تبلیغات
تحقیق دانش آموزی - مطالب اردیبهشت 1390
تحقیق دانش آموزی
مسئله‌‏ى علم و تولید علم و شكوفا كردن استعدادها در داخل، یك امر جدى و حیاتى است. (مقام معظم رهبری)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

انقلاب اسلامی ایران

اوایل بهمن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت به كشور منتشر شد در عین حال  هنوز دولت دست نشانده شاه سرپا و حكومت نظامی برقرار بود . اقدامات فراوانی از تهدید به انفجار هواپیما گرفته تا وقوع كودتای نظامی برای تعویق سفر ایشان صورت گرفت . اما امام خمینی (س) طی پیامهایی گفته بود می خواهد در این روزها در كنار مردمش باشد دولت بختیار با هماهنگی ژنرال هایزر فرودگاههای كشور را به روی پروازهای خارجی بست ولی پس از چند روز ناگزیر از پذیرفتن خواست ملت شد . سرانجام امام خمینی (س) بامداد 12 بهمن 1357 پس از 14 سال دوری از وطن وارد كشور شد . سیل جمعیت از فرودگاه به سوی بهشت زهرا مزار شهیدان انقلاب  روانه شد تا سخنان تاریخی امام را بشنود . در همین نطق بود كه امام خمینی (س) فرمود : « من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم .» 16 بهمن 57 امام خمینی (س)  آقای مهندس مهدی بازرگان را بعنوان رئیس دولت موقت انقلاب  تعیین نمود .این انتخاب با راهپیمائیهای گسترده در سراسر كشور حمایت شد .

سرنگونی نظام شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی ( یوم الله 22 بهمن ) :

روز 19 بهمن 1357 پرسنل نیروی هوائی در ( مدرسه علوی تهران ) با امام خمینی (س) بیعت كردند ، بسیاری از سربازان و درجه داران ارتش با فتوای امام به صفوف ملت پیوستند . روز 20 بهمن همافران تهران دست به قیام زدند . كه مردم به حمایت از آنان وارد صحنه شدند . روز 21 بهمن پایگاههای پلیس و مراكز دولتی یكی پس از دیگری به دست مردم سقوط كردند . بختیار جلسه اضطراری شورای امنیت را تشكیل داد و فرمان اجرای كودتای طراحی شده از سوی هایزر را صادر كرد . سیل جمعیت به فرمان امام به خیابانها ریختند و حكومت نظامی عملاً لغو شد بدین ترتیب آخرین مقاومتهای رژیم شاه در هم شكسته شد و خورشید پیروزی انقلاب اسلامی در ایران طلوع كرد .

تشكیل حكومت اسلامی و جبهه گیری دول استعماری :

پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه صاحب نظران زلزله ای ویرانگر برای جهان غرب بود كه موجی از خیزشهای رهایی بخش را در كشورهای اسلامی و جهان سوم به حركت درآورد . انقلاب اسلامی ایران در زمانی كه مناطق مختلف جهان بین دو قدرت شرق و غرب تقسیم شده بود با شعار «نه شرقی ، نه غربی » به پیروزی رسید و برای نخستین بار در عصر حاضر دین را به عنوان عاملی حركت زا در پهنه مبارزات ملتها مطرح می ساخت . به همین جهت از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپای اسلامی در پهنه ای گسترده آغاز شد . جبهه دشمنیها را آمریكا رهبری می كرد و دولت انگلیس و شوروی و برخی دول اروپائی دیگر ، به همراه تمامی رژیمهای وابسته به غرب در آن مشاركت فعال داشتند . امریكا درصدد بود با دامن زدن به اختلافات داخلی فرصت را برای سرنگونی نظام اسلامی فراهم سازد . ضعف دولت موقت آقای بازرگان كه اكثریت آنها را محافظه كاران ملی گرا تشكیل می دادند و روحیه مماشات آنها ، باعث شد تا گروهكهای ضد انقلاب با استفاده از كمكهای خارجی به سرعت سازماندهی شده و در گنبد و كردستان و دیگر مناطق دست به تشنج آفرینی بزنند . از سوی دیگر امریكا واروپا با كاهش چندین برابری نفت ، اقتصاد به ارث رسیده از رژیم شاه را كه كاملاً وابسته به درآمدهای نفتی بود ، دچار اختلال فراوان كردند .

با وجود همه مشكلات ، امام خمینی (س) حاضر به مصالحه نشد و با تشكیل نهادهای انقلابی به ترمیم ضعف های دولت موقت وتضمین ادامه انقلاب پرداخت . مردم ایران نیز كه فداكارانه در صحنه انقلاب ایستاده بودند در رفراندم 12 فروردین 1358 ، با 2/98 درصد آراء به استقرار نظام جمهوری اسلامی جواب مثبت دادند و متعاقب آن انتخابات پیاپی برای تدوین و تصویب قانون اساسی و انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی برگزار گردید .

انقلاب دوم ، تسخیر لانه جاسوسی آمریكا در ایران

روز 13 آبان 1358 گروهی از دانشجویان به نام « دانشجویان مسلمان پیرو خط امام » به نشانه اعتراض به  ملاقات آقای بازرگان با برژینسكی مشاور امنیت ملی كاخ سفید در الجزایر،  سفارت آمریكا در تهران را اشغال كرده و جاسوسان آمریكایی را بازداشت كردند . سندهای بدست آمده از سفارت پرده از اسرار جاسوسی ها و دخالتهای بیشمار امریكا در ایران و دیگر كشورها برمی داشت . یك روز پس از این واقعه دولت موقت آقای بازرگان ، به امید اینكه امام خمینی (س) دانشجویان را برای تخلیه محل اشغال ، تحت فشار بگذارد ، استعفا داد . امام خمینی (س) با پذیرفتن استعفا ، فرصت را برای حاكمیت نیروهای انقلابی و كوتاه كردن دست محافظه كاران از دست نداد و این  حركت انقلابی دانشجویان را انقلابی بزرگتر از انقلاب  اول نامید .

پس از این ماجرا ، ایران اسلامی رسماً از سوی امریكا و اقمار آن تحریم و محاصره اقتصادی ، سیاسی شد . طرح عملیات آزاد كردن جاسوسان بازداشت شده كه در زمان ریاست جمهوری بنی صدر اتفاق افتاد با واقعه معجزه آسای صحرای طبس به شكست انجامید . ابوالحسن بنی صدر كه در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری ایران (5/11/ 1358 ) از رقبای خود پیشی گرفته بود . از آغاز بنا  را بر مخالفت با جناح خط امام و سازش و زد وبند های سیاسی با كشورهای قدرتمند گذاشت . در دوران ریاست جمهوری او خاك ایران بر اثر تجاوز نظامی گسترده عراق اشغال شد . عوامل وابسته به رئیس جمهور با استفاده از موقعیت بنی صدر به عنوان فرمانده كل قوا در كار دفاع كارشكنی می كردند .  سرانجام امام خمینی (س) طی حكمی كوتاه در 20 خرداد 1360 بنی صدر را از فرماندهی كل قوا عزل و متعاقب آن مجلس شورای اسلامی رأی به بی كفایتی وی داد . از این پس منافقین رسماً دست به اقدامات براندازی و فعالیتهای تروریستی زدند . حزب جمهوری اسلامی كه با همت بزرگانی مثل حضرات آقایان : خامنه ای ، دكتر بهشتی ، دكتر باهنر ، هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی و به منظور سازماندهی نیروهای مومن به راه امام و مقابله با تحریكات گروهكهای سیاسی ضد انقلاب تشكیل شده بود ، در رأس حملات تروریستی منافقین قرارداشت . در فاجعه 7 تیر ، دكتر بهشتی به همراه 71 تن از كارآمدترین عناصر نظامی اسلامی ( در مقر حزب جمهوری اسلامی) و دو ماه بعد در 8 شهریور 1360 آقای محمد علی رجائی رئیس جمهورو حجت الاسلام  دكتر محمد جواد باهنر نخست وزیر بر اثر انفجار بمب  به شهادت رسیدند.

 تصمیم سریع و قاطع حضرت امام در انتخاب و نصب  افراد به جای شهیدانی كه از مدیریت نظام گرفته می شدند ، نقش بسیار مؤثری در سامان دادن  امور و مأیوس كردن دشمن داشت . حضرت امام از آغاز نهضت خویش بارها به مردم آموخته بود كه انقلاب اسلامی وابسته به اشخاص نیست ، حافظ انقلاب خدا و ایمان مردم خداجوست . اما نكته قابل تأمل آنكه در برابر همه فجایعی كه اتفاق افتاد امریكا و سازمانهای بین المللی نه تنها سكوت كردند بلكه به تروریست ها پناه و امكان ادامه حیات دادند و دقیقاً به همین دلیل بود كه امام خمینی (س) هیچگاه مبنای ارزیابی و مواضع خویش را داوری دولتهای بیگانه و سازمانهای بین المللی قرار نمی داد و معتقد بود كه این سازمانها جز ابزاری در اختیار سلطه گران بین المللی نیست.

شخصیت عظیم رهبر کبیر و امام  عزیز ما، حقاً و انصافاً پس از پیامبران خدا و اولیاى معصومین، با هیچ شخصیت دیگرى قابل مقایسه نبود. او ودیعه‏ى خدا در دست ما، حجت خدا بر ما، و نشانه‏ى عظمت الهى بود. وقتى انسان او را مى‏دید، عظمت بزرگان دین را باور مى‏کرد. ما نمى‏توانیم عظمت پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، امیرالمؤمنین، سیّدالشّهداء ، امام صادق علیه السلام  و بقیه‏ى اولیا را حتّى درست تصور کنیم؛ ذهن ما کوچکتر از آن است که بتواند عظمت شخصیت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور کند؛ اما وقتى انسان مى‏دید شخصیتى با عظمت امام عزیزمان و با آن همه ابعاد گوناگون: ایمان قوى، عقل کامل، داراى حکمت، هوشمندى، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بى‏اعتنایى به زخارف دنیا، تقوا و ورع و خداترسى و عبودیت مخلصانه براى خدا، دست‏نیافتنى است، و مشاهده مى‏کرد که همین شخصیت عظیم، چگونه در برابر آن خورشیدهاى فروزان آسمان ولایت، اظهار کوچکى و تواضع و خاکسارى مى‏کند و خودش را در مقابل آنها ذره‏یى به حساب مى‏آورد، آن‏وقت انسان مى‏فهمید که پیامبران و اولیاى معصومین علیه‌السلام چه‏قدر بزرگ بودند.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، تاریخ، 
برچسب ها : انقلاب، اسلامی، ایران،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

 


تعریف انفاق

یکی از وظایف مهم افراد در جامعه اسلامی، دستگیری از نیازمندان و تهیدستان است. هر کس به اندازه امکانات و توانمندی خویش وظیفه دارد که خلاء های موجود در زندگانی افراد را جبران و کمبودهای آنان را پاسخگو باشد. همان‌گونه که خداوند نیازمند و فقیر را با فقر و نداری امتحان می‌کند، ثروتمندان را نیز این گونه می‌آزماید.

کمک به افراد نیازمند اگر همراه با خلوص نیت و به خاطر رضای پروردگار باشد دارای تأثیرات بی‌شماری است. برخی از آثار آن در همین جهان مشاهده می‌شود و برخی از آثار آن در جهان دیگر، به عنوان پاداش های اخروی، ظاهر می‌گردد.

در روایات فراوانی به برخی از این آثار اشاره شده است؛ از جمله پیشگیری از حوادث و مرگ‌های ناگهانی و دور شدن بلاها و گرفتاری‌ها.

انفاق در قرآن

در قرآن کریم درباره انفاق سفارشات بسیاری شده است و در راه این انفاق نیز رعایت اخلاص بسیار سفارش شده است. در قرآن کریم آیه ای آمده است که هدف نهایی انفاق یعنی عدم دلبستگی به علاقه مندی ها را بیان می کند.

لن تنالو البر حتی تنفقوا مما تحبون

هرگز به مقام بر (نیکی) نمی رسید مگر از آنچه دوست دارید انفاق کنید

 آیه انفاق: آیه 274 سوره بقره به ستایش کسانی پرداخته که در شب و روز و نهان و آشکار انفاق می کنند و برخی آن را «آیه انفاق» گفته اند «الذین ینفقون اموالهم بالیل والنهار سرا وعلانیه فلهم اجرهم عند ربهم ولاخوف علیهم و لاهم یحزنون» کسانی که دارایی های خود را در شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق می کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان برای آنان خواهد بود، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شونداین آیه در شأن امام علیعلیه‌السلام نازل شد، چرا که از چهار درهم دارایی اش، درهمی را در شب، درهمی در روز، درهمی به نهان و درهمی را آشکارا انفاق کرد.البته نزول آیه در مورد خاص، مفهوم آن را محدود و شمول حکم را درباره دیگران نفی نمی کند.

به گفته برخی از مفسران، انفاق کنندگان باید در انفاق خود هنگام روز یا شب، پنهان یا آشکار، جهات اخلاقی و اجتماعی را درنظر بگیرند. از آن جا که دلیلی برای اظهار انفاق به نیازمندان نیست، آن را پنهان سازند تا هم آبروی آنان حفظ شود و هم خلوص بیشتری در آن باشد و از آن جا که مصالح دیگری مانند تعظیم شعایر و تشویق دیگران در کار است و انفاق، جنبه شخصی ندارد تا هتک احترام کسی شود (مانند انفاق برای جهاد و بناهای خیر و امثال آن) و با اخلاص نیز منافات ندارد، آشکارا انفاق کند.

اخلاص و ریا در انفاق

از آیات قرآن استفاده می شود که اخلاص دارای درجات مختلفی است، و فضل و بخشش حق تعالی به هر شخصی به اندازه اخلاص اوست، سنگینی و سبکی ترازوی اعمال در آخرت به درجه اخلاص بستگی دارد. در سوره بقره وضعیت کسانی که اموالشان را در راه رضای خدا انفاق می کنند، به باغی تشبیه نموده که در زمین نیکو باشد و بارانی بسیار بر آن ببارد و ثمرش را دو برابر ثمر دهد و یا دست کم بارانی اندک بر آن ببارد. بنابراین، همچنان که زمین نیکو همیشه ثمری نیکو می دهد، عمل صالح خالص نیز پیوسته نتیجه ای نیکو دارد و عنایت الهی شامل آن می شود؛ چراکه خداوند بر اعمال انسان بینا است و از میزان اخلاص اعمال او آگاه است. «و الله بما تعملون بصیر»


قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیرٌ مِّن صدَقَةٍ یَتْبَعُهَا أَذًى وَ اللَّهُ غَنىُّ حَلِیمٌ )بقره 263(
ترجمه

: گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان )، و عفو ، از بخششى که آزارى به دنبال آن باشد، بهتر است ، و خداوند، بى نیاز و بردبار است

. این آیه در حقیقت تکمیلى است نسبت به آیه قبل ، در زمینه ترک منت و آزار به هنگام انفاق ، مى فرماید: گفتار پسندیده (در برابر ارباب حاجت ) و عفو و گذشت (از خشونتهاى آنان ( از بخششى که آزارى به دنبال آن باشد بهتر است

این را نیز بدانید که آنچه در راه خدا انفاق مى کنید در واقع براى نجات خویشتن ذخیره مینمایید، و خداوند از آن بى نیاز و (در برابر خشونت و ناسپاسى شما) بردبار است.

منبع:

zaronline.mihanblog.com





ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : انفاق،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یعْلَمُ مَا بَینَ أَیدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یحِیطُونَ بِشَیءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِیهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا یئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِی الْعَظِیمُ«255»

خدای یکتا که جز او هیچ معبودی نیست، زنده و قائم به ذات [و مدّبر و برپا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات] است، هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمی  گیرد، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست. کیست آنکه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه را پیش روی مردم است [که نزد ایشان حاضر و مشهود است] و آنچه را پشت سر آنان است [که نسبت به آنان دور و پنهان است] می  داند. و آنان به چیزی از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حکومت، قدرت و سلطنت] ش آسمان ها و زمین را فرا گرفته و نگهداری آنان بر او گران و مشقت آور نیست؛ و او بلند مرتبه و بزرگ است.

لَا إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی فَمَنْ یكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ«256»

در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد]. مسلماً راه هدایت از گمراهی [به وسیله قرآن، پیامبر و امامان معصوم] روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت [که شیطان، بت و هر طغیان گری است] کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بی تردید به محکم ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.

اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ كَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ«257»

خدا سرپرست و یار کسانی است که ایمان آورده اند؛ آنان را از تاریکی ها [ی جهل، شرک، فسق وفجور] به سوی نورِ [ایمان، اخلاق حسنه و تقوا] بیرون می  برد. و کسانی که کافر شدند، سرپرستان آنان طغیان گرانند که آنان را از نور به سوی تاریکی ها بیرون می  برند؛ آنان اهل آتش اند و قطعاً در آنجا جاودانه اند.





نوع مطلب : قرآن و ادعیه، دینی، 
برچسب ها : آیه الکرسی، قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

نماز جماعت و اهمیت، آثار آن

آئین اسلام، از بعد اجتماعی مهمی برخوردار است و با عنایت ‏به ‏برکات آثار وحدت و تجمع و یکپارچگی، در بسیاری از برنامه‏هایش ‏بر این بعد، تکیه و تاکید کرده است. 

برگزاری نمازهای روزانه واجب نیز به صورت جماعت و گروهی، یکی از این برنامه‏هاست. 

در اینجا به اهمیت‏«نماز جماعت‏» و آثار گوناگون آن اشاره ‏می‏کنیم:   

اهمیت نماز جماعت

غیر از آثار فردی و اجتماعی نماز جماعت(که به آنها اشاره خواهدشد)پاداش‏های عظیمی برای آن بیان شده که در اینجا به بعضی ازروایات، اشاره می‏شود.  از رسول خدا(ص)نقل شده که: «من سمع النداء فلم یجبه من غیرعلة فلا صلاة له‏»  نماز کسی که صدای اذان را بشنود و بی دلیل، در نماز جماعت ‏مسلمانان شرکت نکند، ارزشی ندارد. 

در حدیث، تحقیر نماز جماعت، به منزله تحقیر خداوند بشمار آمده‏ است: «من حقره فانما یحقر الله‏»  شرکت دائم در نماز جماعت، انسان را از منافق شدن بیمه می‏کند.   و برای هر گامی که به سوی نماز جماعت و مسجد برداشته شود، ثواب ‏و حسنه در نظر گرفته شده است.  همین که کسی برای شرکت در نماز جماعت از منزل خارج ‏می‏شود، یا در مسجد، در انتظار نماز جماعت ‏به سر می‏برد پاداش کسی ‏را دارد که در این مدت، به نماز مشغول بوده است.  تعداد حاضران در نماز جماعت، هر چه بیشتر باشد، پاداش آن بیشتراست.  این کلام رسول خداست که فرمود: «ما کثر فهو احب الی الله‏»

ولی، همین که عدد افراد از ده نفر گذشت، حساب آنرا جز خداکسی نمی‏داند.  در حدیث دیگر است: هر که نماز جماعت را دوست ‏بدارد، خدا و فرشتگان او را دوست می‏دارند.  در زمان پیامبر(ص)هرگاه افراد نماز جماعت کم می‏شدند، آنحضرت به جستجو و تفقد از افراد می‏پرداخت و می‏فرمود: شرکت در نماز صبح و عشاء، بر منافقان از هر چیز سنگین‏تر است. قرآن نیز، از اوصاف منافقان، بی حالی و کسالت هنگام نماز را بیان‏کرده است.  چرا که سحر خیزی و حضور در جماعت مسلمین، آن هم ازراه‏های دور و در گرما و سرما، نشانه صداقت در ایمان و عشق نمازگزار است. 

حضور در نماز جماعت، خاص یک منطقه نیست. انسان در هر جا که باشد، خوب است‏ به فکر نماز جماعت و حضور در آن و تشویق‏ دیگران باشد. 

رسول خدا(ص)در باره اهمیت جماعت، فرمود: 

«صلاة الرجل فی جماعة خیر من صلاته فی بیته اربعین‏سنة. قیل: یا رسول الله!صلاة یوم؟فقال(ص): صلاة‏واحدة‏»  یک نماز با جماعت، بهتر از چهل سال نماز فرادی در خانه‏است. پرسیدند: آیا فقط یک روز نماز؟ فرمود: بلکه یک نماز. 

و می‏فرمود: صف‏های نماز جماعت، همانند صف‏های فرشتگان درآسمان چهارم است.  اولین نماز جماعتی هم که بر پا شد، به امامت رسول خدا و شرکت‏ حضرت علی(ع) و جعفر طیار(برادر حضرت علی(ع)) بود. همین که ‏ابوطالب، فرزندش علی(ع) را دید که به پیامبر اقتدا کرده، به فرزند دیگرش جعفر گفت: تو نیز به پیامبر اکرم اقتدا کن و این جماعت دو سه ‏نفری، پس از نزول آیه «فاصدع بما تؤمر» بود، که فرمان به علنی ساختن‏دعوت و تبلیغ می‏داد.

منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : نماز، جماعت، اهمیت، آثار،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

نماز

از آنجا که خداوند وجودی نامحدود و نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز است احتیاجی به پرستش ما ندارد پس پرستش و عبادت او فی الواقع وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور او به عبادت، یک نوع لطف و مرحمت و راهنمائی خواهد بود که ما را به کمال شایسته برساند و کلاً عبادت و خصوصاً نماز دارای یک سلسله آثار گرانبهای فردی و اجتماعی است زیرا اولاً حس تقدیر و شکر گزاری را در انسان زنده می کند، قدر دانی از مقامی که نعمتهای زیادی در اختیار او نهاده و با این سپاس گزاری، فرد، حق شناسی خود را در برابر آفریدگار خود که این همه نعمتهای گرانبها در اختیار او گذاشته اعلام می دارد و ثانیاً نماز و عبادت مایه تکامل روحی انسان است چون در نماز ما خود را با کمال مطلق مرتبط ساخته و از او کمک می خواهیم که شایستگی و لیاقت سخن گفتن با خود را به ما بدهد. ضمن این که نمازگزار همواره به یاد خداست و یاد خدا بهترین وسیله برای کنترل نفس امّاره و روح طغیانگر است چنان که غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و کیفرهای او موجب تیرگی عقل و خرد و کم فروغی آن می شود انسان غافل فکر عاقبت کار ناپسند و عقوبات آن را نمی کند و این نماز است که انسان را به یاد خدا می اندازد و اثر آن غفلت را از روح و روانش پاک می سازد و هم چنین نماز گزار برای قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب می ورزد مثلاً یکی از شرائط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است که در آن به کار می رود مانند آب وضو و غسل، لباس و مکان نمازگزار. این موضوع باعث می شود که اطراف حرام نرود و در کار و کسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقیّد شود و در موارد دیگر بی پروا باشد بالاخص که نمازگزار بداند شرط قبولی این است که حقوق مستمندان و زکات را بدهد، از گناهان کبیره بپرهیزد. مسأله دیگری که نمازگزار باید به آن توجه داشته باشد نظافت و بهداشت است زیرا او باید با لباس و بدنی پاک و تمیز که بعضاً مجبور است غسل نماید تا از آلودگیهای ظاهری و معنوی خود را پاک سازد و از آنجا که نماز برای خود وقت معیّنی دارد یکی از آثار آن انضباط و وقت شناسی است.

آثار و فلسفه نماز به آن چه گفته شد منحصر نیست ولی این نمونه می تواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ باشد.

البته نمازی که می تواند تمام آثار را  داشته باشد نمازی است که با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا آورده شود. روی همین جهات است که پیامبر گرامی(ص) می فرماید: نماز چون نهر آب صافی است که انسان خود را در آن شستشو می دهد، اگر کسی در شبانه روز پنج مرتبه خود را با آب پاک شستشو دهد هرگز بدن او آلوده و کثیف نمی شود. هم چنین کسی که در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواند و قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شستشو دهد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمی نشیند.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : نماز،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

فلسفه نماز در اسلام

از آنجا که خداوند وجودی نامحدود و نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز است احتیاجی به پرستش ما ندارد پس پرستش و عبادت او فی الواقع وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور او به عبادت، یک نوع لطف و مرحمت و راهنمائی خواهد بود که ما را به کمال شایسته برساند و کلاً عبادت و خصوصاً نماز دارای یک سلسله آثار گرانبهای فردی و اجتماعی است زیرا اولاً حس تقدیر و شکر گزاری را در انسان زنده می کند، قدر دانی از مقامی که نعمتهای زیادی در اختیار او نهاده و با این سپاس گزاری، فرد، حق شناسی خود را در برابر آفریدگار خود که این همه نعمتهای گرانبها در اختیار او گذاشته اعلام می دارد و ثانیاً نماز و عبادت مایه تکامل روحی انسان است چون در نماز ما خود را با کمال مطلق مرتبط ساخته و از او کمک می خواهیم که شایستگی و لیاقت سخن گفتن با خود را به ما بدهد. ضمن این که نمازگزار همواره به یاد خداست و یاد خدا بهترین وسیله برای کنترل نفس امّاره و روح طغیانگر است چنان که غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و کیفرهای او موجب تیرگی عقل و خرد و کم فروغی آن می شود انسان غافل فکر عاقبت کار ناپسند و عقوبات آن را نمی کند و این نماز است که انسان را به یاد خدا می اندازد و اثر آن غفلت را از روح و روانش پاک می سازد و هم چنین نماز گزار برای قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب می ورزد مثلاً یکی از شرائط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است که در آن به کار می رود مانند آب وضو و غسل، لباس و مکان نمازگزار. این موضوع باعث می شود که اطراف حرام نرود و در کار و کسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقیّد شود و در موارد دیگر بی پروا باشد بالاخص که نمازگزار بداند شرط قبولی این است که حقوق مستمندان و زکات را بدهد، از گناهان کبیره بپرهیزد. مسأله دیگری که نمازگزار باید به آن توجه داشته باشد نظافت و بهداشت است زیرا او باید با لباس و بدنی پاک و تمیز که بعضاً مجبور است غسل نماید تا از آلودگیهای ظاهری و معنوی خود را پاک سازد و از آنجا که نماز برای خود وقت معیّنی دارد یکی از آثار آن انضباط و وقت شناسی است.

آثار و فلسفه نماز به آن چه گفته شد منحصر نیست ولی این نمونه می تواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ باشد.

البته نمازی که می تواند تمام آثار را  داشته باشد نمازی است که با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا آورده شود. روی همین جهات است که پیامبر گرامی(ص) می فرماید: نماز چون نهر آب صافی است که انسان خود را در آن شستشو می دهد، اگر کسی در شبانه روز پنج مرتبه خود را با آب پاک شستشو دهد هرگز بدن او آلوده و کثیف نمی شود. هم چنین کسی که در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواند و قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شستشو دهد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمی نشیند.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : فلسفه، نماز، اسلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

 

ارکان نماز

ارکان نماز عبارتند از: نیت، تکبیرة الاحرام، قیام، رکوع و سجده که شرح هر یک بدین کیفیت می باشد.

نیت

نیت آن است که انسان، نماز را به قصد قربت - یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم - به جا آورد و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند یا مثلا به زبان بگوید: «چهار رکعت نماز ظهر می خوانم قربة الی الله».

تکبیرة الاحرام

پس از گفتن اذان و اقامه، با داشتن نیت و گفتن «الله اکبر» نماز شروع می شود و چون به واسطه گفتن این تکبیر، چیزهایی مانند خوردن و آشامیدن و خنده کردن و پشت به قبله نمودن حرام می شود، این تکبیر را «تکبیرة الاحرام» می گویند. و مستحب است در موقع گفتن تکبیر، دست ها را بالا ببریم و با این عمل، بزرگی خدا را در نظر آورده و غیر او را کوچک شمرده و پشت سر بیندازیم.

قیام

قیام در حال تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع، رکن است ولی قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع، رکن نیست. بنابراین اگر کسی رکوع را فراموش کند و پیش از رسیدن به سجده یادش بیاید باید بایستد، بعد به رکوع رود و چنانچه به طور خمیدگی به حال رکوع برگردد، چون قیام متصل به رکوع را انجام نداده، نمازش باطل است.

 

 

 

رکوع

بعد از خواندن قرائت، باید به قدری خم شود که دست ها به زانو برسد و این عمل را رکوع می گویند. در رکوع یک مرتبه «سبحان ربی العظیم و بحمده» یا سه مرتبه « سبحان الله» باید گفت. پس از رکوع باید کاملا بایستد، بعد به سجده رود.

سجده

سجده یعنی پیشانی و دست ها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد و یک مرتبه «سبحان ربی الاعلی و بحمده» یا سه مرتبه «سبحان الله» بگوید. بعد می نشیند و دو مرتبه به سجده رفته، ذکر سابق را تکرار می نماید. محلی که پیشانی را بر آن می گذارد باید زمین یا چیزی باشد که از زمین می روید و بر چیزهای خوراکی و پوشاکی و معدنی سجده جایز نیست.

تشهد و سلام

اگر نماز، دو رکعتی است پس از انجام دو سجده برخاسته و حمد و سوره را می خواند و قنوت را انجام داده و پس از رکوع و دو سجده، تشهد را می خواند و نماز را سلام می دهد. و اگر نماز سه رکعتی است پس از تشهد برمی خیزد و حمد تنها را خوانده یا سه مرتبه می گوید: «سبحان اله والحمدالله ولااله الاالله والله اکبر» و بعد رکوع و دو سجده و تشهد و سلام را انجام می دهد. و چنانچه نماز، چهار رکعتی است رکعت چهارم را مثل رکعت سوم انجام داده و بعد از تشهد، نماز را سلام می دهد.

منبع:

zaronline.mihanblog.com






نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : ارکان، نماز، دینی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

معنای لغوی و اصطلاحی مباهله

مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند.

شرح مختصر واقعه مباهله

مباهله پیامبر با مسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

موقعیت جغرافیایی

بخش با صفای نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام این نقطه، تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح علیه السلام گرویده بودند.

دعوت به اسلام

پیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم برای گزاردن رسالت خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا نماینده فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمود.

نامه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به اسقف نجران

مشروح نامه پیامبر به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. [این نامه ایست] از محمد، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید [تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود».

عکس العمل نجرانی ها

نمایندگان پیامبر که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پیامبر بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد ـ که از اولاد اسماعیل است ـ همان پیامبر موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد صلی الله علیه و آله وسلم تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : مباهله،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

وظیفه فرشتگان غیر از محافظت از مردم چیست ؟

وظایف فرشتگان 

فـرشتگان داراى وظایف بسیارى هستند كه هریك از آنها یا گروهى از آنها به كارى موظف مى باشند، و مى توان گفت كه : كارهاى ایشان به طور كلى به دودسته تقسیم مى شود: 1- وظـایـفى كه در مورد شخص نیست . 2- وظایفى كه بعضى از فرشتگان به اعتبارشان خویش ، در مواردى ویژه و در مورد اشخاصى خاصى ، انجام مى دهند.

در قـسـم ول ، وظـایـف آنـهـابـسـیـار اسـت كـه بـه طـور اجـمـال اشـاره مـى شـود: شهادت به وحدانیت خدا، شفاعت و استغفار براى مومنان ، درود بر مـحـمـد و آل او (عـلیه السلام ) خدمت به اهل بیت و شیعیان آن ها، وساطت در دبیر امور عالم ، انـزال وحـى و قـضـا و قـدر الهـى ، بـشـارت بـه مـومـنـان ، انـذار كـافـران ، نـوشـتـم اعـمـال انـسـان ها، حفاظت از انسان ها، امداد مومنان ، لعن بركفار؛ لذا دسته اى از ایشان حالام عرش الهى اند، عده اى ماموران عذاب و عده اى ماموران رحمت الهى اند و....

قـسـم دوم ، از قـبـیـل : دخـالت فـرشـتـگـان در داسـتـن حـضـرت زكـریـا، حمل تابوت بنى اسرائیل (تابوتى كه در جنگ ها پیشاپیش خود حركت مى دادند كه در آن آیات خدا و كویا عصاس حضرت موسى نیز وجود داشت )، فرشتگانى 7ه به عنوان میهمان بـر حـضـرت ابـراهـیـم (ع ) نـازل شـدنـد و سپس مامورین هلاكت قوم لوط را انجام دادند. و فـرشـگـانـى كـه بـر روزه داران ، با بر قبر سید الشهدا (علیه السلام ) گمارده شده اند .

رسالت فرشتگان : 

از جـمـله وظـایـف ملائكـه نـزول امـر الهـى اسـت و ایـن كـه رسـولان خـداونـد مـتـعـال مـى بـاشـنـد، چـنـان كـه در قـرآن كـریـم آمـده اسـت : جاعل الملائكه رسلا ؛ فرشتگان را، فرستادگان قرار داد و از آن جایى كـه مـلائكـه جـمـع محلى به الف و لام است و این جمع مفید عموم مى باشد، تمامى مـلائكـه رسـولان الهى اند، نه چنان كه بعضى گفته اند: من در این آیه الله یـصـطـفـى مـن المـلائه رسـلا ؛ خـدا از فرشتگان رسولانى برمى گزیند. دلالت دارد كه : بعضى از فرشتگان رسولند نه همگى آنها؛ زیرا من در این آیه براى بیان و توضیح است نه براى جدا كردن برخى از برخى دیگر.

حـال جـاى ایـن سـوال ، بـاقـى اسـت كه : آیا رسالت آنها، رسالت تشریعى است ؟ یعنى وظـیفه آنها همان پیام آوردن از سوى خدا براى انبیاست و یا رسالت تكوینى است ؟ یعنى به عهده گرفتن ماوریت هاى مختلف در جهان آفرینش ، و یا رسالت آنها هم تشریعى است و هم تكویتى ؟

بـا تـوجه به این كه عنوان رسالت در آیه براى تمامى فرشتگان اطلاق شده سـات ، چـنین به نظر مى رسد كه رسالت در قرآن در معناى وسیع و گسترده اى به كار رفـتـه اسـت ، كـه هـم رسـالت تـشـریـعـى مـلائكـه را شـامـل مـى شـود و هـم رسـالت تـكـویـنـى ایـشـان را. آیـات ذیـل فـقط اشاره به رسالت تكوینى آنهادارد: رسولان ما (فرشتگان ) مكر و حیله هاى شـمـا را مـى نـویـسـنـد . و نـیز: تا مزانى ؟ مرگ یكى از شما فرا رسد رسولان ما جان او را مى گیرند .

و بـایـد تـوجـه داشـت كـه رسـالت فـرشـتـه فـقـط ایـن نـیـسـت كـه نـازل شـود پـیـام مـداونـد را بـه انـسـان بـرسـانـد، بـلكـه رسالتش آن است كه از بالا نازل شود و انسان وارسته را با تعلیم و تزكیه بالا ببرد:الیه یصعد الكلم الطیب و العـمـل الصـالح یـرفـعـه  فـرشـتـه نازل مى شود تا دست صاحب دلان وارسته را بگیرد وه همراه خود بالا ببرد، هر چند انسان كـامـل بـه مـقـامـات مـعنوى صعود مى كند، به مراحلى مى رسد كه فرشته هم نمى تواند، برسد.

پـس فـرسـتگان رسولان و ماموران خداوند سبحان در امور تكوینى و تشریعى خستند؛ چه ایـن كـه امـور جـهـان بر اساس ‍ اسباب و عال است و تدبیر امور عالم و هستى به اذن حق ، به واسطه آنان صورت مى گیرد.

چرا فرشته نمى تواند پیامبر باشد؟ 

گرچه همه فرشته هاى حق ، رسالت الهى دارند تاما نمى توانند پیامبر باشند.

بر خلاف عده اى از مشركان كه اعتقاد داشتند، پیامبر باسد فرشته باشد؛ زیرا آنها بر ایـن عقیده بودند كه اگر نبوت ، حق باشد یا باید خود فرشته پیامبر شود و یا شخص صـاحـب مـال مـقـام . و اسـتدلال مى كردند یا باید خود نبى فرشه باشد و یا فرشته اى همراه نبى باشد تا او را تایید كند:

و قـالوا لولا انـزل عـلیـه مـلك ؛ گـفـتـنـد: (اگـر مـحـمـد رسول خدا است ) چرا بر او فرشته اى نازل نمى شود (تا او ا همراهى كند).

در جواب فرمود:

و لو انـزلنـا لقـضـى الامـر ثـم لا یـنـظـرون  و اگـر فـرشـتـه اى مـى فرستادین كه كار به پایان مى رسدید و به آنها هیچ مهلتى داده نمى شد.

پـس ایـن آیه فرشته بودن نبى را رد مى كند؛ زیرا اگر بنا شود خداوند فرشته اى را مامور وحى كند .باید به صورت بشر در آید، چه این كه پیامبر از آن جایى كه پیام آور خدا برا خلق است ولازم است از میان ابشان باشد، تا مشكلاتشان را بر طرف كند و پاسخ گوى سوالاتشان باشد:

و لو جـعـلنـاه مـلكـا لجعلناه و جلا و للبسنا علیهم ما یلبسون: و اگر آن پـیـامـبـر را از مـیـان فـرشـتـگـان بـر مـى گـزیـدیـم بـاز هم او را به صورت مردى مى فرستادیم و این خلط و اشتباه كه پدید آورده اند بر جاى مى نهادیم .

اولا ثـابـت شـد كـه فـرشـتـگان را با چشم مادى نمى توان دید، بكله مشاهده آنهافقط با انـقـطـاع از عـالم مـاده و مـسلح شده به چشم برزخى ، مسیر است . و از طرف دیگر، پیامبر بـاسـد دیـده شـود و در جـمـع مـردم و بـا مـردم باشد تا از او پیروى كنند. لذا فرستادن فـرشته براى رسالت بشر خلاف حكمت و عنایت است و فرشته فقط پیك خدا است نه این كه صاحب شریعت باشد و با انسان ها به طور مستقیم ارتباط بر قرار كند. علاوه بر این ، فـرشـتـگـان صـلاحیت مظهریت تام حق را ندارند و قرب آنهابهحق ، براى كشف حقایق به نحو تفصیل به اندازه انسان نمى باشد.

در روایـت اسـت كـه ابـو جـهـل بـه پـیامبر (صلى الله علیه وآله ) گفت : اگر، وسفیر خدا بودى حتما فرشته اى همراهت مى فرستاد تا ادعاى تو را تصویق كند، ما هم این فرشته را مـى دیـدیـم . رسـول خـدا (صـلى الله عـلیـه وآله ) درجـواب فـرمـود: اگر خدا بخواهد پـیـامبرى بفرستد كه فرشته باشد، در این صورت شما نمى توانید او را ببینید و بر فـرض ، قـدرت دیـدن فرشته را پیدا كنید، خواهید گفت : آن ، فرشته نیست بكله بشرى مـانـنـد مـاسـت ، چون در این صورت ، لازم است به صورت انسانى بر شما ظاهر شود تا بـتـوانـیـد بـا او تـمـاس بگیرید و سخنش را بشنوید و مقصود او را بفهمید، و در غیر این صـورت از كجا مى فهمید كه او راست مى گید؟ بلكه خداوند انسانى را به عنوان پیامبر انـتخاب مى كند و به او معجراتى مى دهد، كه انسان هاى دیگرى كه مانند او هستند به هیچ وجـه تـوانـایى انجام این معجزات دا ندارند، و این گواهى عملى خداوند بر پیامیر اوست . اگـر فـرشـتـه اى بـر شما ظاهر مى شد و معجزاتى انجام مى داد، از آن جا كه ماهیتش به شما تفاوت داشت نمى توانستید باور كنید كه این عجرات مستند به خدا، و خداوند با دادن این معجزات رسالت او ار عملا گواهى نموده است ...

منبع:

zaronline.mihanblog.com

 www.ghadeer.org

 





نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : وظیفه، فرشتگان، محافظت، مردم،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

شهید همت

به روز ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ ه.ش در شهرضا در خانواده ای مستضعف و متدین بدنیا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلای  معلّی و زیارت قبر سالار شهیدان و دیگر شهدای آن دیار شدند و مادر با تنفس شمیم روحبخش کربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید. محمد ابراهیم درسایه محبت های پدر ومادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش واستعداد فوق العاده ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت.

هنگام فراغت از تحصیل به ویژه در تعطیلات تابستانی با کار و تلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست می آورد و از این راه به خانواده زحمتکش خود کمک قابل توجه ای می کرد. او با شور و نشاط و مهر و محبت و صمیمیتی که داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری می بخشید. پدرش از دوران کودکی او چنین می وید: « هنگامی که خسته از کار روزانه به خانه برمی گشتم، دیدن فرزندم تمامی خستگی ها و مرارت ها را از وجودم پاک می کرد و اگر شبی او را نمی دیدم برایم بسیار تلخ و ناگوار بود. »

اشتیاق محمد ابراهیم به قرآن و فراگیری آن باعث می شد که از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. این علاقه تا حدی بود که از آغاز رفتن به دبیرستان توانست قرائت کتاب آسمانی قرآن را کاملاً فرا گیرد و برخی از سوره ه ای کوچک را نیز حفظ کند.

دوران سربازی

در سال ۱۳۵۲ مقطع دبیرستان را با موفقیت پشت سرگذاشت و پس از اخذ دیپلم با نمرات عالی در دانشسرای اصفهان به ادامه تحصیل پرداخت. پس از دریافت مدرک تحصیلی به سربازی رفت ـ به گفته خودش تلخت رین دوران عمرش همان دوسال سربازی بود ـ در لشکر توپخانه اصفهان مسؤولیت آشپزخانه به عهده او گذاشته شده بود.

ماه مبارک رمضان فرا رسید، ابراهیم در میان برخی از سربازان همفکر خود به دیگر سربازان پیام فرستاد که آنها هم اگر سعی کنند تمام روزهای رمضان را روزه بگیرند، می توانند به هنگام سحری به آشپزخانه بیایند. «ناجی» معدوم فرمانده لشکر، وقتی که از این توصیه ابراهیم و روزه گرفتن عده ای از سربازان مطلع شد، دستور داد همه سربازان به خط شوند و همگی بدون استثناء آب بنوشند و روزه خود را باطل کنند. پس از این جریان ابراهیم گفته بود: « اگر آن روز با چند تیر مغزم را متلاشی می کردند برایم گواراتر از این بود که با چشمان خود ببینم که چگونه این از خدا بیخبران فرمان می دهند تا حرمت مقدس ترین فریضه دینمان را بشکنیم و تکلیف الهی را زیرپا بگذاریم. »

امّا این دوسال برای شخصی چون ابراهیم چندان خالی از لطف هم نبود؛ زیرا در همین مدت توانست با برخی از جوانان روشنفکر و انقلابی مخالف رژیم ستم شاهی آشنا شود و به تعدادی از کتب ممنوعه (از نظر ساواک) دست یابد. مطالعه آن کتاب ها که مخفیانه و توسط برخی از دوستان، برایش فراهم می شد تأثیر عمیق و سازنده ای در روح و جان محمدابراهیم گذاشت و به روشنایی اندیشه و انتخاب راهش کمک شایانی کرد. مطالعه همان کتاب ها و برخورد و آشنایی با بعضی از دوستان، باعث شد که ابراهیم فعالیت های خود را علیه رژیم ستمشاهی آغاز کند و به روشنگری مردم و افشای چهره طاغوت بپردازد.

دوران معلمی

پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شغل معلمی را برگزید. در روستاها مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز و بوم همت گماشت. ابراهیم در این دوران نیز با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی ارتباط پیدا کرد و در اثر مجالست با آنها با شخصیت حضرت امام (ره) بیشتر آشنا شد. به دنبال این آشنایی و شناخت، سعی می کرد تا در محیط مدرسه و کلاس درس، دانش آموزان را با معارف اسلامی و اندیشه های انقلابی حضرت امام (ره) و یارانش آشنا کند. او در تشویق و ترغیب دانش آموزان به مطالعه و کسب بینش و آگاهی سعی وافری داشت و همین امور سبب شد که چندین نوبت از طرف ساواک به او اخطار شود. لیکن روح بزرگ و بی باک او به همه آن اخطارها بی اعتنا بود و هدف و راهش را بدون اندک تزلزلی پی می گرفت و از تربیت شاگردان خود لحظه ای غفلت نمی ورزید.

با گسترش تدریجی انقلاب اسلامی، ابراهیم پرچمداری جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت. پس از انتقال وی به شهرضا برای تدریس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزه علمیه قم برقرار شد و بطور مستمر برای گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانیون و دریافت اعلامیه و نوار به قم رفت وآمد می کرد. سخنرانی های پرشور و آتشین او علیه رژیم که بدون مصلحت اندیشی انجام می شد، مأمورین رژیم را به تعقیب وی واداشته بود، به گونه ای که او شهربه شهر می گشت تا از دستگیری در امان باشد. نخست به شهر فیروزآباد رفت و مدتی در آنجا دست به تبلیغ و ارشاد مردم زد. پس از چندی به یاسوج رفت. موقعی که درصدد دستگیری وی برآمدند به دوگنبدان عزیمت کرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سکنی گزید. در این دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژیم ستمشاهی و اعمال وحشیانه اش عکس العمل نشان می دادند و ابراهیم احساس کرد که برای سازماندهی تظاهرات باید به شهرضا برگردد. بعد از بازگشت به شهر خود در کشاندن مردم به خیابان ها و انجام تظاهرات علیه رژیم، فعالیت و کوشش خود را افزایش داد تا اینکه در یکی از راهپیمایی های پرشورمردمی، قطعنامه مهمی که یکی از بندهای آن انحلال ساواک بود، توسط شهید همت قرائت شد. به دنبال آن فرمان ترور و اعدام ایشان توسط فرماندار نظامی اصفهان، سرلشکر معدوم «ناجی»، صادر گردید.

مأموران رژیم در هرفرصتی در پی آن بودند که این فرزند شجاع و رشید اسلام را از پای درآورند، ولی او با تغییر لباس و قیافه، مبارزات ضد دولتی خود را دنبال می کرد تا اینکه انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی ره، به پیروزی رسید.

پس از انقلاب

پیروزی انقلاب در جهت ایجاد نظم ودفاع از شهر و راه اندازی کمیته انقلاب اسلامی شهرضا نقش اساسی داشت. او از جمله کسانی بود که سپاه شهرضا را با کمک دوتن از برادران خود و سه تن از دوستانش تشکیل داد. درایت و نفوذ خانوادگی که درشهر داشتند مکانی را بعنوان مقر سپاه دراختیار گرفته و مقادیر قابل توجهی سلاح از شهربانی شهر به آنجا منتقل کردند و از طریق مردم، سایر مایحتاج و نیازمندی ها را رفع کردند. به تدریج عناصر حزب اللهی به عضویت سپاه درآمدند. هنگامی که مجموعه سپاه سازمان پیدا کرد، او مسؤولیت روابط عمومی سپاه را به عهده داشت.

به همت این شهید بزرگوار و فعالیت های شبانه روزی برادران پاسدار در سال ۵۸، یاغیان و اشرار اطراف شهرضا که به آزار واذیت مردم می پرداختند، دستگیر و به دادگاه انقلاب اسلامی تحویل داده شدند و شهر از لوث وجود افراد شرور و قاچاقچی پاکسازی گردید. از کارهای اساسی ایشان در این مقطع، سامان بخشیدن به فعالیت های فرهنگی، تبلیغی منطقه بود که در آگاه ساختن جوانان و ایجاد شور انقلابی تأثیر بسزایی داشت.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دفاعی، دینی، 
برچسب ها : زندگی نامه، شهید، همت،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390


سردار گمنام هور، شهید سید علی هاشمی

 

علی هاشمی که بود؟

 

 8 سال دفاع مقدس ناگفته های بسیاری در دل خود دارد. شهید حاج علی هاشمی ملقب به «سردار هور» یكی از حماسه آفرینان هشت سال دفاع مقدس است که به دلایل امنیتی تا پس از سقوط دیکتاتوری صدام در گمنامی به سر می برد،

سردار علی هاشمی قبل از انقلاب در خیابانهای حصیرآباد(اهواز) با رژیم شاه می جنگید و در سال 1357 چند بار دستگیر شد و هر بار به طور معجزه آسایی خود را از دست ساواك نجات داد.

 وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تشكیل كمیته ی حصیرآباد و بعد كمیته ی اهواز نقش مهمی داشت. سپس وارد سپاه شد و فرماندهی سپاه حمیدیه را برعهده گرفت و در واقع بنیان گذار سپاه حمیدیه سردار علی هاشمی بود.

تا پیش از آغاز تجاوز رژیم بعث به کشور اسلامی ایران وی در سمت فرماندهی سپاه حمیدیه توانست در مقابله با ضدانقلاب و اشرار و قاچاقچیان اسلحه و مهمات کارنامه خوبی از خود بر جای گذارد.

با آغاز جنگ تحمیلی و در مقطعی که عملیات فتح المبین در حال انجام بود وی به درخواست فرماندهان وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با جذب و سازماندهی جوانان غیور شهرهای حمیدیه، سوسنگرد و اهواز اقدام به تشکیل تیپ 37نور  کرد و شخصا فرماندهی تیپ را برعهده گرفت و با این تیپ تازه تاسیس در عملیات بیت المقدس (آزادسازی خونین شهر) زیر نظر قرارگاه قدس شرکت کرد.

 

علی هاشمی و یارانش در این عملیات مأموریت خود را به خوبی به انجام رساندند و در آزادسازی خرمشهر نقش به سزایی داشتند و این در حالی بود كه جبهه سختی در جنوب كرخه نور به قرارگاه قدس محول شده بود.

پس از پایان عملیات موفقیت آمیز بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر و بخش وسیعی از مناطق اشغالی کشور شد، تیپ 37 نور در سپاه سوسنگرد ادغام شد و فرماندهی سپاه سوسنگرد به سردار علی هاشمی واگذار شد

ایجاد پاسگاه در مرزهای بین المللی و کنترل مناطق وسیعی که به دست رزمندگان اسلام آزاد شده بود، حفظ امنیت شهرهای آزاد شده و نیز اداره آوارگان جنگی که در حال بازگشت به شهرهای خویش بودند به عنوان اولین ماموریت سردار علی هاشمی در سمت فرماندهی سپاه سوسنگرد به وی محول شد.

پس از آزادسازی خرمشهر  و از آنجا که چندین لشکر و تیپ عراق به طور کامل منهدم شدند و نزدیک به 20 هزار نفر از نیروهای آنان نیز به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند صدام درخواست آتش بس کرد ولی فرمانده کل قوا امام خمینی (ره) با رد درخواست صدام مبنی بر آتش بس موقت، خواهان پایان جنگ و تعیین و تنبیه متجاوز شدند.


منبع:

zaronline.mihanblog.com


 

ادامه مطلب


نوع مطلب : دفاعی، دینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

شهید محمد حسین فهمیده

آغاز زندگی

 

لحظه‌ها می‌ گذشتند و نگرانی و اضطراب محمد تقی بیشتر می‌شد .  او دائم به این سو و آن سو می‌رفت . با خود فکر کرد و گفت : « اگر پسر باشد، اسمش را محمدحسین می‌گذاریم . زمان به سختی طی میشد ... ناگهان صدای فریاد کودکی چشم سیاه ، خوشمزه و سالم ، محمد تقی را سرشار از سرور و شادی کرد . خدا را شکر که سالم است ... آرام محمدحسین را در آغوش گرفت  و اذان و اقامه را در گوشش زمزمه کرد ... آری پسرم ! خدای تو همان یکتائیست که لیاقت امانتداری تو را به ما عطا فرمود و محمد (ص) رسولی است که اسلام را برایمان به ارمغان آورد و علی (ع) شیرخدا و رهبر خداشناسان . تو را به نام فرزند فاطمه (س) می‌خوانیم تا از یارانش باشی ..... روزها می‌گذشت و محمدحسین در کوچه‌های قدیمی و باصفای روستای سراچه قم ، زندگی را تجربه می‌کرد و در سایه حرم  مطهر فاطمه معصومه (س) الفبای ایمان به یکتای بی‌همتا و تلاش برای رسیدن به حقیقت را می‌آموخت . هنگامی که برای اولین بار، پا به عرصه پرخاطره علم و دانش نهاد، معلم او که یکی از طلاب بود ، روح جسور و انگیزه انقلابی‌ اش را کشف کرد و سعی کرد تا حسین را با اوضاع حاکم بر جامعه بیشتر آشنا کند.

 چند سال بعد هنگامی که حسین همراه خانواده ‌اش به کرج عزیمت کرد ، مبارزات مردم به اوج خود رسیده بود. شور انقلاب چنان تأثیری در او گذاشته بود که با وجود سن کم، در فعالیت‌های علیه رژیم شاه شرکت می‌کرد و برای تهیه پیام‌ها و اعلامیه‌های امام خمینی (ره) به قم رفته ، سپس آنها را در تهران و کرج پخش می‌نمود . در طول این مدت ، حسین سعی می‌کرد خانواده و اطرافیانش را با خواندن رساله امام (ره) و اعلامیه‌های ایشان ، از مسایل روز جامعه مطلع کند . حتی گاهی اوقات با اهل محل قرار می‌گذاشت که رأس ساعتی همه از خانه‌ها بیرون بیایند و تکبیر بگویند و اگر هیچ کس هم نمی‌آمد ، او تک تک درها را می‌کوبید و تکبیر می‌گفت تا همه جمع شوند و بزرگی خدا را فریاد کنند و بارها و بارها به خاطر این اعمال مورد ضرب و شتم مأمورین رژیم قرار گرفت ، اما هیچ چیزی مانع جوشش این رود خروشان نمی‌شد و او را ناامید نمی‌کرد.

محمد حسین نوجوان

 مرد 12 ساله ما همگام با فعال‌ترین مبارزان ، برای نابودی طاغوت و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، تلاش می‌کرد ؛ تا آن‌جا که فریادهای « مرگ بر شاه » به « درود بر خمینی » و « نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی »، تبدیل شد . بعد از پیروزی انقلاب ، روح بی‌قرار حسین باز هم کالبد کوچکش را تاب نیاورد و همیشه در تلاش بود تا از این شکوفه بهاری که حاصل خون بسیاری از هم‌ سن و سالانش بود، حمایت و دفاع نماید . او بهشت زهرا (س) را بسیار دوست می‌داشت  و بیشتر اوقات به یاد دوستان شهیدش به آن جا می‌رفت . حسین در پاسخ به درخواست مادرش برای همراهی با او و رفتن به بهشت زهرا (س) می‌گفت: « بعد از من آنقدر به آن‌جا خواهی رفت که سیر بشوی ! »

 

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دفاعی، دینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

شهید مصطفی چمران

تـولد:

دکتر مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ در تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولک متولد شد.

تحصیـلات:

وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، آغاز کرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۳۶ در رشتهٔ الکترومکانیک فارغ التحصیل شد و یک سال به تدریس در دانشکدهٔ فنی پرداخت. وی در همهٔ دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال ۱۳۳۷ با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به امریکا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در دانشگاه کالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه امریکا برکلی با ممتازترین درجهٔ علمی موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید.

فعـالیت های اجتماعی:

از ۱۵سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت الله طالقانی، در مسجد هدایت، و درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شرکت می کرد و از اولین اعضاء انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران دکتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت نفت شرکت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت ملی ایران در کشمکش های مرگ و حیات این دوره بود. بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد و سقوط حکومت دکتر مصدق، به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست و سخت ترین مبارزه ها و مسئولیت های او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناک ترین مأموریت ها را در سخت ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید.

در امریکا، با همکاری بعضی از دوستانش، برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان امریکا را پایه ریزی کرد و از مؤسسین انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در امریکا به شمار می رفت که به دلیل این فعالیت ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می شود. پس از قیام خونین ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ و سرکوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی(ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت ساز می زند و همه پل ها را پشت سر خود خراب می کند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم فکر، رهسپار مصر می شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر، سخت ترین دوره های چریکی و جنگ های پارتیزانی را می آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می شود و فوراً مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهدهٔ او گذارده می شود.

به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی گرایی ورای اسلام گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده کرد که جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقهٔ مسلمین می شود، به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است که نمی توان به راحتی با آن مقابله کرد و با تأسف تأکید می کند که مات هنوز نمی دانیم که بیشتر این تحریکات از ناحیهٔ دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و یارانش اجازه می دهد که در مصر نظرات خود را بیان کنند.

در لبنـان:

بعد از وفات عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقل، برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می کند و لذا دکتر چمران رهسپار لبنان می شود تا چنین پایگاهی را تأسیس کند.

او به کمک امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی اسلامی پی ریزی نموده که در میان توطئه ها و دشمنی های چپ و راست، با تکیه بر ایمان به خدا و با اسلحهٔ شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده می کند و علی گونه در معرکه های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می رود و در طوفان های سهمناک سرنوشت، حسین وار به استقبال شهادت می تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبارترین ستم گران روزگار، صهیونیزم اشغال گر و هم دستان خونخوار آنها، راست گرایان «فالانژ»، به اهتزاز درمی آورد و از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند کوه های جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانی ها به یادگار گذاشته؛ در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته و شرح این مبارزات افتخارآمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاک شهدای لبنان، بر کف خیابان های داغ و بر دامنهٔ کوه های مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است. .

منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، دفاعی، 
برچسب ها : زندگی نامه، شهید، مصطفی، چمران،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

شهید باکری

تولد و كودكی

در سال 1333 ه.ش در شهرستان میاندوآب در یك خانواده مذهبی و باایمان متولد شد. در دوران كودكی، مادرش را كه بانویی باایمان بود از دست داد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ارومیه به پایان رسانید و در دوره دبیرستان (همزمان با شهادت برادرش علی باكری به دست دژخیمان ساواك) وارد جریانات سیاسی شد.

فعالیتهای سیاسی مذهبی

پس از اخذ دیپلم با وجود آنكه از شهادت برادرش بسیار متاثر و متالم بود، به دانشگاه راه یافت و در رشته مهندسی مكانیك مشغول تحصیل شد. از ابتدای ورود به دانشگاه تبریز یكی از افراد مبارز این دانشگاه بود. او برادرش حمید را نیز به همراه خود به این شهر آورد. شهید باكری در طول فعالیتهای سیاسی خود (طبق اسناد محرمانه بدست آمده) از طرف سازمان امنیت آذربایجان شرقی (ساواك) تحت كنترل و مراقبت بود.

پس از مدتی حمید را برای برقراری ارتباط با سایر مبارزان، به خارج از كشور فرستاد تا در ارسال سلاح گرم برای مبارزین داخل كشور فعال شود. شهید مهدی باكری در دوره سربازی با تبعیت از اعلامیه حضرت امام خمینی(ره) در حالی كه در تهران افسر وظیفه بود از پادگان فرار و به صورت مخفیانه زندگی كرد و فعالیتهای گوناگونی را در جهت پیروزی انقلاب اسلامی نیز انجام داد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی

بعد از پیروزی انقلاب و به دنبال تشكیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت این نهاد در آمد و در سازماندهی و استحكام سپاه ارومیه نقش فعالی را ایفا كرد. پس از آن بنا به ضرورت، دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. همزمان با خدمت در سپاه، به مدت 9 ماه با عنوان شهردار ارومیه نیز خدمات ارزنده‌ای را از خود به یادگار گذاشت. ازدواج شهید مهدی باكری مصادف با شروع جنگ تحمیلی بود. مهریه همسرش اسلحه كلت او بود. دو روز بعد از عقد به جبهه رفت و پس از دو ماه به شهر برگشت و بنا به مصالح منطقه، با مسئولیت جهاد سازندگی استان، خدمات ارزنده‌ای برای مردم انجام داد.

شهید باكری در مدت مسئولیتش به عنوان فرمانده عملیات سپاه ارومیه تلاشهای گسترده‌ای را در برقراری امنیت و پاكسازی منطقه از لوث وجود وابستگاه و مزدوران شرق و غرب انجام داد و به‌رغم فعالیتهای شبانه‌روزی در مسئولیتهای مختلف، پس از شروع جنگ تحمیلی، تكلیف خویش را در جهاد با كفار بعثی و متجاوزین به میهن اسلامی دید و راهی جبهه‌ها شد.

نقش شهید باکری در دفاع مقدس

جلسه تصمیم گیری برای عملیات؛ اسامی فرماندهان: محسن رضایی، بشر دوست، شهید مهدی باکری، رحیم صفوی، حسین علائی، ناشناخته. شهید باكری با استعداد و دلسوزی فراوان خود توانست در عملیات فتح‌المبین با عنوان معاون تیپ نجف اشرف در كسب پیروزیها موثر باشد. در این عملیات یكی از گردانها در محاصره قرار گرفته بود، كه ایشان به همراه تعدادی نیرو، با شجاعت و تدبیر بی‌نظیر آنان را از محاصره بیرون آورد. در همین عملیات در منطقه رقابیه از ناحیه چشم مجروح شد و به فاصله كمتر از یك ماه در عملیات بیت‌المقدس (با همان عنوان) شركت كرد و شاهد پیروزی لشكریان اسلام بر متجاوزین بعثی بود.در مرحله دوم عملیات بیت‌المقدس از ناحیه كمر زخمی شد و با وجود جراحتهایی كه داشت در مرحله سوم عملیات، به قرارگاه فرماندهی رفت تا برادران بسیجی را از پشت بی‌سیم هدایت كند.

در عملیات رمضان با سمت فرماندهی تیپ عاشورا به نبرد بی‌امان در داخل خاك عراق پرداخت و این بار نیز مجروح شد، اما با هر نوبت مجروحیت، وی مصممتر از پیش در جبهه‌ها حضور می‌یافت و بدون احساس خستگی برای تجهیز، سازماندهی،‌ هدایت نیروها و طراحی عملیات، شبانه‌روز تلاش می‌كرد. در عملیات مسلم بن عقیل با فرماندهی او بر لشكر عاشورا و ایثار رزمندگان سلحشور، بخش عظیمی از خاك گلگون ایران اسلامی و چند منطقه استراتژیك آزاد شد.

 

شهید باكری در عملیات والفجرمقدماتی و والفجر یك، دو، سه و چهار با عنوان فرمانده لشكر عاشورا، به همراه بسیجیان غیور و فداكار، در انجام تكلیف و نبرد با متجاوزین، آمادگی و ایثار همه‌جانبه‌ای را از خود نشان داد.

در عملیات خیبر زمانی كه برادرش حمید، به درجه رفیع شهات نایل آمد، با وجود علاقه خاصی كه به او داشت، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت: شهادت حمید یكی از الطاف الهی است كه شامل حال خانواده ما شده است. و در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش نوشت: من به وصیت و آرزوی حمید كه باز كردن راه كربلا می‌باشد همچنان در جبهه‌ها می‌مانم و به خواست و راه شهید ادامه می‌دهم تا اسلام پیروز شود.تلاش فراوان در میادین نبرد و شرایط حساس جبهه‌ها، را از حضور در تشییع پیكر پاك برادر و همرزمش كه سالها در كنار بود بازداشت. برادری كه در روزهای سراسر خطر قبل از انقلاب، در مبارزات سیاسی و در جبهه‌ها، پا به پای مهدی، جانفشانی كرد.

نقش شهید باكری و لشكر عاشورا در حماسه قهرمانانه خیبر و تصرف جزایر مجنون و مقاومتی كه آنان در دفاع پاتكهای توانفرسای دشمن از خود نشان دادند بر كسی پوشیده نیست.در مرحله آماده‌سازی مقدمات عملیات بدر، اگرچه روزها به كندی می‌گذشت اما مهدی با جدیت، همه نیروها را برای نبردی مردانه و عارفانه تهییج و ترغیب كرد و چونان مرشدی كامل و عارفی واصل، آنچه را كه مجاهدان راه خدا و دلباختگان شهادت باید بدانند و در مرحله نبرد بكار بندند، با نیروهایش درمیان گذاشت.

نحوه شهادت

بعد از شهادت برادرش حمید و برخی از یارانش، روح در كالبد ناآرامش قرار نداشت و معلوم بود كه به زودی به جمع آنان خواهد پیوست. پانزده روز قبل از عملیات بدر به مشهد مقدس مشرف شد و با تضرع از آقاعلی‌بن موسی‌الرضا(ع) خواسته بود كه خداوند توفیق شهدت را نصیبش نماید. سپس خدمت حضرت امام خمینی(ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رسید و با گریه و اصرار و التماس درخواست كرد كه برای شهادتش دعا كنند.

این فرمانده دلاور در عملیات بدر در تاریخ 25/11/63، به خاطر شرایط حساس عملیات، طبق معمول، به خطرناكترین صحنه‌های كارزار وارد شد و در حالی كه رزمندگان لشكر را در شرق دجله از نزدیك هدایت می كرد، تلاش می‌نمود تا مواضع تصرف شده را در مقابل پاتكهای دشمن تثبیت نماید، كه در نبردی دلیرانه، براثر اصابت تیر مستقیم مزدوران عراقی، ندای حق را لبیك گفت و به لقای معشوق نایل گردید.

هنگامی كه پیكر مطهرش را از طریق آبهای هورالعظیم انتقال می‌دادند، قایق حامل پیكر وی، مورد هدف آرپی‌جی دشمن قرار گرفت و قطره ناب وجودش به دریا پیوست.

او با حبی عمیق به اهل عصمت و طهارت(ع) و عشقی آتشین به اباعبدالله‌الحسین(ع) و كوله‌باری از تقوی و یك عمر مجاهدت فی سبیل‌الله، از همرزمانش سبقت گرفت و به دیار دوست شتافت و در جنات عدن الهی به نعمات بیكران و غیرقابل احصاء دست یافت. شهید باكری در مقابل نعمات الهی خود را شرمنده می‌دانست و تنها به لطف و كرم عمیم خداوند تبارك و تعالی امیدوار بود. در وصیتنامه‌اش اشاره كرده است كه: چه كنم كه تهیدستم، خدایا قبولم كن.

شهید محلاتی از بین تمام خصلتهای والای شهید به معرف او اشاره می‌كند و در مراسم شهادت ایشان، راز و نیاز عاشقانه وی را با معبود بیان می‌كند و از زبان شهید می گوید:

خدایا تو چقدر دوست‌داشتنی و پرستیدنی هستی، هیهات كه نفهمیدم. خون باید می‌شدی و در رگهایم جریان می‌یافتی تا همه سلولهایم هم یارب یارب می‌گفت.

این بیان عارفانه بیانگر روح بلند و سرشار از خلوص آن شهید والامقام است كه تنها در سایه خودسازی و سیر و سلوك معنوی به آن دست یافته بود.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 





نوع مطلب : دفاعی، دینی، 
برچسب ها : زندگی نامه، شهید، باکری، دینی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

زندگی‌نامه مجاهد شهید آیت‌الله سید محمد رضا سعیدی قسمت اول

سید محمد رضا سعیدی در دوم اردیبهشت 1308 شمسی در منطقه نوغان مشهد به دنیا آمد . دروس ابتدائی را نزد پدر به خوبی آموخت. هنوز نوجوانی بیش نبود كه لباس روحانیت را بر تن كرد،آن هم زمانی كه رضاخان قدرت را در دست داشت و می‌خواست با كشیدن چادر از سر زنان و عبا از دوش روحانیت كند و ایران را به دروازه‌ی تمدن جدید برساند .

سید تحصیلات خود را در حوزه‌ی مشهد نزد اساتیدی چون:ادیب نیشابوری ،شیخ‌هاشم و شیخ مجتبی قزوینی تكمیل كرد. در اواخر تحصیلات ،همسرش را كه از نواده‌های میرزای شیرازی ( پرچم‌دار مبارزه با استعماردر ماجرای تنباكو) بود انتخاب كرد، سید پس از پایان درس‌های مقدماتی حوزه، برای تكمیل دروس خود به شهر قم كه مركز علم بود هجرت انتخاب كرد سید پس از پایان درس‌های مقدماتی حوزه برای تكمیل دروس خود به شهر قم كه مركز علم بود هجرت كرد . آن روزها آیت‌الله بروجردی مرجع تقلید بود و سید از بدو ورود به قم در درس ایشان شركن كرد پس از آشنائی با جلسات درس امام (ره)از جمله شاگردان فعال و طراز اول ایشان گردید و سر انجام با عزمی راسخ و پشتكاری مداوم به درجه‌ی اجتهاد رسید.

در همان سال‌ها سید كه به دعوت مردم برای سخنرانی و تبلیغ به آبادان رفته بود روزی متوجه شد روزنامه‌هاو مجلات عكس ثریا ‌- همسر شاه را با حالت‌های مختلف كه او را در پارتی‌ها و میهمانیهای داخلی و خارجی در حال مشروب خوردن و رقص نشان می‌داد،روی صفحه‌ی اول جلد خود چاپ كرده اند سید دیدن آن تصاریر در سخنرانی خود به شدت از ثریا انتقاد كرد و پس از آن دستگیر شد و اینچنین سید برای اولین‌بار زندان را تجربه كرد .

در محرم 1342 سید به همراه چند نفر از روحانیون و به دعوت شیعیان كویت برای شخنرانی در مراسم ماه‌هایمحرم و صفر به آن جا رفتند در همان ایام بود كه به دنبال سخنرانی كوبنده‌ی امام (ره) علیه اهانت شاه به روحانیت و علما ایشان توسط كماندوهای رژیم دستگیر شدند و نهضت خونین 15 خرداد آغاز شد . سید به همراه دیگر شاگردان امام (ره) هر كدام در حسینیه‌ی خود به نحوی جنایات رژیم شاه را افشا می‌كردند و ایرانیان مقیم كویت را از آن چه در ایران می‌گذشت مطلع می‌ساختند . سید سرانجام با لباس مبدل وارد ایران شد و نامه‌ای به این مضمون به امام (ره ) نوشت : (سیدی و مولای ، با قیافه‌ی منحوسی وارد قم شده‌ام و اجازه ملاقات می‌خواهم ) و بدین ترتیب سید با امام (‌ ره ) ملاقات كرد . امام (ره ) در این مدت از زندان آزاد شده بودند و تحت نظر در قم به سر می‌بردند . تا اینكه در مهر 1343 با به تصویب رسیدن لایحه‌ی كاپیتو‌لاسیون توسط نمایندگان مجلس ،امام (ره ) این بار فریادی از گذشته علیه این لایحه سر دادند و این امر باعث شد كه ماموران شاه ایشان را دستگیر و به تركیه تبعید نمایند . بعد از تبعید امام ( ره ) از تركیه به نجف،آیت‌الله سعیدی نامه‌ای به این مضمون به امیر عباس هویدا نوشت: ( شما خیال نكنید با انتقال آیت‌الله خمینی از تركیه به عراق می‌شود احساسات بر افروحته‌ی این ملت را خاموش كرد .)

سید از زمان تبعید امام به تركیه و نجف دیگر ایشان را ندید تا اینكه تصمیم گرفت برای ریدن امام به نجف سفر كند و اقداماتی را برای بازگشت امام انجام دهد . سید پس از بازگشت به ایران از طرف مردم تفرش برای سخنرانی دعوت شد چند روزی نگذشته بود كه تحمل عده‌ای كه حال و حوصله دردسر و مقابله با ماموران ساواك را نداشتند تمام شد و از تری دستگیری و شكنجه اطراف سید را خالی كردند سید وقتی ترس و دلهره‌ی آنها و خلوتی مسجد و جلسه‌ی سخنرانی رادید به قم بازگشت .

در اواخر سال 1344 بود كه مردم جنوب تهران از ایشان برای اقامه‌ی نماز جماعت و سخنرانی در مسجد امام بن جعفر ( ع )‌ دعوت كردند و ایشان نیز پذیرفت و به تهران آمد .اولین اقدام او تاسیس حوزه‌ی علمیه در كنار مسجد موسی ‌بن جعفر (ع ) بود اقدام بعدی سید تشكیل كلاس برای بانوان بود و او جزء اولین كسانی بود كه در آن زمان تعلیم و تربیت بانوان را آغاز نمود .

در زمانی كه با اعدام چند تن از اعضای هیئت‌های مؤتلفه و لو رفتن و دستگیری حزب ملل اسلامی و محكومیت آنان ، خفقان و وحشت بر كشور حاكم شده بود و حتی عده ای ادامه‌ی مبارزه و انتقاد علیه شاه را به صلاح نمی دانستند و سكوت كرده بودند شهید سعیدی در میان جمعیتی نزدیك به هزار نفر در مسجد موسی بن جعفر (ع) سكوت را با صدای بلند‌ش شكستSad ای مردم ، آمریكای استعمار‌گر به دست یهودی‌ها اداره می‌شود و خودجانسون هم یهودی است . ببینید در ویتنام چطور آزادی خواهان را با نام آن كه می‌خواهند صلحی بر قرار نمایند قتل عام می‌كنند)

منبع:

zaronline.mihanblog.com






نوع مطلب : دینی، دفاعی، 
برچسب ها : زندگی‌نامه، مجاهد، شهید، آیت‌الله، سید، محمد رضا، سعیدی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی