تحقیق دانش آموزی
مسئله‌‏ى علم و تولید علم و شكوفا كردن استعدادها در داخل، یك امر جدى و حیاتى است. (مقام معظم رهبری)
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : amin zarrin
نویسندگان
نظرسنجی
مطالب وبلاگ تا چه اندازه مفید است؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

حجاب در آیین زرتشت‏
نخستین مردمى که به سرزمین ایران آمدند، آریایى‏ها بودند. آنان به دو گروه عمده «مادها» و «پارس‏ها» تقسیم مى‏شدند. با اتّحاد مادها، دولت «ماد» تشکیل شد. پس از مدّتى پارس‏ها توانستند دولت ماد را از بین ببرند و سلسله‏هاى هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان را بنیانگذارى کنند. پژوهش‏ها نشان مى‏دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها که نخستین ساکنان این دیار بودند، داراى حجاب کاملى، شامل پیراهن بلند چین‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلى بلند بر روى لباس‏ها بوده‏اند.
این حجاب در دوران سلسله‏هاى مختلف پارس‏ها نیز معمول بوده است. بنابر این، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانى از حجابى کامل برخوردار بوده‏اند. برابر متون تاریخى، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان هر چند با آزادى در محیط بیرون خانه رفت و آمد مى‏کردند و همپاى مردان به کار مى‏پرداختند، ولى این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاطهاى فسادانگیز همراه بوده است.
جایگاه فرهنگى پوشش در میان زنان نجیب ایران‏زمین به گونه‏اى است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامى که خشایارشاه به ملکه «وشى» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایى اندام او را بنگرند، وى امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچى، به حکم دادوَران، عنوان «ملکه ایران» را از دست داد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، دینی، 
برچسب ها : حجاب، آیین، زرتشت، یهود، مسیحیت، اسلام،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 16 دی 1392
amin zarrin

زنان بزرگ تاریخ اسلام

حضرت زهرا (س) بر فرزندان خود كه امامند و بر پیغمبر غیر از خاتم الانبیاء برترى دارد. پیامبر (ص) جلوى پاى او بر مى‏خاست و او را «ام ابیها» مى‏خواند و تجلیلهاى بسیارى از او به عمل مى‏آورد.

چه كسى است كه منكر مقام عصمت و ولایت مطلقه حضرت صدیقه كبرا گردد؟ او دخترى در دامانش پروراند كه پیشوا و مقتداى زنان اسلام و شیعه گردید و زینب كبرایش نامید كه به عقلیه بنى‏هاشم مشهور بود. او با خطابه‏اش لرزه بر حكومت یزید بن معاویه انداخت و بدون ندبه و زارى در برابر قاتل خاندانش ایستاد.

پس از واقعه عاشورا  یکی از سخنرانی ها، سخنرانی زینب کبری(س) در کوفه بود. سخنان حضرت زینب(س) در کوفه تأثیری در مردم گذاشت که راوی می گوید: پس از خطبه زینب (س) مردم را دیدم که از شدت پشیمانی حیرت زده دستان خود را به دندان می گزند و در آن میان پیرمرد سالخورده ای را در کنار خود مشاهده  کردم که چنان می گریست که محاسن سپیدش از اشک تر شده بود.

ام سلمه همسر رسول اكرم (ص) كه اسوه تقوا و پیرو و مطیع شوهر بود. زنى كه از فرزند گرامى همسرش (حضرت فاطمه (س)) و نوادگان گرانقدر همسرش تا آخرین لحظات زندگى خود چون مادرى مهربان حمایت كرد.

«سمیه» مادر «عمار یاسر» از گروه زنانى است كه در نخستین روزها به اسلام گرویدند. و این زن با شهامت به شهادت رسید و با افتخار به ملكوت اعلى پیوست و نخستین زن شهید در اسلام شد.

و «سبعه مبشره» از كسانى كه در راه عشق به اسلام و عقیده تا پاى جان ایستاده و از هیچ حادثه‏اى نهراسیدند.

«ام حارث» ، وى علاوه بر نقل حدیث و اخبار از رسول خدا (ص)، در شجاعت و اسب سوارى و دلیرى با مردان شجاع و رزمنده برابرى مى‏كرد. ام حارث در «جنگ حنین» شركت داشت و خود را سپر بلاى پیامبر اسلام قرار داد.

«ام حكیم» به همراه خالد در جنگ «مرج الصفر» شركت نمود و در آن نبرد هفت تن از دشمنان را از پاى در آورد و سپس به شهادت رسید.

زنانى دیگر در زمان جاهلیت بودند كه شخصیت و بزرگوارى آنان كمتر از شخصیت زنان نمونه و ستوده قرآنى نبود، مانند: «فاطمه بنت اسد» مادر حضرت على (ع)، «آمنه خاتون» زن بى‏نظیرى كه شایسته فرزندى چون رسول اكرم است.

«حلیه سعدیه» مادر رضاعى و دایه حضرت رسول اكرم (ص)

خلاصه این بانوان شریف و عزیز الگو و نمونه انسانیت و شایستگى و جامعه نسوان را نشان داده‏اند و این ماییم كه باید حسن تدبیر و اخلاق و اعمال آنان را افتخار خود دانسته و از آن پیروى كنیم.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 





نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : زنان، تاریخ، اسلام،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 1 خرداد 1390
amin zarrin

فلسفه نماز در اسلام

از آنجا که خداوند وجودی نامحدود و نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز است احتیاجی به پرستش ما ندارد پس پرستش و عبادت او فی الواقع وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور او به عبادت، یک نوع لطف و مرحمت و راهنمائی خواهد بود که ما را به کمال شایسته برساند و کلاً عبادت و خصوصاً نماز دارای یک سلسله آثار گرانبهای فردی و اجتماعی است زیرا اولاً حس تقدیر و شکر گزاری را در انسان زنده می کند، قدر دانی از مقامی که نعمتهای زیادی در اختیار او نهاده و با این سپاس گزاری، فرد، حق شناسی خود را در برابر آفریدگار خود که این همه نعمتهای گرانبها در اختیار او گذاشته اعلام می دارد و ثانیاً نماز و عبادت مایه تکامل روحی انسان است چون در نماز ما خود را با کمال مطلق مرتبط ساخته و از او کمک می خواهیم که شایستگی و لیاقت سخن گفتن با خود را به ما بدهد. ضمن این که نمازگزار همواره به یاد خداست و یاد خدا بهترین وسیله برای کنترل نفس امّاره و روح طغیانگر است چنان که غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و کیفرهای او موجب تیرگی عقل و خرد و کم فروغی آن می شود انسان غافل فکر عاقبت کار ناپسند و عقوبات آن را نمی کند و این نماز است که انسان را به یاد خدا می اندازد و اثر آن غفلت را از روح و روانش پاک می سازد و هم چنین نماز گزار برای قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب می ورزد مثلاً یکی از شرائط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است که در آن به کار می رود مانند آب وضو و غسل، لباس و مکان نمازگزار. این موضوع باعث می شود که اطراف حرام نرود و در کار و کسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقیّد شود و در موارد دیگر بی پروا باشد بالاخص که نمازگزار بداند شرط قبولی این است که حقوق مستمندان و زکات را بدهد، از گناهان کبیره بپرهیزد. مسأله دیگری که نمازگزار باید به آن توجه داشته باشد نظافت و بهداشت است زیرا او باید با لباس و بدنی پاک و تمیز که بعضاً مجبور است غسل نماید تا از آلودگیهای ظاهری و معنوی خود را پاک سازد و از آنجا که نماز برای خود وقت معیّنی دارد یکی از آثار آن انضباط و وقت شناسی است.

آثار و فلسفه نماز به آن چه گفته شد منحصر نیست ولی این نمونه می تواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ باشد.

البته نمازی که می تواند تمام آثار را  داشته باشد نمازی است که با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا آورده شود. روی همین جهات است که پیامبر گرامی(ص) می فرماید: نماز چون نهر آب صافی است که انسان خود را در آن شستشو می دهد، اگر کسی در شبانه روز پنج مرتبه خود را با آب پاک شستشو دهد هرگز بدن او آلوده و کثیف نمی شود. هم چنین کسی که در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواند و قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شستشو دهد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمی نشیند.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : فلسفه، نماز، اسلام،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390
amin zarrin

حضرت زینب (س)

ولادت

ثمره ازدواج مبارك علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام پنج فرزند به نام های حسن، حسین، زینب، ام كلثوم و محسن است.

بنابر آن‌چه كه از امام صادق علیه السلام رسیده است «محسن» كه آخرین فرزند زهرا بود، بر اثر تجاوز و هجوم دشمنان اسلام به خانه آن حضرت، در شكم مادر جان داد و به دنبال این حادثه دردناك و صدماتی كه بر جسم فاطمه علیها السلام وارد آمد، آن حضرت بیماری شدید پیدا كرد و به شهادت رسید.

زینب، سومین فرزند مهد ولایت است كه به احتمال قوی در سال ششم هجرت در مدینه چشم به جهان گشود.

 پدر زینت

زینب، یعنی زینت پدر و این نامی است كه خداوند برای دختری انتخاب كرد ، كه با انجام رسالت خویش زینت بخش تاریخ شد و موجب افتخار و سرافرازی خاندان وحی و ولایت گشت. و این است كه نام زینب در تاریخ كربلا كه تاریخ جاودانگی اسلام و تشیع است، به خاطر فداكاری‌هایش، زیبا،‌درخشان و جاودانی است.

مراسم نام‌گذاری این درّ ولایت را در تاریخ این گونه می‌خوانیم:

نامی آسمانی

هنگام ولایت زینب كبری، چون رسول خدا در سفر بود، فاطمه از همسرش علی درخواست كرد كه نامی برای فرزندشان انتخاب كند. علی علیه السلام در جواب فرمود: من بر پدرت سبقت نمی‌گیرم، صبر می‌كنیم تا پیامبر از سفر برگردد. چون پیامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علی علیه السلام شنید فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان منند ولی خداوند در باره آنان تصمیم می‌گیرد.

بعد از آن جبرئیل نازل شد و پیام آورد كه خداوند سلام می‌رساند و می‌فرماید: نام این دختر را زینب بگذارید كه این نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام. آن گاه رسول خدا زینب را گرفت و بوسید و فرمود: توصیه می‌كنم كه همه این دختر را احترام كنند، كه او مانند خدیجه كبری است.

یعنی همان گونه كه فداكاری های خدیجه در پیشبرد اهداف پیامبر و اسلام بسیار ثمربخش بود، ایثار، صبر و استقامت زینب در راه خدا نیز در بقا و جاودانگی اسلام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

با پیامبر خدا

بنابر اینكه ولادت زینب علیها السلام در سال ششم هجری باشد و تاریخ وفات پیامبر اكرم در سال یازدهم؛ زینب بیش از پنج سال با پیامبر نبوده است و این مدت زمان، كافی است كه او از اصحاب پیامبر اسلام به شمار آید. بر این مبنا كسانی كه شرح حال اصحاب پیامبر اسلام را نوشته اند، نام زینب را زینت‌بخش كتاب خود ساخته‌اند.

در دامان عطوفت

این پنج سال فرصتی بود كه زینب علیها السلام از تابش نور وجود پیامبر بهره گیرد و پیامبر رحمت، او را در دامان مهر و عطوفت خود نوازش كند و از جرعه‌های معرفت سیراب سازد و حدیث صبر و استقامت در دفتر وجودش بنگارد. چرا كه پیامبر بر مصیبت ها و ناگواری های مسیر زندگی زینب به خوبی واقب بود و می دانست كه تاب تحمل این زنج‌ها و حوادث ناگوار را تنها روحی بلند و قلبی چون كوه و دلی سرشار از عشق به خدا خواهد داشت. گویا مصیبت و سختی، با سرنوشت زینب عجین گشته و خداوند صبر و پایداری را در او جلوه‌گر ساخته است تا اسوه و الگویی برای همه پویندگان راه خدا باشد.

رؤیایی دردناك

زینب مسیر پرحادثه و دردناكی را كه در پیش دارد، در همان زمان كودكی در آینه رؤیا می نگرد و برای جدش پیامبر اكرم بازگو می‌كند و پیامبر خدا حوادثی را كه در انتظار اوست تعبیر می‌كند تا او كه دست پرورده علی و بزرگ شده دامان زهراست، خود را برای رویارویی با این حوادث مهیا سازد. این رؤیا را در تاریخ چنین می‌خوانیم: ارتحال پیامبر خدا نزدیك بود، زینب نزد پیامبر آمد و با زبان كودكانه به پیامبر چنین گفت: «ای رسول خدا! دیشب در خواب دیدم كه باد سختی وزید كه بر اثر آن دنیا در ظلمت فرو رفت و من از شدت آن باد به این سو و آن سو می‌افتادم؛ تا این‌كه به درخت بزرگی پناه بردم، ولی باد آن را ریشه كن كرد و من به زمین افتادم. دوباره به شاخه دیگری از آن درخت پناه بردم كه آن هم دوام نیاورد. برای سومین مرتبه به شاخه دیگری روی آوردم، آن شاخه نیز از شدت باد در هم شكست. در آن هنگام به دو شاخه به هم پیوسته دیگر پناه بردم كه ناگاه آن دو شاخه نیز شكست و من از خواب بیدار شدم».

پیامبر با شنیدن خواب زینب، بسیار گریست و فرمود:

«درختی كه اولین بار به آن پناه بردی جدّ توست كه به زودی از دنیا می‌رود. و دو شاخه بعد مادر و پدر تو هستند كه آن‌ها هم از دنیا می‌روند و آن دو شاخه به هم پیوسته دو برادرت حسن و حسین هستند كه در مصیبت آنان دنیا تاریك می‌گردد».

اولین واقعه

چندی نگذشت كه گوشه ای از خواب زینب به وقوع پیوست و سایه پرمهر و عطوفت پیامبر اكرم از سر زینب كبری و مسلمین رخت بربست و او اولین پناهش را از دست داد و این نخستین مصیبتی بود كه در كودكی روح لطیف او را آزرده ساخت. و این تازه آغاز راه بود و او همچنان در انتظار حوادث تلخ و دردناكی است كه در پیش رو دارد.

ولی این راست قامت همیشه تاریخ بشریت هرگز سر ذلت در برابر مصیبت ها و سختی‌های زندگی و تاریخ خم نخواهد كرد او با استواری زیبنده‌ای رسالت خویش را كه حفظ جاودانگی اسلام است در میان طوفان حوادث به انجام خواهد رساند.

با مادرش فاطمه

فاطمه بعد از پدر گرامی خویش چند ماهی بیش در این دنیا نماند. بنابراین زینب از محبتهای مادری چون صدیقه كبری بیش از چند ماهی بهره نجست.

این دوران كوتاه چند ساله، پر است از فراز و نشیبها و خاطره‌های تلخ و شیرینی كه زینب را برای ادامه حركت و مجاهدت در راه خدا و استقبال از مشكلات و مصائب زندگی آماده می ساخت. زینب مادرش فاطمه را بعد از رحلت رسول خدا خندان و متبسم نمی دید. فاطمه در غم از دست دادن پدری چون رسول خدا و حمایتهای او چندان گریست كه نام او را در شمار گریه كنندگان معروف تاریخ چون آدم،‌ یعقوب، یوسف و امام سجاد آورده‌اند.

زینب در تمامی این دوران با مادر در كنار او بود و صحنه‌های مصیبت‌بار رحلت پیامبر خدا و اندوه بیكران مادر و ظلم و جنایت دشمنان* در حق اهلبیت پیامبر را نظاره می‌كرد و همه این ناملایمات بر قلب كوچكش فرود می‌آمد و او برای خدا صبر می‌كرد و پایداری در راه خدا را پیشه خود می‌ساخت،‌ تا زمینه‌ای باشد برای تحمل مصیبتها و رنجهای بزرگتری كه در انتظار او بود.

دفاع از حق

زینب در مجلس سخنرانی مادرش فاطمه در مسجد رسول خدا در دفاع از حقوق اهلبیت و فدك حاضر بود و خطبه و سخنان مادرش را در آن مجلس به یاد داشت؛ به طوری كه خود یكی از راویان آن خطبه به شمار می‌آید.

او از مادرش آموخت كه چگونه باید در مقابل دشمنان ایستادگی كرد و آنان را رسوا ساخت. او آماده می‌شد كه با سخنان خود در بازار كوفه و كاخ ابن زیاد و یزید، ظلم و جنایت آنان را برملا سازد و از اسلام و ولایت دفاع كند.

آخرین دیدار

سرانجام زمان آخرین دیدار و وداع با مادر فرا می‌رسد و تكفین مادر پایان می‌یابد. به دعوت پدر، فرزندان زهرا با مادر خویش وداع می‌كنند و لحظاتی مادر را در آغوش می‌گیرند، چنان كه فرشتگان از این صحنه دلخراش می گریند... بیایید گوشه ای از این ماجرای غم‌افزا را از زبان امیرالمؤمنین بشنویم:

«زمانی كه خواستم كفن زهرا را گره بزنم، به ام‌كلثوم، زینب،‌ حسن و حسینم گفتم: بیایید از مادرتان توشه‌ای برگیرید كه این آغاز جدایی است و دیدار بعدی در بهشت خواهد بود.

حسن و حسین به طرف مادر آمدند؛ در حالی كه چنین می‌گفتند: اندوه و حسرتی كه از فقدان جدّمان پیامبر و مادرمان فاطمه داریم هرگز خاموش نمی‌شود. ای مادر حسن! ای مادر حسین!‌ هنگامی كه جدّمان محمد مصطفی را دیدی سلام ما را به او برسان و بگو بعد از تو ما در دنیا یتیم شدیم.

علی فرمود:

به خدا سوگند مشاهده كردم كه زهرا با ناله و اندوه با دو دست فرزندانش را گرفت و مدتی به سینه چسباند كه ناگاه هاتفی از آسمان ندا داد كه ای ابوالحسن آنان را از آغوش مادر برگیر كه به خدا سوگند این دو فرزند، ملائكه آسمان را به گریه انداختند؛...».

و بدین سان زینب مادری مهربان، ‌مونسی عطوف و پناهی آرام‌بخش را در سنین كودكی از دست می‌دهد كه غم هجران او بر قلب كوچكش سنگینی می‌كند. ولی او كه مسئله آموز مكتب پیامبر و فاطمه و علی است لحظه‌ای و ذره ای در راه هدف خود تردید نمی‌كند و با استواری گام برمی‌دارد و رسالتش را به انجام می‌رساند.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : حضرت، زینب، زندگی نامه، دینی، اسلام، امام حسین،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390
amin zarrin

معیارهای اسلامی پوشش زنان و الگوی مصرف آن

چکیده:

مقوله «پوشش» و «استتار بدن» به عنوان جزء جدایی ناپذیر حیات انسانی، امری کاملا مشهود و بی نیاز از تعدیل است. برای «پوشش» و «لباس» کارکردهایی در دو حوزه «فردی» و «اجتماعی» قابل تصور است: الف: کارکردهای فردی؛ همچون پاسخگویی به نیاز فطری «خود استتاری» و تأمین امنیت در برابر گرما و سرما.  ب: کارکردهای اجتماعی؛ از جمله کارکردهای اجتماعی «پوشش» و «لباس» هویت بخشی آن است، چراکه نوع پوشش نشان دهنده سنت ها، ارزش ها و باورهای یک جامعه است.

اسلام در باب «حجاب» که از ضروریات آن است دستوراتی درباره الگوی پوشش و حدود آن صادر کرده؛ برای مثال، فرد مسلمان از پوشیدن لباس های شهرت و تفاخر نهی شده و در مقابل استفاده از مقنعه های بزرگ و روسری سفارش شده است. علاوه بر باورهای دینی عوامل دیگری همچون شرایط جغرافیایی و موقعیت اجتماعی -  اقتصادی افراد در نوع پوشش آنها مؤثر می باشد.

مقولة پوشش و لباس از جملة مسائلی است که همواره انسان در زندگی با آن در ارتباط بوده و بعنوان یک نیاز ضروری و جزء جدائی ناپذیر حیات خود، به آن نگریسته است. این تعلق و نیاز به پوشش و استتار بدن، در طول تاریخ بشری و در میان ملل و اقوام مختلف وجود داشته و امری کاملاً مشهود و بی نیاز از تعریف است. مسئلة دیگر اینکه مقوله پوشش ولباس او ویژگیهای منحصر بفرد انسان است، لذا این امر در میان سایر موجودات و از جمله حیوانات وجود ندارد و حیوانات با استفاده از قابلیتهای فیزیکی اندام بدن خود از جمله پوست بدن، مو و پشم یا پر در پرندگان از خود در شرایط متنوع جوی و محیطی محافظت می کنند.

لباس در زندگی امروزة انسانها کارکردهای گسترده و متنوعی دارد. از جمله کارکردهای فردی این مقوله، پاسخگوئی به نیاز فطری خود استتاری است. براساس این نیاز، انسان در هر شرایطی حتی در محیطی که کسی نباشد، تمایل درونی به برخورداری از حداقل میزان پوشش دارد و از برهنگی می پرهیزد. همچنین تأمین امنیت فردی از جهت محافظت بدن از گرما و سرما و شرایط متنوع جوی (آفتاب شدید، باد و باران)، گزند حشرات موذی و جلوگیری از تحریک هوسبازان برای هرگونه اقدام احتمالی، عامل مهمی برای رعایت پوشش در محیط خارج از خانه محسوب می شود.

پوشش و بهره گیری از لباس به نیاز طبیعی خودآرائی و زیبائی دوستی انسان نیز پاسخ می دهد. تنوع الگوهای پوششی در میان افراد و نیز زیبائیها و جذابیتهای بکار رفته در لباسها مؤید این مسئله، می باشد. افراد با توجه به سلایق، انگیزه ها و فرهنگ حاکم بر محیط، در انتخاب شکل، رنگ و جنس لباس مورد علاقه خود اعمال نظر می کنند و با جلوه گری از طریق آن به حس خودآرائی و زیبائی دوستی درونشان پاسخ می دهند. متأسفانه امروزه با زیاده روی در پرداختن به این امر، جنبه های منفی پوشش در قالب تجمل گرائی، مدپرستی و خودنمائی نمود بیشتری یافته است که می توان گفت علت اصلی آن غفلت از خودآرائی درونی و تهذیب نفس است. در سورة اعراف به این مهم اشاره شده است: «یا بنی آدم قد انزلنا الیکم لباسایواری سواتکم و ریشا و لباس التقوی ذلک خیر...» ای فرزندان آدم ما لباسی که ستر عورات شما کند و جامه های زیبا و نرم برای شما فرستادیم و بر شما باد به لباس تقوا که این تقوا که این نیکوترین جامه شماست.

از سوی دیگر کارکردهای اجتماعی لباس را نمی توان نادیده گرفت. امروزه لباس هویت خاصی را به افراد و حتی جوامع بخشیده است. الگوهای مختلف پوشش ضمن ایجاد شخصیت و منزلت فردی می توانند بیانگر سنتها، ارزشها و نوع فرهنگ حاکم بر جوامع باشند. مهمتر از همه، لباس امروزه نماد فرهنگی جوامع و جزئی از پیکرة آن محسوب می شود تا جائیکه با هنجارها و ارزشهای حاکم بر جوامع گره خورده و بعنوان یکی از ابزار مهم در جهت شناسائی فرهنگهای مختلف و حتی تحول در ساختار فرهنگی یک جامعه بکار گرفته می شود. از این رو بسیاری از قدرتهای استعماری، از این حربه برای نفوذ فرهنگی در ملتها و در نهایت سلطة همه جانبه بر آنها استفاده می کنند. واقعة کشف حجاب در دوران رضا خان پهلوی و تلاش اروپائیان برای ترویج فرهنگ ابتذال در ایران از طریق ارائه الگوهای ضداخلاقی پوشش غربی در پیش از انقلاب گواه بر این مدعاست.

پس از این توضیح باید گفت، تمام ادیان الهی بویژه دین مبین اسلام، به مسئلة پوشش بعنوان یک نیاز طبیعی و ارزش، توجه خاصی نموده و ابعاد معنوی آن را نیز مطرح کرده اند که دیدگاه اسلام در این رابطه منحصر بفرد است. دین اسلام با توجه به امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات در همة احکام و تعالیم خود نیازهای مادی و معنوی و ویژگیهای متعالی او را در نظر گرفته است. بر این اساس احکام اسلام در پرهیز از اختلاط نامشروع میان زن و مرد و رعایت حدود شرعی در این رابطه مطابق با مصالحی است که در زندگی فردی و اجتماعی انسان وجود دارد و می تواند منجر به سعادت و تکامل مادی و معنوی او شود.

مسئلة پوشش زنان در احکام و تعالیم دین اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است که در کنار مباجث و موضوعات مربوط به روابط میان زنان و مردان و مسائل شرعی آن مطرح می شود. بطور کلی معیارهای مطلوب پوشش زن مسلمان در اسلام را می توان در کلمه «حجاب» خلاصه کرد. امروزه به زنی که در انجام وظایف شرعی خود کوتاهی کرده و پوشش اسلامی را رعایت نکند، بد حجاب یا بی حجاب گویند. کلمه حجاب، در لغت به معنای پرده افکندن و حائل قراردادن میان دو چیز است و امروزه به پوشش ظاهری زنان اطلاق می شود.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 



ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، دینی، 
برچسب ها : حجاب، پوشش، زنان، اسلام،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
amin zarrin


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic