تحقیق دانش آموزی
مسئله‌‏ى علم و تولید علم و شكوفا كردن استعدادها در داخل، یك امر جدى و حیاتى است. (مقام معظم رهبری)
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : amin zarrin
نویسندگان
نظرسنجی
مطالب وبلاگ تا چه اندازه مفید است؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
محمد تقی خان امیرکبیر اهل فراهان است و دست پرورده خاندان قائم مقام فراهانی.  فراهان همچون تفرش و  آشتیان مجموعاً کانون واحد فرهنگ دیوانی و "اهل قلم" بود؛ ناحیه ای مستوفی پرور. چه بسیار دبیران و مستوفیان و وزیران از آن دیار برخاستند که در آن میان چند تنی به بزرگی شناخته شده، در تاریخ اثر برجسته گذارده اند. از این نظر میرزا تقی خان نماینده فرهنگ سیاسی همان سامان است.   
نام اصلی میرزا تقی خان، "محمد تقی" است. زادگاهش "هزاوه" از محال فراهان عراق. هنوز هم در آنجا محله ای بنام "محله میرزا تقی خانی" معروف است، و خانه پدریش نزدیک تپه "یال قاضی" شناخته می باشد. اسم او در اسناد معتبر (از جمله مقدمه پیمان ارزنةالروم، و قباله نکاح زنش عزت الدوله) "میرزا محمد تقی خان" آمده است. رقم مهر و امضای او نیز تردیدی در نام حقیقیش باقی نمی گذارد؛ بی گمان اسم "محمد" رفته رفته حذف گردیده و به ر"میرزا تقی خان" شهرت یافته است.
خانواده پدری و مادری میرزا تقی خان از طبقه پیشه ور بودند. پدرش به تصریح قائم مقام "کربلائی محمد قربان" بود که در خطاب او را "کربلائی" می گفت. سجع مهرش "پیرو دین محمد قربان" بود. کربلائی قربان نخست آشپز میرزا عیسی (میرزا بزرگ) قائم مقام اول بود. پس از او همین شغل را در دستگاه پسرش میرزا ابوالقاسم قائم مقام ثانی داشت.  
کربلائی قربان بعدها ناظر و در واقع ریش سفید خانه قائم مقام گردید، و همیشه مورد لطف مخدوم خود بود. آنچه بنظر می رسد کربلائی قربان خیلی هم بی چیز نبوده، بلکه آب و ملکی داشته و دست کم یک دانگه قریه حرآباد مال او بوده است.  و نیز آنقدرها استطاعت داشته که به سفر حج برود.
سال تولد میرزا تقی خان را تا اندازه ای که جستجو کردیم، هیچ مؤلف خودی و بیگانه ای ثبت نکرده است. در حل این مجهول تاریخی، ما یک مأخذ اصلی و دو دلیل در تأیید آن مأخذ بدست می دهیم: زیر تصویر اصیلی که به زمان صدارت امیر کشیده اند می خوانیم: "شبیه صورت... اتابک اعظم، شخص اول ایران، امیر نظام در سن چهل و پنج سالگی". امیر از 22 ذیقعده 1264 تا 20 محرم 1268 صدارت کرد. اشعاری که در ستایش مقام تاریخی او در کنار همان تصویر نگاشته شده، و تصریح به اینکه کارهای سترگ از پیش برده است، نشان میدهد که تصویر مزبور را در اعتلای قدرت و شهرت امیر کشیده اند. و آن س\ال 1267 است. با این حساب و به فرض صحت رقم چهل و پنج سالگی تولد او به سال 1222، یا حداکثر یکی دو سال پیشتر بوده است.
منبع: zaronline.mihanblog.com


ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : محمد تقی خان، امیرکبیر، تاریخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 18 مهر 1392
amin zarrin
 روز 13 آبان که در تقویم به عنوان روز مبارزه با استکبار نام‌گذاری شده یادآور سه واقعه مهم در تاریخ معاصر ایران است که در سه دوره مختلف رخ داده و به همین دلیل این روز را در تاریخ کشور به عنوان روزی به یادماندنی به ثبت رسانده است.
تبعید امام خمینی(ره) به ترکیه در 13 آبان 1343، 13 آبان 1357 که روز دانش‌آموز نام گرفت و تسخیر لانه جاسوسی در 13 آبان 1358 عنوان این سه واقعه تاریخی است که نمی‌توان هیچ یک را از نظر اهمیت نسبت به دیگری اولی تر دانست چرا که هر کدام در دوره وقوع تاثیر گذاری خاص خود را داشته و شرایط را به نحوی تغییر داده‌اند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : روز 13 آبان، روز دانش آموز، لاننه جاسوسی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 18 مهر 1392
amin zarrin

انقلاب اسلامی ایران

اوایل بهمن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت به كشور منتشر شد در عین حال  هنوز دولت دست نشانده شاه سرپا و حكومت نظامی برقرار بود . اقدامات فراوانی از تهدید به انفجار هواپیما گرفته تا وقوع كودتای نظامی برای تعویق سفر ایشان صورت گرفت . اما امام خمینی (س) طی پیامهایی گفته بود می خواهد در این روزها در كنار مردمش باشد دولت بختیار با هماهنگی ژنرال هایزر فرودگاههای كشور را به روی پروازهای خارجی بست ولی پس از چند روز ناگزیر از پذیرفتن خواست ملت شد . سرانجام امام خمینی (س) بامداد 12 بهمن 1357 پس از 14 سال دوری از وطن وارد كشور شد . سیل جمعیت از فرودگاه به سوی بهشت زهرا مزار شهیدان انقلاب  روانه شد تا سخنان تاریخی امام را بشنود . در همین نطق بود كه امام خمینی (س) فرمود : « من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم .» 16 بهمن 57 امام خمینی (س)  آقای مهندس مهدی بازرگان را بعنوان رئیس دولت موقت انقلاب  تعیین نمود .این انتخاب با راهپیمائیهای گسترده در سراسر كشور حمایت شد .

سرنگونی نظام شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی ( یوم الله 22 بهمن ) :

روز 19 بهمن 1357 پرسنل نیروی هوائی در ( مدرسه علوی تهران ) با امام خمینی (س) بیعت كردند ، بسیاری از سربازان و درجه داران ارتش با فتوای امام به صفوف ملت پیوستند . روز 20 بهمن همافران تهران دست به قیام زدند . كه مردم به حمایت از آنان وارد صحنه شدند . روز 21 بهمن پایگاههای پلیس و مراكز دولتی یكی پس از دیگری به دست مردم سقوط كردند . بختیار جلسه اضطراری شورای امنیت را تشكیل داد و فرمان اجرای كودتای طراحی شده از سوی هایزر را صادر كرد . سیل جمعیت به فرمان امام به خیابانها ریختند و حكومت نظامی عملاً لغو شد بدین ترتیب آخرین مقاومتهای رژیم شاه در هم شكسته شد و خورشید پیروزی انقلاب اسلامی در ایران طلوع كرد .

تشكیل حكومت اسلامی و جبهه گیری دول استعماری :

پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه صاحب نظران زلزله ای ویرانگر برای جهان غرب بود كه موجی از خیزشهای رهایی بخش را در كشورهای اسلامی و جهان سوم به حركت درآورد . انقلاب اسلامی ایران در زمانی كه مناطق مختلف جهان بین دو قدرت شرق و غرب تقسیم شده بود با شعار «نه شرقی ، نه غربی » به پیروزی رسید و برای نخستین بار در عصر حاضر دین را به عنوان عاملی حركت زا در پهنه مبارزات ملتها مطرح می ساخت . به همین جهت از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپای اسلامی در پهنه ای گسترده آغاز شد . جبهه دشمنیها را آمریكا رهبری می كرد و دولت انگلیس و شوروی و برخی دول اروپائی دیگر ، به همراه تمامی رژیمهای وابسته به غرب در آن مشاركت فعال داشتند . امریكا درصدد بود با دامن زدن به اختلافات داخلی فرصت را برای سرنگونی نظام اسلامی فراهم سازد . ضعف دولت موقت آقای بازرگان كه اكثریت آنها را محافظه كاران ملی گرا تشكیل می دادند و روحیه مماشات آنها ، باعث شد تا گروهكهای ضد انقلاب با استفاده از كمكهای خارجی به سرعت سازماندهی شده و در گنبد و كردستان و دیگر مناطق دست به تشنج آفرینی بزنند . از سوی دیگر امریكا واروپا با كاهش چندین برابری نفت ، اقتصاد به ارث رسیده از رژیم شاه را كه كاملاً وابسته به درآمدهای نفتی بود ، دچار اختلال فراوان كردند .

با وجود همه مشكلات ، امام خمینی (س) حاضر به مصالحه نشد و با تشكیل نهادهای انقلابی به ترمیم ضعف های دولت موقت وتضمین ادامه انقلاب پرداخت . مردم ایران نیز كه فداكارانه در صحنه انقلاب ایستاده بودند در رفراندم 12 فروردین 1358 ، با 2/98 درصد آراء به استقرار نظام جمهوری اسلامی جواب مثبت دادند و متعاقب آن انتخابات پیاپی برای تدوین و تصویب قانون اساسی و انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی برگزار گردید .

انقلاب دوم ، تسخیر لانه جاسوسی آمریكا در ایران

روز 13 آبان 1358 گروهی از دانشجویان به نام « دانشجویان مسلمان پیرو خط امام » به نشانه اعتراض به  ملاقات آقای بازرگان با برژینسكی مشاور امنیت ملی كاخ سفید در الجزایر،  سفارت آمریكا در تهران را اشغال كرده و جاسوسان آمریكایی را بازداشت كردند . سندهای بدست آمده از سفارت پرده از اسرار جاسوسی ها و دخالتهای بیشمار امریكا در ایران و دیگر كشورها برمی داشت . یك روز پس از این واقعه دولت موقت آقای بازرگان ، به امید اینكه امام خمینی (س) دانشجویان را برای تخلیه محل اشغال ، تحت فشار بگذارد ، استعفا داد . امام خمینی (س) با پذیرفتن استعفا ، فرصت را برای حاكمیت نیروهای انقلابی و كوتاه كردن دست محافظه كاران از دست نداد و این  حركت انقلابی دانشجویان را انقلابی بزرگتر از انقلاب  اول نامید .

پس از این ماجرا ، ایران اسلامی رسماً از سوی امریكا و اقمار آن تحریم و محاصره اقتصادی ، سیاسی شد . طرح عملیات آزاد كردن جاسوسان بازداشت شده كه در زمان ریاست جمهوری بنی صدر اتفاق افتاد با واقعه معجزه آسای صحرای طبس به شكست انجامید . ابوالحسن بنی صدر كه در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری ایران (5/11/ 1358 ) از رقبای خود پیشی گرفته بود . از آغاز بنا  را بر مخالفت با جناح خط امام و سازش و زد وبند های سیاسی با كشورهای قدرتمند گذاشت . در دوران ریاست جمهوری او خاك ایران بر اثر تجاوز نظامی گسترده عراق اشغال شد . عوامل وابسته به رئیس جمهور با استفاده از موقعیت بنی صدر به عنوان فرمانده كل قوا در كار دفاع كارشكنی می كردند .  سرانجام امام خمینی (س) طی حكمی كوتاه در 20 خرداد 1360 بنی صدر را از فرماندهی كل قوا عزل و متعاقب آن مجلس شورای اسلامی رأی به بی كفایتی وی داد . از این پس منافقین رسماً دست به اقدامات براندازی و فعالیتهای تروریستی زدند . حزب جمهوری اسلامی كه با همت بزرگانی مثل حضرات آقایان : خامنه ای ، دكتر بهشتی ، دكتر باهنر ، هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی و به منظور سازماندهی نیروهای مومن به راه امام و مقابله با تحریكات گروهكهای سیاسی ضد انقلاب تشكیل شده بود ، در رأس حملات تروریستی منافقین قرارداشت . در فاجعه 7 تیر ، دكتر بهشتی به همراه 71 تن از كارآمدترین عناصر نظامی اسلامی ( در مقر حزب جمهوری اسلامی) و دو ماه بعد در 8 شهریور 1360 آقای محمد علی رجائی رئیس جمهورو حجت الاسلام  دكتر محمد جواد باهنر نخست وزیر بر اثر انفجار بمب  به شهادت رسیدند.

 تصمیم سریع و قاطع حضرت امام در انتخاب و نصب  افراد به جای شهیدانی كه از مدیریت نظام گرفته می شدند ، نقش بسیار مؤثری در سامان دادن  امور و مأیوس كردن دشمن داشت . حضرت امام از آغاز نهضت خویش بارها به مردم آموخته بود كه انقلاب اسلامی وابسته به اشخاص نیست ، حافظ انقلاب خدا و ایمان مردم خداجوست . اما نكته قابل تأمل آنكه در برابر همه فجایعی كه اتفاق افتاد امریكا و سازمانهای بین المللی نه تنها سكوت كردند بلكه به تروریست ها پناه و امكان ادامه حیات دادند و دقیقاً به همین دلیل بود كه امام خمینی (س) هیچگاه مبنای ارزیابی و مواضع خویش را داوری دولتهای بیگانه و سازمانهای بین المللی قرار نمی داد و معتقد بود كه این سازمانها جز ابزاری در اختیار سلطه گران بین المللی نیست.

شخصیت عظیم رهبر کبیر و امام  عزیز ما، حقاً و انصافاً پس از پیامبران خدا و اولیاى معصومین، با هیچ شخصیت دیگرى قابل مقایسه نبود. او ودیعه‏ى خدا در دست ما، حجت خدا بر ما، و نشانه‏ى عظمت الهى بود. وقتى انسان او را مى‏دید، عظمت بزرگان دین را باور مى‏کرد. ما نمى‏توانیم عظمت پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، امیرالمؤمنین، سیّدالشّهداء ، امام صادق علیه السلام  و بقیه‏ى اولیا را حتّى درست تصور کنیم؛ ذهن ما کوچکتر از آن است که بتواند عظمت شخصیت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور کند؛ اما وقتى انسان مى‏دید شخصیتى با عظمت امام عزیزمان و با آن همه ابعاد گوناگون: ایمان قوى، عقل کامل، داراى حکمت، هوشمندى، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بى‏اعتنایى به زخارف دنیا، تقوا و ورع و خداترسى و عبودیت مخلصانه براى خدا، دست‏نیافتنى است، و مشاهده مى‏کرد که همین شخصیت عظیم، چگونه در برابر آن خورشیدهاى فروزان آسمان ولایت، اظهار کوچکى و تواضع و خاکسارى مى‏کند و خودش را در مقابل آنها ذره‏یى به حساب مى‏آورد، آن‏وقت انسان مى‏فهمید که پیامبران و اولیاى معصومین علیه‌السلام چه‏قدر بزرگ بودند.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، تاریخ، 
برچسب ها : انقلاب، اسلامی، ایران،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390
amin zarrin

   آیت الله  کاشانی

سید ابوالقاسم حسینی كاشانی، در سال 1300 هجری قمری، در تهران چشم به جهان گشود، پدرش آیت الله سید مصطفی كاشانی، از علمای مبارز و فعال بود و به همین جهت، به دست انگلیسی‏ها به شهادت رسید.

سید ابوالقاسم در سن شانزده سالگی، همراه با پدرش برای انجام فریضه حج به مكه رفت و سپس عازم نجف اشرف گردید و برای ادامه تحصیل و تكمیل علوم اسلامی در این شهر اقامت كرد.

وی با داشتن استعداد قوی و جدی و پشتكار، به زودی دروس مقدماتی را فرا گرفت و به حوزه‏های درسی استادان بزرگی مانند آیت الله محمد كاظم خراسانی مولف كتاب «كفایة الاصول» و «میرزا حسین خلیلی تهرانی» راه یافت و آنچنان سریع پیشرفت كرد، كه در سن بیست و پنج سالگی به درجه اجتهاد رسید.

آیت الله كاشانی پس از شهادت پدرش، كه از مراجع علمی و دینی نجف اشرف بود، مسئولیت‏های پدرش را كه همانا پیشوائی دینی جامعه بود، بر عهده گرفت.

پس از مدتی وی به ایران آمد و با توجه به دارا بودن روحیه مبارزاتی و ضد استعماری، در مبارزات ملی كردن نفت ایران شركت نمود و در دوره هفتم و هفدهم به نمایندگی مجلس شورای ملی و ریاست مجلس برگزیده شد.

سوابق مبارزاتی آیت الله كاشانی، از انقلاب اسلامی سال 1920 میلادی عراق آغاز گردید. او در جریان انقلاب اسلامی عراق هم در جبهه سیاسی و هم در جبهه نظامی و مبارزات مسلحانه فعالانه شركت كرد، به طوری كه انگلیسی‏ها او را به اعدام محكوم نمودند، كه با آمدن وی به ایران، انگلیسی‏ها موفق به اجرای حكم اعدام او نگردیدند.

آیت الله كاشانی از سال 1320 شمسی، رهبری مبارزات روحانیت را در ایران بر عهده گرفت و در كوبیدن تفكر غلط «جدائی دین ازسیاست» این شعار انگلیس، با تمام نیرو به فعالیت پرداخت و با طرح «اسلام انقلابی و سیاسی» بار دیگر، در برابر سلطه انگلیس قرار گرفت، به طوری كه در آستانه انتخابات دوره چهاردهم، توسط عوامل استعمار انگلیس دستگیر شد و به زندان افتاد. مردم بیدار و آگاه ایران علیرغم زندانی بودن آیت الله كاشانی، او را به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب كردند. وی پس از بیست و هشت ماه زندانی، در شهریور سال 1324 شمسی آزاد شد و مورد استقبال كم نظیر ملت مسلمان ایران قرار گرفت و در برابر سیاست مزورانه نفوذ بیگانگان به مبارزه برخاست و به صورت مانع نیرومند و عظیمی در مقابل دولتهای وابسته به انگلیس در آمد.

آیت الله كاشانی اولین عالم مذهبی بود كه برای نخستین بار، توجه ملت ایران را به حمایت از مسلمانان فلسطین جلب كرد و در تاریخ یازدهم دی ماه سال 1326 شمسی، اعلامیه شدید الحنی صادر نمود و به همه مسلمانان جهان هشدار داد، كه تشكیل دولت صهیونیسم، در آینده به صورت كانون مفاسد و مشكلات بزرگی برای خاورمیانه و حتی برای دنیا در خواهد آمد. با صدور این  اعلامیه، استعمارگران او را به لبنان تبعید كردند، اما وی هرگز سكوت نكرد و با هر وسیله ممكن، پیامهای خود را مبنی بر مبارزه پیگیر با استعمار و استبداد، به گوش مردم می‏رسانید.

منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، تاریخ، 
برچسب ها : آیت الله، کاشانی، دینی، تاریخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390
amin zarrin

پیمان حلف الفضول

 

قبل از اسلام در میان اعراب و سران برخى از قبائل‏پیمانهائى بسته شده بود كه به احلاف مشهور است و هدف ازاین پیمانها عموما جلوگیرى از بى‏نظمى و اغتشاش و مقاومت دربرابر دشمنان قریش و حمایت از خانه كعبه و اهداف دیگرى‏بود،كه از جمله آنها است‏«حلف المطیبین‏»و«حلف اللعقة‏»كه در سبب نامگذارى آنها نیز به این نامها سخنانى گفته‏اند.

و از جمله این پیمانها كه طبق روایات رسیده،اسلام نیز آنراامضاء كرده و بعنوان پیمان مقدسى از آن یاد شده‏«حلف‏الفضول‏»است كه بشرحى كه ذیلا خواهیم گفت‏براى‏جلوگیرى از ظلم و تعدى زورگویان و بمنظور دفاع از3 ستمدیدگان بسته شد،و چون این پیمان در هدف مشابه پیمان‏دیگرى بوده كه سالها قبل از آن بوسیله‏«جرهمیان‏»بسته شد وانعقاد آن بوسیله چند نفر بوده كه نام همگى آنها«فضل‏»یافضیل بوده(یعنى فضل بن فضاله و فضل بن وداعه و فضیل بن‏حارث و یا بگفته بعضى:فضل بن قضاعه و فضل بن مشاعه وفضل بن بضاعه) بدین جهت‏به این پیمان نیز«حلف الفضول‏»گفتند،و برخى نیز در وجه تسمیه و این نامگذارى وجوه دیگرى‏گفته‏اند كه جاى ذكر آن نیست  پیمان مزبور پس از جنگ‏هاى فجار و در بیست‏سالگى عمررسول خدا و در خانه عبد الله بن جدعان انجام پذیرفت  ،و ازرسول خدا(ص)روایت‏شده كه پس از بعثت مى‏فرمود:

"لقد شهدت فی دار عبد الله بن جدعان حلفا ما احب ان لی‏به حمر النعم و لو ادعى به فی الاسلام لاجبت‏" براستى كه در خانه عبد الله بن جدعان شاهد پیمانى بودم كه خوش ندارم آنرا با هیچ چیز دیگر مبادله كنم،و اگر در اسلام نیزمرا بدان دعوت كنند اجابت‏خواهم كرد و مى‏پذیرم.

و ماجرا-چنانچه گفته‏اند-از اینجا شروع شد كه مردى ازقبیله‏«زبید»و یا قبائل دیگر حجاز  بمكه آمد و مالى را به‏عاص بن وائل سهمى فروخت،و هنگامى كه بسراغ پول آن رفت‏عاص بن وائل از پرداخت آن خوددارى كرد و مرد زبیدى را ازنزد خود راند.

مرد زبیدى بنزد جمعى از سران قریش رفت-و بگفته‏برخى بنزد افرادى كه پیمان‏«لعقه‏»را منعقد كرده بودند رفت-واز آنها براى گرفتن حق خود استمداد كرد،ولى آنها پاسخى به‏او نداده و حاضر به گرفتن حق او نشدند.

مرد زبیدى كه چنان دید بر فراز كوه ابى قبیس-كه مشرف‏به شهر مكه و خانه كعبه بود-رفت و بوسیله این دو بیت فریادمظلومانه و ستمى را كه به او شده بود بگوش مردم مكه و اشراف‏شهر رسانده چنین گفت:

یا آل فهر لمظلوم بضاعته×ببطن مكة نائی الدار و القفرو محرم اشعث لم یقض عمرته×یا للرجال و بین الحجر و الحجران الحرام لمن تمت كرامته×و لا حرام لثوب الفاجر الغدریعنى-اى خاندان‏«فهر»  برسید بداد ستمدیده‏اى كه دروسط شهر مكه كالایش را به ستم برده‏اند و دستش از خانه وكسان دور است،و اى مردان برسید به داد محرمى ژولیده كه‏هنوز عمره‏اش را بجاى نیاورده و میان حجر(اسماعیل)و حجرالاسود گرفتار است.براستى كه حرمت و احترام براى آنكسى‏است كه در بزرگوارى تمام باشد،و دو جامه فریبكار احترامى‏ندارد.و بر طبق نقل دیگرى شخصى كه كالاى او را خریده وپولش را نداده بود امیة بن خلف بود و شعرى كه گفت این بود:

یال قصی كیف هذا فی الحرم؟و حرمة البیت و اخلاق الكرم؟

اظلم لا یمنع منى من ظلم-اى خاندان‏«قصى‏»این چه نا امنى و زندگى ظالمانه‏اى‏است در حرم امن خدا؟و این چه حرمتى است كه براى خانه‏خدا نگاه داشته‏اید و چه اخلاق پسندیده‏اى؟كه بمن ستم مى‏شود و كسى نیست كه از من دفع ظلم كرده و جلوى ستم رابگیرد؟

و بهر صورت،گفته‏اند:این فریاد مظلومانه كه در شهر مكه‏طنین افكند،زبیر بن عبد المطلب-عموى رسول خدا(ص) -ازجا حركت كرده گفت:این فریاد را نمى‏توان نشنیده گرفت،وبسراغ بزرگان قبائل قریش رفت،و توانست قبائل زیر یعنى‏بنى هاشم و بنى زهره و بنى تیم بن مره و بنى حارث بن فهر را باخود همراه كند و در خانه عبد الله بن جدعان اجتماع كرده و درآنجا پیمان‏«حلف الفضول‏»را منعقد ساخته،و دستهاى خود رابه نشانه تعهد در برابر پیمان در آب زمزم فرو بردند و بمضمون زیرپیمان بستند كه:

"لا یظلم غریب و لا غیره،و لئن یؤخذ للمظلوم من الظالم‏"-نباید به هیچ شخص غریب یا غیر غریبى ستم شود،و بایدحق مظلوم از ظالم گرفته شود!و بدنبال این پیمان بنزد عاص بن‏وائل رفته،و حق مرد زبیدى را از او گرفته و به آن مرد دادند.

 

منبع:

zaronline.mihanblog.com





ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، دینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 24 اردیبهشت 1390
amin zarrin

 

میرزا رضا كرمانی : شاه شکار

چکیده: میرزا رضای کرمانی که اولین قتل سیاسی در تاریخ معاصر ایران را رقم زد، ناصرالدین‌شاه را درخت كهنه پوسیده‌ای میدانست که در زیر آن انواع جانوران موذی جمع شده اند و با این انگیزه به سوی ناصرالدین شاه آتش گشود.وقتی واقعه تحریم تنباكو و شكستن قلیان‌ها پیش آمد ، میرزا رضا كه در خانه‌ها نفوذ فراوان داشت ، بسیاری از زنان بزرگان را تهییج به مقاومت كرده بود ، و بسیاری از قلیان‌ها در خانه‌ها به تحریك و اشاره او شكسته شده بود.

گفته میشود وصیت کرده بود روی سنگ قبرش بنویسند:

محب آل محمد غلام هشت و چهار

فدای مردم ایران رضای شاه شکار!

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : میرزا رضا كرمانی، شاه شکار، زندگی نامه، تاریخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
amin zarrin

محمدعلی شاه قاجار

محمدعلی شاه قاجار (۱ تیر ۱۲۵۱ تبریز - ۱۶ فروردین ۱۳۰۴ بندر ساوونا ایتالیا) ششمین پادشاه از دودمان قاجار در ایران بود و در ۱۲۸۵ هجری خورشیدی به حکومت رسید. او فرزند مظفرالدین شاه قاجار بود. مخالفت او با مشروطه بود که پدرش پیش از مرگ آن را پذیرفته بود. این رویداد که بدان استبداد صغیر می‌گویند به خونریزی بسیاری انجامید و سرانجام محمدعلی شاه هم تاج و تخت خود را بر سر این خودکامگی اش باخت.

او پس از به توپ بستن مجلس با فشارهای داخلی و خارجی مجبور به ترک ایران شد. پس از وی پسرش احمد شاه در سنین کودکی به عنوان شاه انتخاب شد.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : محمد عل شاه، قاجارف زندگی نامه، تاریخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
amin zarrin

  مقدمه

پالکونیک(سرهنگ) لیاخوف افسر ارتش روسیه از طرف دربار تزار به ایران اعزام گردید ودر زمان سلطنت محمدعلی شاه فرماندهی بریگاد مرکزی قوای قزاق را عهده‌دارشد.

لیاخوف در مقابل وزیر جنگ و هیچ یک از مقامات وقت ایران برای خودمسئولیتی قائل نبود و مستقیماً از پطرزبورگ کسب تکلیف می‌کرد.

وی در 22جمادی‌الاولی سال 1326ق از طرف محمدعلی شاه به سمت فرماندار نظامی تهران منصوب شد و در 23 جمادی‌الاولی به دستور شاه و توصیه «سرگی شابشال» روسی که در خدمت محمدعلی شاه بود و «گارتویک» وزیرمختار روسیه در ایران، مجلس شورای ملی را به توپ بست.

بر اثر این واقعه جمعی از نمایندگان مجلس رامتفرق ساخت و عده‌ای را کشت و قوای قزاق وارد مجلس شدند و دست به تخریب وغارت زدند و لیاخوف از طرف محمدعلی شاه مورد قدردانی قرار گرفت.

لیاخوف تا روز اول رجب سال 1327ق در خدمت محمدعلی شاه بود، ولی پس از فتح تهران توسط مجاهدان، تسلیم اردوی مشروطه‌خواهان شد و از طرف علیقلی خان سرداراسعد و محمدولی خان سپهسالار تنکابنی فاتحان مشروطه‌خواه تهران، تحت حفاظت یوسف خان امیرمجاهد قرار گرفت تا مورد حمله مشروطه‌خواهان واقع نشود.

لیاخوف، سوم رجب سال 1327ق استعفای خود را تسلیم سپهسالار وزیر جنگ کرد وبه پطرزبورگ رفت. در سال 1917 میلادی (1326ق) که انقلاب روسیه پدید آمد به ژنرال «نیکین» پیوست و چون تزار سقوط کرد به «باتوم» گریخت و در آنجا توسط سه تن گرجی کشته شد.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : کلنل، لیاخوف، روسی، پالکونیک، تاریخ، زندگی نامه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
amin zarrin

قرون وسطی

قرون وسطی یا سده‌های میانه، نام یکی از چهار دوره‌ای است که برای تقسیم بندی تاریخ اروپا استفاده می‌شود. این چهار دوره عبارت بودند از دوران کلاسیک باستان، قرون وسطی، عصر نوزائی (رنسانس) و دوران جدید یا مدرن که از ۱۶۰۰ میلادی شروع می‌شود. معمولاً قرون وسطی را از پایان امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی تا سقوط قسطنطنیه توسط دولت عثمانی و پایان امپراتوری رم شرقی (یا بیزانس) در ۱۴۵۳در نظر می‌گیرند.    


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : قرون وسطی، تاریخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
amin zarrin

عین‏ الدوله، عبدالمجید

فرزند سلطان احمدمیرزا عضدالدوله و نوه‏ى فتحعلیشاه، در 1224 ش در تهران زاده شد. از پنج سالگى تحصیلات خود را در سرخانه نزد  معلمین خصوصى آغاز كرد و مقدمات زبان فارسى و عربى را فراگرفت. قدرى هم تاریخ و جغرافیا و ریاضیات خواند، آنگاه تمام تلاش و فعالیت خود را در فراگرفتن حسن‏خط «نستعلیق» به كار برد و به اندازه‏اى در این زمینه پیشرفت نمود كه غالبا نوشته‏ى او با خط عبدالمجید درویش اشتباه مى‏شد. در نوشتن رسائل نیز اهتمام زیادى به كار برد. در پانزده سالگى به استدعاى پدرش، ناصرالدین‏شاه موافقت كرد براى ادامه‏ى تحصیل وارد دارالفنون شود و فنون نظامى را بیاموزد. عبدالمجید مدت شش سال در دارالفنون در رشته‏هاى مختلف دانش‏اندوزى كرد و زبان فرانسه را نیز آموخت، ولى از همان دوران تحصیل آثار گردنكشى و قلدرى و استبداد راى در او مشاهده مى‏شد. وقتى در بیست سالگى تحصیلات او را پایان گرفت، به استدعاى پدرش تقاضاى كارى براى او شد و شاه پس از آزمایشهاى متعدد، دستور داد كارى در دستگاه ولیعهد در تبریز به او واگذار شود. عبدالمجید به تبریز رفت و كار اصطبل خاصه ولیعهد به او واگذار شد و با جدیت و تلاش شبانه‏روزى، سر و سامانى به آنجا داد و رضایت ولیعهد از هر جهت فراهم گردید و به دستور مظفرالدین میرزا، به مصاهرت او درآمد و مهدعلیا دختر چهارده‏ساله‏ى ولیعهد را به عقد دائم او درآوردند. پس از این وصلت، حكومت چند شهر از جمله جوین و میاندوآب به او سپرده شد و در اثر جدیت، امنیت از دست رفته‏ى شهرها مجددا بازگشت. در 1308 ه.ق بنا به پیشنهاد ولیعهد، یك قطعه نشان درجه اول شیر و خورشید و یك رشته حمایل به او داده شد. در سال بعد یك قبضه شمشیر مرصع دریافت داشت و در 1310 لقب عین‏الدوله گرفت و درجه‏ى امیرتومانى نیز به او داده شد. میرزا ابراهیم شیبانى (صدیق‏الممالك) در كتاب منتخب‏التواریخ در وقایع سال 1311 درباره‏ى عین‏الدوله چنین مى‏نویسد: «شاهزاده عبدالمجید میرزا عین‏الدوله حاكم اردبیل و مشكین و قراچه‏داغ و تفنگدارباشى و امیرآخور اصطبل حضرت والا ولیعهد و بیگلربیگى تبریز كه مراتب كفایت و لیاقت معزى‏الیه به توسط حضرت ولایتعهد معروض افتاد به پاداش حسن خدمت هر یك، یك زوج سردوشى الماس از درجه چهارم مفتخر گردید.» عین‏الدوله در حقیقت دست راست ولیعهد بود و طبعا در تمام كارها مداخله مى‏كرد . پس از عزل امیرنظام گروسى از پیشكارى آذربایجان و انتصاب میرزا عبدالرحیم قائم‏مقام تبریزى به جاى وى، امنیت از آذربایجان رخت بربست و شهر تبریز دچار آشوبى بزرگ گردید و غالب خانه‏هاى مردم به تاراج رفت و قائم‏مقام گذشته از اینكه نتوانست آشوب را فروبنشاند، خانه‏اش نیز مورد تاراج و غارت واقع شد. ولیعهد، عین‏الدوله را مامور امنیت تبریز نمود. او با قاطعیت كامل آرامش را به شهر تبریز برگردانید و مسببین را مجازاتى سنگین داد و قائم‏مقام چون ناتوانى خود را دید، از پیشكارى آذربایجان استعفا داد و عملا عین‏الدوله امور را در دست گرفت. سرانجام در اثر اصرار مظفرالدین میرزا، شاه در اوایل 1313 با پیشكارى و وزارت آذربایجان عین‏الدوله موافقت كرد. هنوز چند ماهى از وزارت عین‏الدوله سپرى نشده بود كه شاه به قتل رسید. عین‏الدوله یك هفته پس از قتل ناصرالدین شاه، وسایل تاجگذارى موقت مظفرالدین‏شاه را در تبریز فراهم كرد و با شكوه و جلال فراوان ولیعهد چهل‏وچهار ساله را بر اریكه‏ى سلطنت جاى داد. اردوى شاه جدید پس از تاجگذارى موقت در تبریز عازم تهران شد و با نظم و نسقى كه عین‏الدوله داده بود، پس از چهل روز وارد تهران شد. سلطان عبدالمجید میرزا انتظار داشت همان كارى كه ناصرالدین‏شاه با میرزا تقى‏خان پیشكار و وزیر خود انجام داد، شاه جدید نیز درباره‏ى او اعمال كند و صدارت را به وى واگذار نماید ولى خواسته‏ى او جامه‏ى عمل نپوشید، بلكه سیاست امین‏السلطان صدراعظم در شاه موثر افتاد و تبعیدا به حكومت مازنداران منصوب شد. عین‏الدوله براى امتثال شاه، این ماموریت را موقتا پذیرفت و به سارى رفت ولى بیش از دو ماهى در آنجا نماند. به تهران آمد و از شاه اجازه‏ى مسافرت به عتبات را گرفت و به آنجا رفت و متجاوز از یك سال در نجف و كربلا معتكف بود.

منبع:

zaronline.mihanblog.com

ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : عین‏ الدوله، عبدالمجید، زندگی نامه، تاریخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
amin zarrin

شیخ فضل اله نوری

زندگینامه

زندگی ساده و بی آلایشی دارند. زهد و بی میلی به دنیا از ویژگیهای آنهاست. وقت خویش را صرف تعلیم و تعلم احکام و معارف دین و رفع احتیاجات مسلمانان می کنند.

سرگذشت قیام و مبارزه این عالمان مجاهد در کشور ما همواره زینت بخش صفحات تاریخ و روشنگر راه آیندگان است، نام عالمان و روحانیان مجاهدی چون آیت الله کاشانی، سید حسن مدرس، میرزا محمد تقی شیرازی، میرزا کوچک خان جنگلی و نواب صفوی همواره بر تارک تاریخ این مرز و بوم می درخشد و در کنار اینان فتوای عالمان بزرگی چون آیت الله حاج ملا علی کنی، برای لغو امتیاز رویتر و آیت الله سید علی طباطبایی ، شیخ محمد نجفی، ملا احمد نراقی و آیت الله مجاهد برای جهاد با روسیه متجاوز حافظ منافع و استقلال ایران اسلامی بوده است.

یکی از این چهره های مظلوم روحانیت شیعه مردم علم و عمل و فقاهت و قیام حضرت آیت الله شهید حاج « شیخ فضل الله نوری» است که در این راه با مقاومت اعجاب انگیز و مرگ آگاهانه خویش فصل زرینی بر تاریخ مقاومت و ظلم ستیزی تشیع افزوده است. اما مظلومیت شیخ فضل الله پس از شهادتش هم ادامه داشت.

شیخ فضل الله به یقین عالم ترین، هوشیارترین و  مقاوم ترین چهره مبارزات مشروطه بوده است، زیرا دوست و دشمن به اعلم بودن او در بین فقهای هم طرازش گواهی داده اند و  انحراف حکومت مشروطه پس از پیروزی ظاهری، هوشیاری و نبوغ سیاسی او را تایید    می کند و شهادت مظلومانه اش، مقاومت، قاطعیت و سازش ناپذیری اش را در دفاع از آرمانهای اسلام و تشیع تفسیر می کند.

یاد این شهید بزرگوار را در این یادنامه به همه پویندگان راهش متذکر می شویم.

 

منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : شیخ فضل اله نوری، تاریخ، تنباکو،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
amin zarrin

قاجار نام دودمانی است که از ۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ بر ایران فرمان راند.قاجارها قبیله‌ای از ترکمان‌های منطقه استرآباد بودند.ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان می‌رساندند که از سرداران چنگیز بود. نام این قبیله ریشه در عبارت آقاجر به معنای جنگجوی جنگل دارد. پس از حمله مغول به ایران و میانرودان،قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام کوچیدند.هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و سرانجام آنها را به خانقاه صفوی در آذرآبادگان بخشید. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.

در زمان آقا محمد خان قاجار این طایفه به دو قبیله اشاقه باش و یوخاری باش (به معنای ساکن ناحیه بالا - رودخانه- و ساکن ناحیه پایین - رودخانه) تقسیم شده بود و آقا محمد خان موفق گردید این دو قبیله را با هم متحد کرده و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد. برای آگاهی بیشتر به زندگی نامه آغا محمدخان قاجار نگاه کنید.

بنا بر بعضی منابع تاریخی مادربزرگ آقا محمد خان بیوه شاه سلطان حسین صفوی بود که در هنگام حمله محمود افغان به اصفهان از وی باردار بود و بدلیل علاقه زیاد شاه سلطان حسین به وی، برای جلوگیری از اسارت او بدست افغانها، توسط سران قزلباش فراری داده شد و بعد از قتل شاه سلطان حسین به زوجیت پدر بزرگ آقا محمد خان درآمد. بنا به این روایت پدر آقا محمد خان، محمد حسن خان قاجار، در اصل فرزند شاه سلطان حسین صفوی بوده‌است و به همین دلیل ارتباط نزدیک و پایداری بین بازماندگان سلسله صفوی و شاهان دوره قاجاریه وجود داشته‌است.

ایران در زمان این سلسله با دنیای غرب آَشنا گردید. اولین کارخانه‌های تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعدا به سالن تعذیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن(از جمله دارلفنون که به همت امیر کبیر تأسیس گردید)، و اعزام اولین گروه‌ها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخه‌های طب و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت.

بازسازی ارتش ایران با روش مشق و تجهیز آنها به سلاحهای مدرن اروپایی نیز از زمان فتحعلی شاه قاجار - در قرار داد نظامی اش با ناپلیون امپراتور فرانسه - آغاز شد.

در زمان این سلسه و بعد کشمکش بسیار بین شاهان قاجار و آزادی خواهان، سرانجام ایران دارای مجلس (پارلمان) شد و بخشی از قدرت شاه به مجلس واگذار گردید.

در زمان این سلسله حکومتهای معتدد استانی بر مناطق مختلف سرزمین ایران با جنگ یا مصالحه از میان رفتند و جای خود را به سیستمی فدرالی با تبعیت از دولت مرکزی دادند و «کشور» ایران دوباره زیر یک پرچم شکل گرفت. رنگها و ترتیب آنها در پرچم کنونی ایران از زمان این سلسله بیادگار مانده‌است.

این سلسله سرانجام با کودتای نظامی رضاخان (رضا شاه) در سال ۱۹۲۱ قدرت را از دست داد بدون خونریزی قدرت را به حاکم جدید سپرد. رضا شاه پس از به سلطنت رسیدن بسیاری از وزرا و سفرای دولت قاجاریه را که غالبا از وابستگان خاندان قاجار بودند به استخدام درآورد که این ارتباط حرفه‌ای تا پایان سلطنت محمد رضا شاه (فرزند رضا شاه) نیز ادامه یافت.

شاهان قاجار

آغا محمدخان قاجار   فتحعلی شاه     محمد شاه       ناصرالدین شاه  محمدعلی شاه    مظفرالدین شاه

احمد شاه

تبار و اطلاعات شخصی آغا محمد خان

آغامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار و او نیز فرزند فتحعلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوزخان بود. مازندران و بارفروش (بابل امروزی) مرکز حکمرانی محمدحسن خان بود و فتحعلی خان حاکم گرگان و در استرآباد حکومت می‌کرد. اینان شیعه مذهب بودند. ندرقلی خان پس از کشتن فتح علی خان رقیب سرسخت خویش در خواجه ربیع طوس و با سعی و تلاش خویش به مقام شاهنشاهی رسید.

ریشه‌های قدرت‌یابی دودمان قاجار

قدرت یافتن دودمان قاجار به عهد صفوی و شاه عباس کبیر برمی‌گردد؛ ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمک‌های بزرگی که به دربار صفوی می‌نمودند، قدرت بیشتری یافتند و سپس دسته‌ای از آنان در غرب استرآباد و در دشت گرگان سکنی گزیدند. نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاری‌باش‌ا که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و اختلاف میان طوایف قاجار نگران ناآرامی‌های داخلی نگردد و اشاقه‌باش‌ها زیر نظر حکومت ایشان گردند.

منبع:



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : سلسله، قاجار، پادشاه، تاریخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
amin zarrin

ستارخان و باقرخان

ستارخان

ستارخان از سرداران جنبش مشروطه‌ خواهی ایران و ملقب به سردار ملی است. در مقاومت تبریز وی جانفشانی‌های بسیاری کرد.

ستار قره‌داغی سومین پسر حاج حسن قره داغی در سال ۱۲۸۵ق (۱۸۶۸ میلادی) به دنیا آمد. او از اهالی قره‌داغ آذربایجان بود که در مقابل قشون عظیم محمد علی شاه پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی و تعطیلی آن که برای طرد و دستگیر کردن مشروطه خواهان تبریز به آذربایجان گسیل شده بود ایستادگی کرد و بنای مقاومت گذارد. وی مردم را بر ضد اردوی دولتی فرا خواند و خود رهبری آن را بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدین و باقرخان سالار ملی مدت یک سال در برابر قوای دولتی ایستادگی کرد و نگذاشت شهر تبریز به دست طرفداران محمد علی شاه بیفتد. اختلاف او با شاهان قاجار و اعتراض به ظلم و ستم آنان به زمان کودکی اش بر می‌گشت. او و دو برادر بزرگترش اسماعیل و غفار از کودکی علاقه وافری به تیراندازی و اسب سواری داشتند اما اسماعیل فرزند ارشد خانواده در این امر پیشی گرفته بود و شب و روزش به اسب سواری، تیراندازی و نشست و برخاست با خوانین و بزرگان سپری می‌شد. سرانجام او در پی اعتراض به حاکم وقت دستگیر و محکوم به اعدام شد. این امر کینه‌ای در دل ستار ایجاد کرد و نسبت به ظلم درباریان و حکام قاجاری خشمگین شد.

ستار در جوانی به جرگه لوطیان (جوانمردان، اهل فتوت) محله امیرخیز تبریز درآمد و در همین باب در حالی که به دفاع از حقوق طبقات زحمتکش بر می‌خاست با مأمورین محمدعلی شاه درافتاد و به ناچار از شهر گریخت و مدتی به راهزنی مشغول شد اما از ثروتمندان می‌گرفت و به فقرا می‌داد. سپس با میانجیگری پاره‌ای از بزرگان به شهر آمد و چون در جوانی به درستی و امانتداری در تبریز شهرت داشت به همین دلیل مالکان حفاظت از املاک خود را به او می‌سپردند. او هیچ گاه درس نخواند و سواد خواندن و نوشتن نداشت اما هوش آمیخته به شجاعتش و مهارت در فنون جنگی و اعتقادات مذهبی و وطن دوستی اش او را در صف فرهیختگان عصر قرار می‌داد.

او در مدت یازده ماه از ۲۰ جمادی الاول ۱۳۲۶ق تا هشتم ربیع الثانی ۱۳۲۷ق رهبری مجاهدین تبریز و ارامنه و قفقازی‌ها را بر عهده داشت و مقاومت شدید و طاقت فرسای اهالی تبریز در مقابل سی و پنج الی چهل هزار نفر قشون دولتی با راهنمایی و رهبری او انجام گرفت به طوری که شهرت او به خارج از مرزهای کشور رسید و در غالب جراید اروپایی و امریکایی هر روز نام او با خط درشت ذکر می‌شد و درباره مقاومت‌های سرسختانه وی مطالبی انتشار می‌یافت.

 

در اواخر کار محاصره تبریز قوای روسیه با موافقت دولت انگلیس به سوی تبریز آمد و راه جلفا را باز کرد. قوای دولتی با دیدن قوای روس به تهران بازگشت و محاصره تبریز پایان گرفت اما ستارخان حاضر به اطاعت از دولت روس نشد و در اواخر جمادی الثانی ۱۳۲۷ق (اواخر ماه مه ۱۹۰۹م) به ناچار با همراهانش به قنسول خانه عثمانی در تبریز پناهنده شد. در منابع ذکر شده ‌است که ستارخان به کنسول روس (پاختیانوف) که می‌خواست بیرقی از کنسول خانه خود به سر در خانه ستارخان زند و او را در زینهار دولت روس قرار دهد گفت: «ژنرال کنسول، من می‌خواهم که هفت دولت به زیر بیرق دولت ایران بیایند. من زیر بیرق بیگانه نمی‌روم


منبع:

zaronline.mihanblog.com

ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : ستارخان، باقرخان، زندگی نامه، تاریخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
amin zarrin

ستار خان

 

در بین مردانی که برای دفاع از مشروطیت و حقوق ملت دست به شمشیر برده و آنرا پس از استبداد صغیر دو مرتبه بازگردانیدند، ستارخان سردار ملی مقام اول را دارد؛ بحق او قهرمان مشروطیت ایران است. ستارخان پیش از مشروطیت از لوطیان تبریز بود. لوطیان تبریز از قدیم طبقه خاصی را تشکیل میدادند و اخلاق و عادات بخصوصی داشتند. با حکومت و مأمورین دولت همیشه مخالفت می نمودند؛ چنانکه در عصر شاه طهماسب صفوی عده ای از آنان در عصیان طغیان نمودند و به مجازات رسیدند. پس از بروز اختلاف بین متشرعه و شیخیه، لوطی ها نیز دو دسته شدند و به مخالفت همدیگر برخاستند. اعمال و رفتار آنان مورد توجه طبقات مردم بود. محمدامین خیابانی دیوانی به زبان ترکی درباره وقایع لوطی های تبریز سروده که در عهد نادرمیرزا مؤلف "تاریخ تبریز" با وصف چند دفعه چاپ کمیاب بوده است. ستارخان از لوطیان بومی نبود، بلکه اصل او از قراجه داغ و از ایل محمدخانلو بود. خود به شیخیه اعتقاد داشت و روزگاری در اطراف شهر به سر می برد. پنهانی به مشهد رفته و برگشته بود.

ستارخان پس از اعلام مشروطیت به شهر آمد و به اسب فروشی اشتغال ورزید و سپس جزو مجاهدین مسلح گردید. پس از بمباردمان مجلس، دعوت انجمن ایالتی آذربایجان را که خود را به دنیا جانشین مجلس بمباردمان شده معرفی می کرد، قبول کرد. در محله امیرخیز با قوای دولتی جنگ نمود. با وصف شکست مجاهدین و سست شدن آنها، وی استقامت به خرج داد و تسلیم نشد و محله امیرخیز را به تصرف قشون دولتی نداد. وقتی بر ایران گذشته است که مشروطیت فقط در محله امیرخیز تبریز وجود داشت و همه جای ایران در دست پادشاه مستبد بود.

ژنرال قونسول روس به وی بیرق روسیه داده و تضمین می کرد که اگر تسلیم شود از تعرض محمدعلی شاه مصون باشد، اما او قبول نکرد. آنقدر مقاومت کرد تا مجاهدین محلات دیگر به جنبش آمدند و قوای دولت را عقب راندند. این مقاومت به محمدعلی شاه معلوم ساخت که بلوای تبریز امری جدی است و ممکن است کار آن بلوا بالاتر گیرد و کار به جاهای باریکتر بکشد. این بود که عین الدوله را به محاصره تبریز فرستاد و از عشایر و خوانین نفر و اسلحه خواست. ستارخان بدواً اردوی ماکو را منهزم نمود و بعداً عین الدوله را عقب نشاند و بر تبریز مسلط شد. پس از آن، به زور از مردم اعانه خواست و مرتکب بعضی اشتباهات شد و مردم را ناراضی نمود. (موضوع اعانه جمع کردن ستارخان مربوط می شود به خبردار شدن انجمن تبریز از بمباردمان مجلس و احتمال کودتا بر علیه مشروطیت نوپا. نخستین اقدام انجمن پس از اطلاع بر این موضوع، پس از ارسال تلگرافها به سایر شهرها، در صدد اعزام نیروی مسلح به تهران درآمد. به دنبال این تصمیم دفتر اعانه ای برای تأمین هزینه این اردوکشی دایر گردید.)


منبع:

zaronline.mihanblog.com

ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : ستارخان، تاریخ، زندگی نامه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
amin zarrin

زندگی نامه ارسطو

ارسطو یکی از بزرگترین متفکران جهان است. در سراسر تاریخ فلسفه، گذشته از افلاطون و کانت، شاید هیچ کس ژرفا و پهنای اندیشه او را نداشته باشد، از بیست و چهار قرن تاکنون تاثیر او در فیلسوفان و دانشمندان گیتی بیرون از حد و حساب و بسا بیمانند بوده است. دانشمندان ایرانی حتی پیش از اسلام و قبل از رواج زبان عربی از او متاثر بوده‌اند استاد ذبیح الله صفا می‌نویسد:

"در پاره‌ای از کتاب پهلوی اصطلاحات فراوان علمی موجود است و این اصطلاحات که غالبا قابل تطبیق بر اصطلاحات فلسفی یونانی خاصه حکمت ارسطوست، می‌رساند که تنها به وسیله عیسویان ایرانی، علم یونانی پذیرفته و به زبان سریانی ادا نشده است بلکه زرتشتیان نیز به این کار مبادرت کرده و زبان پهلوی را معادل آوردن بسیاری کلمات در برابر اصطلاحات فلسفی یونانی ثروتمند ساخته بودند...یکی از مشاهیر عیسویان [در عهد ساسانی] پولس ایرانی (paulus persa) رئیس حوزه ایرانی نصیبین است که کتابی مشتمل بر بحث درباره منطق ارسطو به سریانی برای خسرو انوشیروان نوشـــت و در آن نسـبت به اثبات وجود واجــب و توحید و سایر نظر‌های فلاسفه، برتری روش حکما بر اهل ادیان اشاره کرد ....معلمین کلیساهای نسطوری در ایران .... چون به آثار ارسطو توجه داشتند در کلیساهای خود در ایران .... با قوت بسیار به تحقیق در روش این استاد یا شراح اسکندرانی او توجه کردند... مجاهداتی که پیش از خسرو انوشیروان (531 ـ 579م ) شده بود در برابر توجه او به علوم فاقد اهمیت است. این پادشاه که هم فرمانروایی مدبّر و هم سرداری شجاع بود به حکمیت نیز علاقه داشت و از فلسفه افلاطون و ارسطو آگاه بود و ترجمه پهلوی این دو استاد را می‌خواند.

"دكتر ذبیح الله صفا،‌ تاریخ ادبیات ایران جلد اول"

ارسطو در 384 ق.م در شهر یونانی زبان استاگیرا ((stagira واقع در شبه جزیره خالکیدیکس (Chalcidice) چشم به جهان گشود. پدرش نیکو ماخوس (Nicomachus) پزشک بود و عضو صنف آسکله‌پیادای ( asclepiadae ) و طبیب در بار آمونتاس دوم (پادشاه مقدونیه Amyntas). ممکن است ارسطو از کودکی، و در نتیجه شغل پدر، به زیست شناسی دلبسته شده باشد، اما هیچ دلیلی در دست نیست که ار آن هنگام آغاز به تحقیق کرده باشد. پزشکان صنف اسکله‌پیاد فرزندان خویش کالبد شکافی یاد می‌دادند؛ اما ارسطو هنوز بسیار کوچک بود که پدرو مادرش هر دو در گذشتند و بنابراین، بعید است که او از این آموزش بهره‌مند شده باشد.


منبع:

zaronline.mihanblog.com

ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : زندگی نامه، ارسطو،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
amin zarrin


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات