تبلیغات
تحقیق دانش آموزی - خانواده و زندگی اجتماعی افراد
 
نوشته شده توسط : amin zarrin


نوجوانان و جوانان قشر عظیمی از جمعیت هر كشور خصوصاً جامعه ما را تشكیل می‌دهند. آنان سرمایه‌های ارزشمند جامعه و امیدهای درخشان مملكت تلقی می‌شوند و عامل بسیار مهمی در رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی كشور به شمار می‌روند و از ایشان انتظار می‌رود كه در آینده‌ای نه چندان دور مسئولیت عظیم و سنگین اداره چرخهای مملكت خود را عهده‌دار گردند.
خانواده اولین نماینده جامعه است كه كودك سالها اولیه عمر خود را در آن می‌گذراند و وظیفه دارد كه نوزاد وابسته، فاقد فرهنگ و لذت جو را به موجودی خودیاور، با فرهنگ و مسئولیت پذیر بار آورد. در این روند كه اجتماعی شدن نام دارد والدین نه تنها در برابر كودك بلكه در برابر جامعه‌ای كه او باید با آن سازش یابد مسئولیت و در صورتی كه نتوانند كودك خود را درجریان رشد با ملاكهای معینی كه هنجار اجتماعی نامیده می‌شود، تطبیق دهند و رهنمودهای عقلی،‌اجتماعی و اخلاقی را در وی مستقر سازند در انجام وظیفه خود قصور نموده‌اند.
والدین به عنوان اولین مربی و معلم كودك، در تربیت و چگونگی رفتارهای وی مهمترین نقش را ایفا می‌كنند و بی‌توجهی و اهمال در این امر عواقب وخیمی را در زندگی كودك به وجود می‌آورد. رفتار كودك عكس‌العملی به عوامل محیطی و خصوصاً به عملكرد والدینش می‌باشد. چنانچه رفتار والدین با كودك براساس صداقت، دوستی، احترام و پذیرش باشد، كودك احساس امنیت و آرامش می‌كند و از ابتلا به بسیاری نابسامانی‌ها محفوظ می‌ماند. از سوی دیگر، انتقادهای بیجا و بی‌مورد و روابط خانوادگی گسسته و نابسامان كودك را مضطرب و آزرده خاطرمی‌سازد و موجبات ابتلاء وی به بسیاری از مشكلات رفتاری را فراهم می‌آورد.

خانواده اولین مدرسه كودك است كه طفل نگرش نسبت به خود، زندگی و مردم در آن می‌آموزد.
حضرت علی (ع) می‌فرماید : لا میراث كألادب هیچ ارثی برای فرزند بهتر از ادب و تربیت نیست و یا ما نحل والداً نحلاً افضل من ادب حسن. بخشش و تفضیل هیچ پدری به فرزندش بهتر از عطیه ادب و تربیت پسندیده نیست.
مطالعات متعدد اهمیت روابط والدین با فرزند را مورد تأكید قرار داده‌اند. بررسی‌های انجام شده دو بعد رفتار والدین نسب به كودكان و نوجوانان را مشخص می‌سازد. بعد پذیرش ـ طرد و بعد كنار گذاشتن ـ محدود كردن پدر و مادر پذیرنده نسبت به كودك از خود عاطفه، تأیید، گرمی ودرك نشان داده و از تنبیه بدنی كمتر استفاده می‌كنند. اما والدین طرد كننده با كودكانشان سرد بوده و آنها را تأیید نمی‌نمایند و برای برقراری نظم نیز از تنبیه بدنی استفاده می‌كنند. پیداست كه از دیدن فرزندشان لذت نمی‌برند و نسبت به نیازهای او حساسیت ندارند. بُعد آزاد گذاشتن ـ محدود كردن نیز خودمختاری و آزادی عملی گفته می‌شود كه والدین برای كودك قائلند. والدین معتقد به آزاد گذاشتن به كودك اجازه تصمیم‌گیری داده و او را در انجام آن آزاد می‌گذارند. آنان قواعد انضباطی اندكی برقرار نموده و پیوسته كودك را تحت فشار قرار نمی‌دهند. اما پدر و مادر معتقد به محدود كردن كودك خود را به شدت تحت كنترل دارند. در حد وسط بین این دو، شیوه‌ای به نام آزادمنشانه وجود دارد كه شیوه‌ای معتدل بین ان دو روش افراطی است. پژوهشها نشان می‌دهند كه تركیب دو شیوه آزادمنشانه یا پذیرنده بهترین شیوه فرزند پروری است.
رشد وجدان كودك به مقدار زیادی بستگی به روابط او با والدین و یا جانشین آنها دارد. نظام ارزشهای فرد معمولاً از راه روابط وی با والدین از طریق همانندسازی ایجاد می‌شود و بر محبت و اعتماد استوار می‌باشد. در افراد ضد اجتماعی فرآیند همانندسازی معیوب است. در سابقه این افراد وجود مشكلات با والدین یا مراجع قدرت در اوان زندگی دیده می‌شود. به نظر می‌رسد كه این سابقه با موضوع والدینی مربوط می‌باشد كه معمولاً غیرمنطقی، بی‌رحم، ریاكار و بی‌ثبات هستند. كودك در پیوند دادن خود به هر یك از والدین به عنوان سرمشق یا منبع امن دچار مشكلمی‌باشد، زیراا مهر و محبت و اعتماد متقابل دوجانبه وجود ندارد.
خانواده متزلزل دارای شرایط و اوضاع و احوال گوناگونی است كه برخی از مظاهر آن اختلافات خانوادگی ، جدایی، طلاق و یا مرگ والدین است. در این نوع خانواده‌ها مناسبات والدین با یكدیگر و با فرزندانشان طبیعی نیست و این امر می‌تواند منجر به بروز بسیاری از مشكلات در فرزندان آنها شود.

پیشنهادات
مطالعات انجام شده نشان می‌دهد كه خانواده در بروز سلامت و یا مشكلات روانی، رفتاری و اجتماعی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. رسانه‌های گروهی، مراكز فرهنگی ـ تربیتی و همچنین مراكز مشاوره و روان درمانی باید ابتدا سعی وافر خود را در آگاه نمودن خانواده از نیازها و مسایل كودكان و نوجوانان به كار بگیرند و در صورت لزوم به كمك آنها بشتابند . آموزش به والدین به شیوه‌های مختلف و به خصوص از طریق كلاسهای آموزش خانواده كه توسط افراد متخصص و به طور مستمر هدایت شود، در این راستا اجتناب‌ناپذیر می‌نماید.
باید به خانواده‌ها آموخت كه :
1 ـ به نقش الگویی خود توجه داشته باشند و بدانند كه آثار رفتارهای آنان به زمان حال منحصر نمی‌شود بلكه كودك یا نوجوانی كه والدین ناسازگار دارد، خود در آینده نیز نقش همسری و والدی را به درستی ایفا نخواهد كرد.
2 ـ برای احتراز از برخوردها و بگومگوهای خانوادگی هر یك از والدین به وظایف خود نسبت به دیگری آگاه شده و رعایت حقوق وی را بنماید.
3 ـ به موقعیت سنی فرزندان خود به خصوص نوجوانان توجه نموده و به نیازها و خواسته‌های وی توجه داشته باشند و بدانند كه او دیگر كودك نیست و باید تا حدی آزادی عمل داشته و زندگی را خود تجربه نماید. از امر و نهی‌های مداوم نسبت به وی پرهیز نمایند.
4 ـ اعضای خانواده نباید نسبت به هم بی‌تفاوت بوده و یا با خصومت با یكدیگر برخورد نمایند. برای هویت‌یابی مناسب نوجوان بهترین نوع خانواده آن است كه در عین حال كه اعضایش با هم رابطه دارند، هر یك فردی مستقل باشند.
5 ـ تبعیض در بین فرزندان رااز محیط خانوادگی دور نمایند. احساس طرد شدگی در نوجوان منجر به بی‌ارزشی، یأس، ناامیدی، افسردگی و حتی خودكشی می‌گردد.
6 ـ به این امر توجه نمایند كه فرزندان بیشتر با والدین همانندسازی نموده و ارزشهای آنان را درونی می‌كنند كه ایشان را دوست داشته و روابط خوبی با آنان داشته باشند.
7ـ برخی عدم توافق‌ها را ناچیز بشمارند و با طلاق زمینه بی‌خانمانی و مشكلات عاطفی و رفتاری را برای فرزندان خود فراهم نكنند. همچنین در صورتی كه وقوع طلاق ضروری شد و ارزش وقوع آن بیش از ادامه یك زندگی نابهنجار تشخیص داده شد، آموزشهای لازم را جهت برخورد صحیح با فرزندانشان برای تعدیل اثر طلاق دریافت دارند.
9 ـ از برخودرهای متناقض و واجد دوسوگرایی با فرزندان خود بپرهیزند. بسیاری از والدین در عین حال كه مایلند نوجوانشان مستقل شود، نمی‌توانند جلوه‌های استقلال را در وی قبول كنند و همزمان خواهان وابستگی وی هستند،‌این طرز برخورد موجبات خشم، بی‌اعتمادی و حتی زمینه مشكلات روانی چون بیماری اسكیزوفرنی را فراهم می‌نماید.
10ـ به جای تحمیل مقررات خشك و غیرقابل تحمل و اعمال كنترل‌های بیش ا زحد، تحقیر و سرزنش و یا تنبیه بدنی به نوجوانان توضیح دهند كه رفتار وی چه پیامدها و عواقبی دارد. در غیر این صورت نوجوان والدین را زورگو تلقی می‌نماید.
11 ـ والدین وظیفه‌شناس نسبت به مسایل نوجوان خود حساس هستند تغییرات خلق و خوی خودرا درمی‌یابند؛ متوجه اضطرابها و حالات افسردگی او می‌شوند و در صورت تداوم به فكر اصلاح و درمان برمی‌آیند. خوب است حدود بهنجاری و نابهنجاری رفتارها به آنان شناسانده شود تا در موقع مناسب اقدام لازم صورت گیرد.





:: مرتبط با: اجتماعی ,
:: برچسب‌ها: خانواده , زندگی , اجتماعی ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 10 دی 1393 | نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
قالیشویی شنبه 28 بهمن 1396 11:41 ب.ظ
very good!
manicure سه شنبه 22 فروردین 1396 09:15 ق.ظ
My spouse and I stumbled over here by a different
web address and thought I should check things out. I like what I see so i am just following you.
Look forward to exploring your web page yet again.
manicure دوشنبه 21 فروردین 1396 10:04 ب.ظ
Thanks designed for sharing such a nice thinking, piece of writing is pleasant, thats why i have
read it fully
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر