نمی خورد، حذف شود و به جای آن مقاله های مناسب آنان فراهم آید. برای سرپرستی این كار، غلامحسین مصاحب را برگزیدند. اما گویا وی اصلا برای این كار مناسب نبود. او به هیچ روی به این راه نرفت، بلكه راهی را در پیش گرفت كه كاملا نظام یافته و با معیارهای علمی سازگار بود. مصاحب، هر چند از دایره المعارفهای گوناگون سود جست. ولی دایره المعارفی تدارك دید كه رنگ و بوی ایرانی دارد و بر فرهنگ بیگانه، استوار نیست.
مصاحب كارشناسان برجسته هر رشته را گردآورد. در این كار، دو معاون داشت (احمد آرام و محمود مصاحب) هیئت تحریریه ای تشكیل شد كه تمام یا بیشتر وقت خود را بر سر آن گذاشتند. در دفتر دایره المعارف، شور و شری برپا بود. با اینكه مصاحب، همه همكاران را با دقت و وسواس بسیار انتخاب كرده بود، باز مقاله های برخی كسان را نمی پسندید و كار به دعوا هم می كشید. مقاله ها را اصلاح می كرد و صلح برقرار می شد. ولی این صلح دیری نمی پایید و دعوای دیگری آغاز می شد. دقت و وسواس او را كمتر كسی داشت، و وی می خواست این دقت و وسواس را كه لازمه كارهای علمی است به دیگران سرایسدهد.
یكی از همكاران وی می گفت در مقاله ای نوشته بودم: "ارتش سرخ در روز سوم شهریور 1325 به ایران حمله كرد". و چون این مطلب را قطعی می دانستم به ماخذی مراجعه نكردم. مصاحب از من ماخذ خواست تا به درستی این مطلب، ایمان بیاورد. در مجله اطلاعات هفتگی، مطلبی در این باب نوشته بود. به او نشان دادم. وی برآشفت و گفت: من نمی توان با اطلاعات هفتگی دایره المعارف بنویسم. من رفتم و ماخذی نیمه رسمی به دست آوردم. در آنجا نوشته بود كه ارتش سرخ در "شب" سوم شهریور 1325 به ایران حمله كرد. معلوم شد جمله من نادرست بوده و وسواس او درست. باز هم به ماخذ نیمه رسمی رضا نداد و رفتم به وزارت امور خارجه و ماخذ رسمی را گیرآوردم. چند ماخذ دیگر هم باید به دست می آوردم تا آن را تاییدكند.
چنین مواردی، كم نبود و بسیار پیش می آمد. در مورد مطالبی كه امكان پژوهش علمی در باب آن وجود داشت- مثلا مقاله های جغرافیایی- به ماخذ معتبر هم بها نمی داد و مولف تا حد امكان باید به محل مراجعه و تحقیق می كرد. از این راه، معلوم شد كه چه بسار موارد را كه دیگران تاكنون اشتباه كرده اند.
و بدین سان، نه تنها دایره المعارفی پدید آورد كه نمونه ای از كار استوار علمی به شمار می آید. بلكه پژوهندگانی پروراند كه در محافل علمی انگشت نما بودند. یكی از اینان كه برای تحصیل به خارج رفته بود، استادن چون وسواس و روحیه علمی وی را دیده بودند، از وی پرسیده بودند: با چه كسی كار كرده ای؟ گویا این روحیه را از راه كتاب نمی توان آموخت، و استاد و مرشدی می خواهد كه با حركات و سكنات خود، اندك اندك به آدمی سرایت دهد. از این گذشته، ضوابط و معیارها و روشهای دقیقی پدید آورد كه در كارهای علمی می توان به كار گرفت.
اما دایره العمارف فارسی به چه كار می آید؟ مصاحب می گوید: دایره المعارفها مانند لغت نامه ها و اطلسها، از جمله "كتابهای مرجع" هستند، یعنی كتابهایی كه شخص برای كسب اطلاع كمابیش اجمالی در موضوع معین به آنها مراجعه می كند. هیچ گاه دیده نشده است كه كسی یك دایره المعارف را باز كند و از اول تا آخر بخواند؛ یا كسی بخواهد با خواندن یك دایره العمارف، هر قدر هم مفصل باشد، طبیب یا ریاضیدان یامهندس یا مورخ شود. هدف دایره المعارف این است كه وقتی محقق یا محصل یا خواننده ای عادی، عنوان خاصی را می خواند یا می شنود یا در ذهن دارد، و خود را محتاج یا راغب به كسب اطلاع در آن باب می بیند بتواند بدون اتلاف وقت، عنوان مورد نظر را در آن دایره المعارف به دست آورد و اطلاعاتی در باب آن حاصل كند.
در آغاز دایره المعارف فارسی، در 80 صفحه، طرز استفاده از دایره المعارف و نظامی را كه برای تنظیم مطالب كتاب وضع شده، شرح داده اند. برای استفاده شایسته از این دایره المعارف، مطالعه این "مدخل" ضروری است. هر مقاله دایره المعارف از سه جزئ تشكیل می شود: مطلع، معرف، شرح.
برای مثال در زیر به یك مقاله از دایره المعارف فارسی نگاه كنید:
توچال (tocal): قله ای بارتفاع 967/3 متر، از قلل  كوههای شمیران از رشته ی جنوبی سلسله ی البرز، 15 كیلومتری ل تجریش، در شهرستان شمیرانات، استان تهران. از تفرجگاههای كوه نوردان است. راهی كه كهنوردان بیشتر از آن استفاده می كنند راه جبهه ی جنوبی است كه مشرف بر آبادی پس قلعه و معروف به راه آبشار دو قلو است، و در همه ی فصلها مورد استفاده می باشد. یكی از قدیمیترین صعودهای مستند به قله ی توچال صعود فتحعلی شاه قاجار است، كه شرح آن در كتاب مراه البلدان آمده است.
در این نمونه، توچال، مطلع است و نخستین جمله كه به نقطه ختم می شود، معرف آن است و از آن به بعد (از تفرجگاههای ...) شرح آن است. در متن این مقاله، دو اصطلاح با حروف دیگری چاپ شده است: شمیران (با حروف هشت سیاه) كه بدین معنی است كه در ورد شمیران هم دراین دایره المعارف مقاله وجود دارد؛ مراه البلدان 0با حروف هشت نازك) ، نام كتاب است. همه جا در متن نام كتابها با این حروف آمده است.
پژوهنده ممكن است در مراجعه به دایره المعارف، یكی از سه مقصود زیر را داشته باشد: 1) می خواهد تلفظ درست واژه یا نام یا اصطلاحی را بداند. در این صورت،‌ مراجعه به همان معرف، كفایت می كند. برای این منظور، باید تلفظ حروف لاتین را كه در برابر معرف نوشته شده بداند؛ 2) می خواهد تعریف آن را نیز بداند كه در این صورت باید نخستین جمله پس از معرف را بخواند؛ 3) اطلاعات بیشتری در این باب می خواهد، در این صورت، تا پایان مقاله را باید بخواند. بدین ترتیب، یك تصویر كلی و عمومی از این موضوع در ذهن او جای می گیرد.
مصاحب، شاگرد خاص برتراند راسل بود.
دكتر مصاحب، پس از كناره گرفتن از كار دایره المعارف فارسی، بیشتر كوشش خود را صرف موسسه ریاضیات كرد و تا پایان عمر در آنجا تدریس كرد. برای تحقیق و تالیف نیز فرصت بیشتری یافت. به حدی در راه علم كوشید كه سرانجام جان خویش را بر سر آن گذاشت. در سپیده دم روز 21 مهر 1358 ، هنگامی كه آخرین صفحه كتاب عظیم تئوری مقدماتی اعداد را كه از چاپخانه گرفته بود، غلط گیری نمود، سكته كرد و از صندلی فرو افتاد؛ در حالی كه قلم در میان انگشتان فسرده وی جای داشت. و بدین سان پیش بینی پزشك خانوادگی وی جامه عمل پوشید. یك بار پزشك به او گفته بود اگر چنین سرسختانه و شدید كار كنید، سرانجام یك روز در ضمن كار سكته خواهید كرد. و دكتر مصاحب درجواب گفته بود: ای آقا: روانش شاد باد.





:: مرتبط با: ریاضی ,
:: برچسب‌ها: دکتر غلامحسین مصاحب , ریاضی , زندگی نامه ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 24 دی 1392 | نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Cialis pills دوشنبه 7 خرداد 1397 05:36 ب.ظ

Truly plenty of excellent facts!
buy original cialis price cialis best viagra or cialis cialis 30 day sample cialis online napol cialis uk next day cialis venta a domicilio prices for cialis 50mg enter site very cheap cialis buy generic cialis
Generic cialis پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 09:35 ب.ظ

Cheers, Valuable information.
female cialis no prescription does cialis cause gout cialis sicuro in linea enter site very cheap cialis we use it cialis online store cialis pills boards generic cialis levitra miglior cialis generico cheap cialis tadalafil 5mg
Viagra 5mg prix سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 08:06 ب.ظ

Many thanks! Loads of forum posts.

buy viagra in pharmacy buy viagra online safely viagra online with prescription where to buy viagra over the counter where buy viagra where can you buy viagra get a prescription online for viagra viagra prescription viagra buy online usa order viagra online
Buy cialis شنبه 18 فروردین 1397 10:02 ق.ظ

You explained this very well!
online cialis cialis 5 effetti collaterali cialis prezzo al pubblico usa cialis online cialis rckenschmerzen generic cialis pill online only now cialis for sale in us viagra cialis levitra cialis dosage recommendations cialis manufacturer coupon
feet complaints شنبه 18 شهریور 1396 11:44 ق.ظ
I appreciate, lead to I found exactly what I used to be taking a look for.
You've ended my four day lengthy hunt! God Bless you man. Have a nice day.
Bye
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر