تبلیغات
تحقیق دانش آموزی - مطالب ابر تاریخ
تحقیق دانش آموزی
مسئله‌‏ى علم و تولید علم و شكوفا كردن استعدادها در داخل، یك امر جدى و حیاتى است. (مقام معظم رهبری)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من


ذوالقَرنَین ذوالقرنین یکی از شخصیت‌های قرآن و کتاب مقدس است. بر اساس قرآن، ذوالقرنین، سه لشکرکشی مهم داشت نخست به باختر، سپس به خاور، و سرانجام منطقه‌ای که در آن یک تنگه کوهستانی وجود داشت، او انسان یکتا پرست و مهربانی بود واز طریق دادگری منحرف نمی شد و به همین جهت مشمول لطف خدا بود، او یار نیکوکاران و دشمن ستمگران و ظالمان بود و به مال و ثروت دنیا علاقه ای نداشت، او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز، او سازنده سدی بود، که در آن به جای آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شده است و هدف او از ساختن این سد کمک به گروهی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یاجوج و ماجوج بوده است.

ذوالقرنین در قرآن

داستان ذوالقرنین در قرآن در سوره کهف به این شرح آمده است:

    و از تو در باره ذو القرنین می‌پرسند. بگو: برای شما از او چیزی می‌خوانم. (۸۳) ما او را در زمین مکانت دادیم و راه رسیدن به هر چیزی را به او نشان دادیم. (۸۴) او نیز راه را پی گرفت. (۸۵) تا به غروبگاه خورشید رسید. دید که در چشمه‌ای گِل‌آلود و سیاه غروب می‌کند و در آنجا مردمی یافت. گفتیم: ای ذو القرنین، می‌خواهی عقوبتشان کن و می‌خواهی با آنها به نیکی رفتار کن. (۸۶) گفت: اما هر کس که ستم کند ما عقوبتش خواهیم کرد. آن گاه او را نزد پروردگارش می‌برند تا او نیز به سختی عذابش کند. (۸۷) و اما هر کس که ایمان آورد و کارهای شایسته کند، اجری نیکو دارد. و در باره او فرمانهای آسان خواهیم راند. (۸۸) باز هم راه را پی گرفت. (۸۹) تا به مکان برآمدن آفتاب رسید. دید بر قومی طلوع می‌کند که غیر از پرتو آن برایشان هیچ پوششی قرار نداده‌ایم. (۹۰) چنین بود. و ما بر احوال او احاطه داریم. (۹۱) باز هم راه را پی گرفت. (۹۲) تا به میان دو کوه رسید. در پس آن دو کوه مردمی را دید که گویی هیچ سخنی را نمی‌فهمند. (۹۳) گفتند: ای ذو القرنین، یأجوج و مأجوج در زمین فساد می‌کنند. می‌خواهی خراجی بر خود مقرر کنیم تا تو میان ما و آنها سدی برآوری؟ (۹۴) گفت: آنچه پروردگار من مرا بدان توانایی داده است بهتر است. مرا به نیروی خویش مدد کنید، تا میان شما و آنها سدی برآورم. (۹۵) برای من تکه‌های آهن بیاورید. چون میان آن دو کوه انباشته شد، گفت: بدمید. تا آن آهن را بگداخت. و گفت: مس گداخته بیاورید تا بر آن ریزم. نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ کنند. گفت: این رحمتی بود از جانب پروردگار من و چون وعده پروردگار من در رسد، آن را زیر و زبر کند و وعده پروردگار من راست است.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : ذوالقرنین، تاریخ،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 مهر 1393
محمد تقی خان امیرکبیر اهل فراهان است و دست پرورده خاندان قائم مقام فراهانی.  فراهان همچون تفرش و  آشتیان مجموعاً کانون واحد فرهنگ دیوانی و "اهل قلم" بود؛ ناحیه ای مستوفی پرور. چه بسیار دبیران و مستوفیان و وزیران از آن دیار برخاستند که در آن میان چند تنی به بزرگی شناخته شده، در تاریخ اثر برجسته گذارده اند. از این نظر میرزا تقی خان نماینده فرهنگ سیاسی همان سامان است.   
نام اصلی میرزا تقی خان، "محمد تقی" است. زادگاهش "هزاوه" از محال فراهان عراق. هنوز هم در آنجا محله ای بنام "محله میرزا تقی خانی" معروف است، و خانه پدریش نزدیک تپه "یال قاضی" شناخته می باشد. اسم او در اسناد معتبر (از جمله مقدمه پیمان ارزنةالروم، و قباله نکاح زنش عزت الدوله) "میرزا محمد تقی خان" آمده است. رقم مهر و امضای او نیز تردیدی در نام حقیقیش باقی نمی گذارد؛ بی گمان اسم "محمد" رفته رفته حذف گردیده و به ر"میرزا تقی خان" شهرت یافته است.
خانواده پدری و مادری میرزا تقی خان از طبقه پیشه ور بودند. پدرش به تصریح قائم مقام "کربلائی محمد قربان" بود که در خطاب او را "کربلائی" می گفت. سجع مهرش "پیرو دین محمد قربان" بود. کربلائی قربان نخست آشپز میرزا عیسی (میرزا بزرگ) قائم مقام اول بود. پس از او همین شغل را در دستگاه پسرش میرزا ابوالقاسم قائم مقام ثانی داشت.  
کربلائی قربان بعدها ناظر و در واقع ریش سفید خانه قائم مقام گردید، و همیشه مورد لطف مخدوم خود بود. آنچه بنظر می رسد کربلائی قربان خیلی هم بی چیز نبوده، بلکه آب و ملکی داشته و دست کم یک دانگه قریه حرآباد مال او بوده است.  و نیز آنقدرها استطاعت داشته که به سفر حج برود.
سال تولد میرزا تقی خان را تا اندازه ای که جستجو کردیم، هیچ مؤلف خودی و بیگانه ای ثبت نکرده است. در حل این مجهول تاریخی، ما یک مأخذ اصلی و دو دلیل در تأیید آن مأخذ بدست می دهیم: زیر تصویر اصیلی که به زمان صدارت امیر کشیده اند می خوانیم: "شبیه صورت... اتابک اعظم، شخص اول ایران، امیر نظام در سن چهل و پنج سالگی". امیر از 22 ذیقعده 1264 تا 20 محرم 1268 صدارت کرد. اشعاری که در ستایش مقام تاریخی او در کنار همان تصویر نگاشته شده، و تصریح به اینکه کارهای سترگ از پیش برده است، نشان میدهد که تصویر مزبور را در اعتلای قدرت و شهرت امیر کشیده اند. و آن س\ال 1267 است. با این حساب و به فرض صحت رقم چهل و پنج سالگی تولد او به سال 1222، یا حداکثر یکی دو سال پیشتر بوده است.
منبع: zaronline.mihanblog.com


ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : محمد تقی خان، امیرکبیر، تاریخ،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 مهر 1392

زنان بزرگ تاریخ اسلام

حضرت زهرا (س) بر فرزندان خود كه امامند و بر پیغمبر غیر از خاتم الانبیاء برترى دارد. پیامبر (ص) جلوى پاى او بر مى‏خاست و او را «ام ابیها» مى‏خواند و تجلیلهاى بسیارى از او به عمل مى‏آورد.

چه كسى است كه منكر مقام عصمت و ولایت مطلقه حضرت صدیقه كبرا گردد؟ او دخترى در دامانش پروراند كه پیشوا و مقتداى زنان اسلام و شیعه گردید و زینب كبرایش نامید كه به عقلیه بنى‏هاشم مشهور بود. او با خطابه‏اش لرزه بر حكومت یزید بن معاویه انداخت و بدون ندبه و زارى در برابر قاتل خاندانش ایستاد.

پس از واقعه عاشورا  یکی از سخنرانی ها، سخنرانی زینب کبری(س) در کوفه بود. سخنان حضرت زینب(س) در کوفه تأثیری در مردم گذاشت که راوی می گوید: پس از خطبه زینب (س) مردم را دیدم که از شدت پشیمانی حیرت زده دستان خود را به دندان می گزند و در آن میان پیرمرد سالخورده ای را در کنار خود مشاهده  کردم که چنان می گریست که محاسن سپیدش از اشک تر شده بود.

ام سلمه همسر رسول اكرم (ص) كه اسوه تقوا و پیرو و مطیع شوهر بود. زنى كه از فرزند گرامى همسرش (حضرت فاطمه (س)) و نوادگان گرانقدر همسرش تا آخرین لحظات زندگى خود چون مادرى مهربان حمایت كرد.

«سمیه» مادر «عمار یاسر» از گروه زنانى است كه در نخستین روزها به اسلام گرویدند. و این زن با شهامت به شهادت رسید و با افتخار به ملكوت اعلى پیوست و نخستین زن شهید در اسلام شد.

و «سبعه مبشره» از كسانى كه در راه عشق به اسلام و عقیده تا پاى جان ایستاده و از هیچ حادثه‏اى نهراسیدند.

«ام حارث» ، وى علاوه بر نقل حدیث و اخبار از رسول خدا (ص)، در شجاعت و اسب سوارى و دلیرى با مردان شجاع و رزمنده برابرى مى‏كرد. ام حارث در «جنگ حنین» شركت داشت و خود را سپر بلاى پیامبر اسلام قرار داد.

«ام حكیم» به همراه خالد در جنگ «مرج الصفر» شركت نمود و در آن نبرد هفت تن از دشمنان را از پاى در آورد و سپس به شهادت رسید.

زنانى دیگر در زمان جاهلیت بودند كه شخصیت و بزرگوارى آنان كمتر از شخصیت زنان نمونه و ستوده قرآنى نبود، مانند: «فاطمه بنت اسد» مادر حضرت على (ع)، «آمنه خاتون» زن بى‏نظیرى كه شایسته فرزندى چون رسول اكرم است.

«حلیه سعدیه» مادر رضاعى و دایه حضرت رسول اكرم (ص)

خلاصه این بانوان شریف و عزیز الگو و نمونه انسانیت و شایستگى و جامعه نسوان را نشان داده‏اند و این ماییم كه باید حسن تدبیر و اخلاق و اعمال آنان را افتخار خود دانسته و از آن پیروى كنیم.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 





نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : زنان، تاریخ، اسلام،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 خرداد 1390

   آیت الله  کاشانی

سید ابوالقاسم حسینی كاشانی، در سال 1300 هجری قمری، در تهران چشم به جهان گشود، پدرش آیت الله سید مصطفی كاشانی، از علمای مبارز و فعال بود و به همین جهت، به دست انگلیسی‏ها به شهادت رسید.

سید ابوالقاسم در سن شانزده سالگی، همراه با پدرش برای انجام فریضه حج به مكه رفت و سپس عازم نجف اشرف گردید و برای ادامه تحصیل و تكمیل علوم اسلامی در این شهر اقامت كرد.

وی با داشتن استعداد قوی و جدی و پشتكار، به زودی دروس مقدماتی را فرا گرفت و به حوزه‏های درسی استادان بزرگی مانند آیت الله محمد كاظم خراسانی مولف كتاب «كفایة الاصول» و «میرزا حسین خلیلی تهرانی» راه یافت و آنچنان سریع پیشرفت كرد، كه در سن بیست و پنج سالگی به درجه اجتهاد رسید.

آیت الله كاشانی پس از شهادت پدرش، كه از مراجع علمی و دینی نجف اشرف بود، مسئولیت‏های پدرش را كه همانا پیشوائی دینی جامعه بود، بر عهده گرفت.

پس از مدتی وی به ایران آمد و با توجه به دارا بودن روحیه مبارزاتی و ضد استعماری، در مبارزات ملی كردن نفت ایران شركت نمود و در دوره هفتم و هفدهم به نمایندگی مجلس شورای ملی و ریاست مجلس برگزیده شد.

سوابق مبارزاتی آیت الله كاشانی، از انقلاب اسلامی سال 1920 میلادی عراق آغاز گردید. او در جریان انقلاب اسلامی عراق هم در جبهه سیاسی و هم در جبهه نظامی و مبارزات مسلحانه فعالانه شركت كرد، به طوری كه انگلیسی‏ها او را به اعدام محكوم نمودند، كه با آمدن وی به ایران، انگلیسی‏ها موفق به اجرای حكم اعدام او نگردیدند.

آیت الله كاشانی از سال 1320 شمسی، رهبری مبارزات روحانیت را در ایران بر عهده گرفت و در كوبیدن تفكر غلط «جدائی دین ازسیاست» این شعار انگلیس، با تمام نیرو به فعالیت پرداخت و با طرح «اسلام انقلابی و سیاسی» بار دیگر، در برابر سلطه انگلیس قرار گرفت، به طوری كه در آستانه انتخابات دوره چهاردهم، توسط عوامل استعمار انگلیس دستگیر شد و به زندان افتاد. مردم بیدار و آگاه ایران علیرغم زندانی بودن آیت الله كاشانی، او را به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب كردند. وی پس از بیست و هشت ماه زندانی، در شهریور سال 1324 شمسی آزاد شد و مورد استقبال كم نظیر ملت مسلمان ایران قرار گرفت و در برابر سیاست مزورانه نفوذ بیگانگان به مبارزه برخاست و به صورت مانع نیرومند و عظیمی در مقابل دولتهای وابسته به انگلیس در آمد.

آیت الله كاشانی اولین عالم مذهبی بود كه برای نخستین بار، توجه ملت ایران را به حمایت از مسلمانان فلسطین جلب كرد و در تاریخ یازدهم دی ماه سال 1326 شمسی، اعلامیه شدید الحنی صادر نمود و به همه مسلمانان جهان هشدار داد، كه تشكیل دولت صهیونیسم، در آینده به صورت كانون مفاسد و مشكلات بزرگی برای خاورمیانه و حتی برای دنیا در خواهد آمد. با صدور این  اعلامیه، استعمارگران او را به لبنان تبعید كردند، اما وی هرگز سكوت نكرد و با هر وسیله ممكن، پیامهای خود را مبنی بر مبارزه پیگیر با استعمار و استبداد، به گوش مردم می‏رسانید.

منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، تاریخ، 
برچسب ها : آیت الله، کاشانی، دینی، تاریخ،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390

 

میرزا رضا كرمانی : شاه شکار

چکیده: میرزا رضای کرمانی که اولین قتل سیاسی در تاریخ معاصر ایران را رقم زد، ناصرالدین‌شاه را درخت كهنه پوسیده‌ای میدانست که در زیر آن انواع جانوران موذی جمع شده اند و با این انگیزه به سوی ناصرالدین شاه آتش گشود.وقتی واقعه تحریم تنباكو و شكستن قلیان‌ها پیش آمد ، میرزا رضا كه در خانه‌ها نفوذ فراوان داشت ، بسیاری از زنان بزرگان را تهییج به مقاومت كرده بود ، و بسیاری از قلیان‌ها در خانه‌ها به تحریك و اشاره او شكسته شده بود.

گفته میشود وصیت کرده بود روی سنگ قبرش بنویسند:

محب آل محمد غلام هشت و چهار

فدای مردم ایران رضای شاه شکار!

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : میرزا رضا كرمانی، شاه شکار، زندگی نامه، تاریخ،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

محمدعلی شاه قاجار

محمدعلی شاه قاجار (۱ تیر ۱۲۵۱ تبریز - ۱۶ فروردین ۱۳۰۴ بندر ساوونا ایتالیا) ششمین پادشاه از دودمان قاجار در ایران بود و در ۱۲۸۵ هجری خورشیدی به حکومت رسید. او فرزند مظفرالدین شاه قاجار بود. مخالفت او با مشروطه بود که پدرش پیش از مرگ آن را پذیرفته بود. این رویداد که بدان استبداد صغیر می‌گویند به خونریزی بسیاری انجامید و سرانجام محمدعلی شاه هم تاج و تخت خود را بر سر این خودکامگی اش باخت.

او پس از به توپ بستن مجلس با فشارهای داخلی و خارجی مجبور به ترک ایران شد. پس از وی پسرش احمد شاه در سنین کودکی به عنوان شاه انتخاب شد.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : محمد عل شاه، قاجارف زندگی نامه، تاریخ،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

  مقدمه

پالکونیک(سرهنگ) لیاخوف افسر ارتش روسیه از طرف دربار تزار به ایران اعزام گردید ودر زمان سلطنت محمدعلی شاه فرماندهی بریگاد مرکزی قوای قزاق را عهده‌دارشد.

لیاخوف در مقابل وزیر جنگ و هیچ یک از مقامات وقت ایران برای خودمسئولیتی قائل نبود و مستقیماً از پطرزبورگ کسب تکلیف می‌کرد.

وی در 22جمادی‌الاولی سال 1326ق از طرف محمدعلی شاه به سمت فرماندار نظامی تهران منصوب شد و در 23 جمادی‌الاولی به دستور شاه و توصیه «سرگی شابشال» روسی که در خدمت محمدعلی شاه بود و «گارتویک» وزیرمختار روسیه در ایران، مجلس شورای ملی را به توپ بست.

بر اثر این واقعه جمعی از نمایندگان مجلس رامتفرق ساخت و عده‌ای را کشت و قوای قزاق وارد مجلس شدند و دست به تخریب وغارت زدند و لیاخوف از طرف محمدعلی شاه مورد قدردانی قرار گرفت.

لیاخوف تا روز اول رجب سال 1327ق در خدمت محمدعلی شاه بود، ولی پس از فتح تهران توسط مجاهدان، تسلیم اردوی مشروطه‌خواهان شد و از طرف علیقلی خان سرداراسعد و محمدولی خان سپهسالار تنکابنی فاتحان مشروطه‌خواه تهران، تحت حفاظت یوسف خان امیرمجاهد قرار گرفت تا مورد حمله مشروطه‌خواهان واقع نشود.

لیاخوف، سوم رجب سال 1327ق استعفای خود را تسلیم سپهسالار وزیر جنگ کرد وبه پطرزبورگ رفت. در سال 1917 میلادی (1326ق) که انقلاب روسیه پدید آمد به ژنرال «نیکین» پیوست و چون تزار سقوط کرد به «باتوم» گریخت و در آنجا توسط سه تن گرجی کشته شد.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : کلنل، لیاخوف، روسی، پالکونیک، تاریخ، زندگی نامه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

قرون وسطی

قرون وسطی یا سده‌های میانه، نام یکی از چهار دوره‌ای است که برای تقسیم بندی تاریخ اروپا استفاده می‌شود. این چهار دوره عبارت بودند از دوران کلاسیک باستان، قرون وسطی، عصر نوزائی (رنسانس) و دوران جدید یا مدرن که از ۱۶۰۰ میلادی شروع می‌شود. معمولاً قرون وسطی را از پایان امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی تا سقوط قسطنطنیه توسط دولت عثمانی و پایان امپراتوری رم شرقی (یا بیزانس) در ۱۴۵۳در نظر می‌گیرند.    


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : قرون وسطی، تاریخ،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

عین‏ الدوله، عبدالمجید

فرزند سلطان احمدمیرزا عضدالدوله و نوه‏ى فتحعلیشاه، در 1224 ش در تهران زاده شد. از پنج سالگى تحصیلات خود را در سرخانه نزد  معلمین خصوصى آغاز كرد و مقدمات زبان فارسى و عربى را فراگرفت. قدرى هم تاریخ و جغرافیا و ریاضیات خواند، آنگاه تمام تلاش و فعالیت خود را در فراگرفتن حسن‏خط «نستعلیق» به كار برد و به اندازه‏اى در این زمینه پیشرفت نمود كه غالبا نوشته‏ى او با خط عبدالمجید درویش اشتباه مى‏شد. در نوشتن رسائل نیز اهتمام زیادى به كار برد. در پانزده سالگى به استدعاى پدرش، ناصرالدین‏شاه موافقت كرد براى ادامه‏ى تحصیل وارد دارالفنون شود و فنون نظامى را بیاموزد. عبدالمجید مدت شش سال در دارالفنون در رشته‏هاى مختلف دانش‏اندوزى كرد و زبان فرانسه را نیز آموخت، ولى از همان دوران تحصیل آثار گردنكشى و قلدرى و استبداد راى در او مشاهده مى‏شد. وقتى در بیست سالگى تحصیلات او را پایان گرفت، به استدعاى پدرش تقاضاى كارى براى او شد و شاه پس از آزمایشهاى متعدد، دستور داد كارى در دستگاه ولیعهد در تبریز به او واگذار شود. عبدالمجید به تبریز رفت و كار اصطبل خاصه ولیعهد به او واگذار شد و با جدیت و تلاش شبانه‏روزى، سر و سامانى به آنجا داد و رضایت ولیعهد از هر جهت فراهم گردید و به دستور مظفرالدین میرزا، به مصاهرت او درآمد و مهدعلیا دختر چهارده‏ساله‏ى ولیعهد را به عقد دائم او درآوردند. پس از این وصلت، حكومت چند شهر از جمله جوین و میاندوآب به او سپرده شد و در اثر جدیت، امنیت از دست رفته‏ى شهرها مجددا بازگشت. در 1308 ه.ق بنا به پیشنهاد ولیعهد، یك قطعه نشان درجه اول شیر و خورشید و یك رشته حمایل به او داده شد. در سال بعد یك قبضه شمشیر مرصع دریافت داشت و در 1310 لقب عین‏الدوله گرفت و درجه‏ى امیرتومانى نیز به او داده شد. میرزا ابراهیم شیبانى (صدیق‏الممالك) در كتاب منتخب‏التواریخ در وقایع سال 1311 درباره‏ى عین‏الدوله چنین مى‏نویسد: «شاهزاده عبدالمجید میرزا عین‏الدوله حاكم اردبیل و مشكین و قراچه‏داغ و تفنگدارباشى و امیرآخور اصطبل حضرت والا ولیعهد و بیگلربیگى تبریز كه مراتب كفایت و لیاقت معزى‏الیه به توسط حضرت ولایتعهد معروض افتاد به پاداش حسن خدمت هر یك، یك زوج سردوشى الماس از درجه چهارم مفتخر گردید.» عین‏الدوله در حقیقت دست راست ولیعهد بود و طبعا در تمام كارها مداخله مى‏كرد . پس از عزل امیرنظام گروسى از پیشكارى آذربایجان و انتصاب میرزا عبدالرحیم قائم‏مقام تبریزى به جاى وى، امنیت از آذربایجان رخت بربست و شهر تبریز دچار آشوبى بزرگ گردید و غالب خانه‏هاى مردم به تاراج رفت و قائم‏مقام گذشته از اینكه نتوانست آشوب را فروبنشاند، خانه‏اش نیز مورد تاراج و غارت واقع شد. ولیعهد، عین‏الدوله را مامور امنیت تبریز نمود. او با قاطعیت كامل آرامش را به شهر تبریز برگردانید و مسببین را مجازاتى سنگین داد و قائم‏مقام چون ناتوانى خود را دید، از پیشكارى آذربایجان استعفا داد و عملا عین‏الدوله امور را در دست گرفت. سرانجام در اثر اصرار مظفرالدین میرزا، شاه در اوایل 1313 با پیشكارى و وزارت آذربایجان عین‏الدوله موافقت كرد. هنوز چند ماهى از وزارت عین‏الدوله سپرى نشده بود كه شاه به قتل رسید. عین‏الدوله یك هفته پس از قتل ناصرالدین شاه، وسایل تاجگذارى موقت مظفرالدین‏شاه را در تبریز فراهم كرد و با شكوه و جلال فراوان ولیعهد چهل‏وچهار ساله را بر اریكه‏ى سلطنت جاى داد. اردوى شاه جدید پس از تاجگذارى موقت در تبریز عازم تهران شد و با نظم و نسقى كه عین‏الدوله داده بود، پس از چهل روز وارد تهران شد. سلطان عبدالمجید میرزا انتظار داشت همان كارى كه ناصرالدین‏شاه با میرزا تقى‏خان پیشكار و وزیر خود انجام داد، شاه جدید نیز درباره‏ى او اعمال كند و صدارت را به وى واگذار نماید ولى خواسته‏ى او جامه‏ى عمل نپوشید، بلكه سیاست امین‏السلطان صدراعظم در شاه موثر افتاد و تبعیدا به حكومت مازنداران منصوب شد. عین‏الدوله براى امتثال شاه، این ماموریت را موقتا پذیرفت و به سارى رفت ولى بیش از دو ماهى در آنجا نماند. به تهران آمد و از شاه اجازه‏ى مسافرت به عتبات را گرفت و به آنجا رفت و متجاوز از یك سال در نجف و كربلا معتكف بود.

منبع:

zaronline.mihanblog.com

ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : عین‏ الدوله، عبدالمجید، زندگی نامه، تاریخ،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

شیخ فضل اله نوری

زندگینامه

زندگی ساده و بی آلایشی دارند. زهد و بی میلی به دنیا از ویژگیهای آنهاست. وقت خویش را صرف تعلیم و تعلم احکام و معارف دین و رفع احتیاجات مسلمانان می کنند.

سرگذشت قیام و مبارزه این عالمان مجاهد در کشور ما همواره زینت بخش صفحات تاریخ و روشنگر راه آیندگان است، نام عالمان و روحانیان مجاهدی چون آیت الله کاشانی، سید حسن مدرس، میرزا محمد تقی شیرازی، میرزا کوچک خان جنگلی و نواب صفوی همواره بر تارک تاریخ این مرز و بوم می درخشد و در کنار اینان فتوای عالمان بزرگی چون آیت الله حاج ملا علی کنی، برای لغو امتیاز رویتر و آیت الله سید علی طباطبایی ، شیخ محمد نجفی، ملا احمد نراقی و آیت الله مجاهد برای جهاد با روسیه متجاوز حافظ منافع و استقلال ایران اسلامی بوده است.

یکی از این چهره های مظلوم روحانیت شیعه مردم علم و عمل و فقاهت و قیام حضرت آیت الله شهید حاج « شیخ فضل الله نوری» است که در این راه با مقاومت اعجاب انگیز و مرگ آگاهانه خویش فصل زرینی بر تاریخ مقاومت و ظلم ستیزی تشیع افزوده است. اما مظلومیت شیخ فضل الله پس از شهادتش هم ادامه داشت.

شیخ فضل الله به یقین عالم ترین، هوشیارترین و  مقاوم ترین چهره مبارزات مشروطه بوده است، زیرا دوست و دشمن به اعلم بودن او در بین فقهای هم طرازش گواهی داده اند و  انحراف حکومت مشروطه پس از پیروزی ظاهری، هوشیاری و نبوغ سیاسی او را تایید    می کند و شهادت مظلومانه اش، مقاومت، قاطعیت و سازش ناپذیری اش را در دفاع از آرمانهای اسلام و تشیع تفسیر می کند.

یاد این شهید بزرگوار را در این یادنامه به همه پویندگان راهش متذکر می شویم.

 

منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : شیخ فضل اله نوری، تاریخ، تنباکو،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

قاجار نام دودمانی است که از ۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ بر ایران فرمان راند.قاجارها قبیله‌ای از ترکمان‌های منطقه استرآباد بودند.ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان می‌رساندند که از سرداران چنگیز بود. نام این قبیله ریشه در عبارت آقاجر به معنای جنگجوی جنگل دارد. پس از حمله مغول به ایران و میانرودان،قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام کوچیدند.هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و سرانجام آنها را به خانقاه صفوی در آذرآبادگان بخشید. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.

در زمان آقا محمد خان قاجار این طایفه به دو قبیله اشاقه باش و یوخاری باش (به معنای ساکن ناحیه بالا - رودخانه- و ساکن ناحیه پایین - رودخانه) تقسیم شده بود و آقا محمد خان موفق گردید این دو قبیله را با هم متحد کرده و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد. برای آگاهی بیشتر به زندگی نامه آغا محمدخان قاجار نگاه کنید.

بنا بر بعضی منابع تاریخی مادربزرگ آقا محمد خان بیوه شاه سلطان حسین صفوی بود که در هنگام حمله محمود افغان به اصفهان از وی باردار بود و بدلیل علاقه زیاد شاه سلطان حسین به وی، برای جلوگیری از اسارت او بدست افغانها، توسط سران قزلباش فراری داده شد و بعد از قتل شاه سلطان حسین به زوجیت پدر بزرگ آقا محمد خان درآمد. بنا به این روایت پدر آقا محمد خان، محمد حسن خان قاجار، در اصل فرزند شاه سلطان حسین صفوی بوده‌است و به همین دلیل ارتباط نزدیک و پایداری بین بازماندگان سلسله صفوی و شاهان دوره قاجاریه وجود داشته‌است.

ایران در زمان این سلسله با دنیای غرب آَشنا گردید. اولین کارخانه‌های تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعدا به سالن تعذیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن(از جمله دارلفنون که به همت امیر کبیر تأسیس گردید)، و اعزام اولین گروه‌ها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخه‌های طب و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت.

بازسازی ارتش ایران با روش مشق و تجهیز آنها به سلاحهای مدرن اروپایی نیز از زمان فتحعلی شاه قاجار - در قرار داد نظامی اش با ناپلیون امپراتور فرانسه - آغاز شد.

در زمان این سلسه و بعد کشمکش بسیار بین شاهان قاجار و آزادی خواهان، سرانجام ایران دارای مجلس (پارلمان) شد و بخشی از قدرت شاه به مجلس واگذار گردید.

در زمان این سلسله حکومتهای معتدد استانی بر مناطق مختلف سرزمین ایران با جنگ یا مصالحه از میان رفتند و جای خود را به سیستمی فدرالی با تبعیت از دولت مرکزی دادند و «کشور» ایران دوباره زیر یک پرچم شکل گرفت. رنگها و ترتیب آنها در پرچم کنونی ایران از زمان این سلسله بیادگار مانده‌است.

این سلسله سرانجام با کودتای نظامی رضاخان (رضا شاه) در سال ۱۹۲۱ قدرت را از دست داد بدون خونریزی قدرت را به حاکم جدید سپرد. رضا شاه پس از به سلطنت رسیدن بسیاری از وزرا و سفرای دولت قاجاریه را که غالبا از وابستگان خاندان قاجار بودند به استخدام درآورد که این ارتباط حرفه‌ای تا پایان سلطنت محمد رضا شاه (فرزند رضا شاه) نیز ادامه یافت.

شاهان قاجار

آغا محمدخان قاجار   فتحعلی شاه     محمد شاه       ناصرالدین شاه  محمدعلی شاه    مظفرالدین شاه

احمد شاه

تبار و اطلاعات شخصی آغا محمد خان

آغامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار و او نیز فرزند فتحعلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوزخان بود. مازندران و بارفروش (بابل امروزی) مرکز حکمرانی محمدحسن خان بود و فتحعلی خان حاکم گرگان و در استرآباد حکومت می‌کرد. اینان شیعه مذهب بودند. ندرقلی خان پس از کشتن فتح علی خان رقیب سرسخت خویش در خواجه ربیع طوس و با سعی و تلاش خویش به مقام شاهنشاهی رسید.

ریشه‌های قدرت‌یابی دودمان قاجار

قدرت یافتن دودمان قاجار به عهد صفوی و شاه عباس کبیر برمی‌گردد؛ ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمک‌های بزرگی که به دربار صفوی می‌نمودند، قدرت بیشتری یافتند و سپس دسته‌ای از آنان در غرب استرآباد و در دشت گرگان سکنی گزیدند. نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاری‌باش‌ا که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و اختلاف میان طوایف قاجار نگران ناآرامی‌های داخلی نگردد و اشاقه‌باش‌ها زیر نظر حکومت ایشان گردند.

منبع:



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : سلسله، قاجار، پادشاه، تاریخ،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

ستارخان و باقرخان

ستارخان

ستارخان از سرداران جنبش مشروطه‌ خواهی ایران و ملقب به سردار ملی است. در مقاومت تبریز وی جانفشانی‌های بسیاری کرد.

ستار قره‌داغی سومین پسر حاج حسن قره داغی در سال ۱۲۸۵ق (۱۸۶۸ میلادی) به دنیا آمد. او از اهالی قره‌داغ آذربایجان بود که در مقابل قشون عظیم محمد علی شاه پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی و تعطیلی آن که برای طرد و دستگیر کردن مشروطه خواهان تبریز به آذربایجان گسیل شده بود ایستادگی کرد و بنای مقاومت گذارد. وی مردم را بر ضد اردوی دولتی فرا خواند و خود رهبری آن را بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدین و باقرخان سالار ملی مدت یک سال در برابر قوای دولتی ایستادگی کرد و نگذاشت شهر تبریز به دست طرفداران محمد علی شاه بیفتد. اختلاف او با شاهان قاجار و اعتراض به ظلم و ستم آنان به زمان کودکی اش بر می‌گشت. او و دو برادر بزرگترش اسماعیل و غفار از کودکی علاقه وافری به تیراندازی و اسب سواری داشتند اما اسماعیل فرزند ارشد خانواده در این امر پیشی گرفته بود و شب و روزش به اسب سواری، تیراندازی و نشست و برخاست با خوانین و بزرگان سپری می‌شد. سرانجام او در پی اعتراض به حاکم وقت دستگیر و محکوم به اعدام شد. این امر کینه‌ای در دل ستار ایجاد کرد و نسبت به ظلم درباریان و حکام قاجاری خشمگین شد.

ستار در جوانی به جرگه لوطیان (جوانمردان، اهل فتوت) محله امیرخیز تبریز درآمد و در همین باب در حالی که به دفاع از حقوق طبقات زحمتکش بر می‌خاست با مأمورین محمدعلی شاه درافتاد و به ناچار از شهر گریخت و مدتی به راهزنی مشغول شد اما از ثروتمندان می‌گرفت و به فقرا می‌داد. سپس با میانجیگری پاره‌ای از بزرگان به شهر آمد و چون در جوانی به درستی و امانتداری در تبریز شهرت داشت به همین دلیل مالکان حفاظت از املاک خود را به او می‌سپردند. او هیچ گاه درس نخواند و سواد خواندن و نوشتن نداشت اما هوش آمیخته به شجاعتش و مهارت در فنون جنگی و اعتقادات مذهبی و وطن دوستی اش او را در صف فرهیختگان عصر قرار می‌داد.

او در مدت یازده ماه از ۲۰ جمادی الاول ۱۳۲۶ق تا هشتم ربیع الثانی ۱۳۲۷ق رهبری مجاهدین تبریز و ارامنه و قفقازی‌ها را بر عهده داشت و مقاومت شدید و طاقت فرسای اهالی تبریز در مقابل سی و پنج الی چهل هزار نفر قشون دولتی با راهنمایی و رهبری او انجام گرفت به طوری که شهرت او به خارج از مرزهای کشور رسید و در غالب جراید اروپایی و امریکایی هر روز نام او با خط درشت ذکر می‌شد و درباره مقاومت‌های سرسختانه وی مطالبی انتشار می‌یافت.

 

در اواخر کار محاصره تبریز قوای روسیه با موافقت دولت انگلیس به سوی تبریز آمد و راه جلفا را باز کرد. قوای دولتی با دیدن قوای روس به تهران بازگشت و محاصره تبریز پایان گرفت اما ستارخان حاضر به اطاعت از دولت روس نشد و در اواخر جمادی الثانی ۱۳۲۷ق (اواخر ماه مه ۱۹۰۹م) به ناچار با همراهانش به قنسول خانه عثمانی در تبریز پناهنده شد. در منابع ذکر شده ‌است که ستارخان به کنسول روس (پاختیانوف) که می‌خواست بیرقی از کنسول خانه خود به سر در خانه ستارخان زند و او را در زینهار دولت روس قرار دهد گفت: «ژنرال کنسول، من می‌خواهم که هفت دولت به زیر بیرق دولت ایران بیایند. من زیر بیرق بیگانه نمی‌روم


منبع:

zaronline.mihanblog.com

ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : ستارخان، باقرخان، زندگی نامه، تاریخ،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

ستار خان

 

در بین مردانی که برای دفاع از مشروطیت و حقوق ملت دست به شمشیر برده و آنرا پس از استبداد صغیر دو مرتبه بازگردانیدند، ستارخان سردار ملی مقام اول را دارد؛ بحق او قهرمان مشروطیت ایران است. ستارخان پیش از مشروطیت از لوطیان تبریز بود. لوطیان تبریز از قدیم طبقه خاصی را تشکیل میدادند و اخلاق و عادات بخصوصی داشتند. با حکومت و مأمورین دولت همیشه مخالفت می نمودند؛ چنانکه در عصر شاه طهماسب صفوی عده ای از آنان در عصیان طغیان نمودند و به مجازات رسیدند. پس از بروز اختلاف بین متشرعه و شیخیه، لوطی ها نیز دو دسته شدند و به مخالفت همدیگر برخاستند. اعمال و رفتار آنان مورد توجه طبقات مردم بود. محمدامین خیابانی دیوانی به زبان ترکی درباره وقایع لوطی های تبریز سروده که در عهد نادرمیرزا مؤلف "تاریخ تبریز" با وصف چند دفعه چاپ کمیاب بوده است. ستارخان از لوطیان بومی نبود، بلکه اصل او از قراجه داغ و از ایل محمدخانلو بود. خود به شیخیه اعتقاد داشت و روزگاری در اطراف شهر به سر می برد. پنهانی به مشهد رفته و برگشته بود.

ستارخان پس از اعلام مشروطیت به شهر آمد و به اسب فروشی اشتغال ورزید و سپس جزو مجاهدین مسلح گردید. پس از بمباردمان مجلس، دعوت انجمن ایالتی آذربایجان را که خود را به دنیا جانشین مجلس بمباردمان شده معرفی می کرد، قبول کرد. در محله امیرخیز با قوای دولتی جنگ نمود. با وصف شکست مجاهدین و سست شدن آنها، وی استقامت به خرج داد و تسلیم نشد و محله امیرخیز را به تصرف قشون دولتی نداد. وقتی بر ایران گذشته است که مشروطیت فقط در محله امیرخیز تبریز وجود داشت و همه جای ایران در دست پادشاه مستبد بود.

ژنرال قونسول روس به وی بیرق روسیه داده و تضمین می کرد که اگر تسلیم شود از تعرض محمدعلی شاه مصون باشد، اما او قبول نکرد. آنقدر مقاومت کرد تا مجاهدین محلات دیگر به جنبش آمدند و قوای دولت را عقب راندند. این مقاومت به محمدعلی شاه معلوم ساخت که بلوای تبریز امری جدی است و ممکن است کار آن بلوا بالاتر گیرد و کار به جاهای باریکتر بکشد. این بود که عین الدوله را به محاصره تبریز فرستاد و از عشایر و خوانین نفر و اسلحه خواست. ستارخان بدواً اردوی ماکو را منهزم نمود و بعداً عین الدوله را عقب نشاند و بر تبریز مسلط شد. پس از آن، به زور از مردم اعانه خواست و مرتکب بعضی اشتباهات شد و مردم را ناراضی نمود. (موضوع اعانه جمع کردن ستارخان مربوط می شود به خبردار شدن انجمن تبریز از بمباردمان مجلس و احتمال کودتا بر علیه مشروطیت نوپا. نخستین اقدام انجمن پس از اطلاع بر این موضوع، پس از ارسال تلگرافها به سایر شهرها، در صدد اعزام نیروی مسلح به تهران درآمد. به دنبال این تصمیم دفتر اعانه ای برای تأمین هزینه این اردوکشی دایر گردید.)


منبع:

zaronline.mihanblog.com

ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : ستارخان، تاریخ، زندگی نامه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

رویدادهای 12 بهمن 1357

1 - حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشكر از آنها خداحافظی كردند.

2- امام خمینی پس از اقامه نماز در كف هواپیما، روی دو پتو با آرامش خوابیدند. این در حالی بود كه همه علاقمندان، دوستداران و نزدیكان ایشان، نگران انجام این پرواز بودند. خطر انهدام هواپیما و یا ربودن آن در آسمان چیزی بود كه همه را تا لحظه فرود آن در فوردگاه تهران، نگران ساخته بود.

3- با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فریاد «الله اكبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. مستقبلین با خواندن سرود «خمینی ای امام»، اشك‌های مشتاقان را بر گونه‌هایشان جاری كردند.

4- حضرت امام طی بیاناتی در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر می‌كنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است كه نمی‌توانم جبران كنم. ایشان ضمن اشاره به اینكه طرد شاه از كشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت كلمه و ادامه مبارزه تا قطع كامل ریشه‌های فساد ترغیب كردند. ایشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند.

5- حضرت امام در اولین سخنرانی خود در میان انبوه مستقبلین مشتاق در بهشت زهرا، گفتند: من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده‌اند می‌افتد، سنگینی‌ای در دوشم پیدا می‌شود كه نمی‌توانم تاب بیاورم. محمدرضا پهلوی فرار كرد و همه چیز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد و قبرستان‌های ما را آباد. ایشان اضافه كردند: من دولت تعیین می‌کنم، من توی دهن دولت می‌زنم ... من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌كنم. من به ارتش یك نصیحت می‌كنم و یك تشكر ..... [ما] می‌خواهیم ارتش مستقل باشد. آقای ارتشبد شما نمی‌خواهید؟ آقای سرلشكر شما نمی‌خواهید مستقل باشید؟ و اما تشكر می‌كنم از قشرهایی كه متصل شدند به ملت.

6- با وجود سرمای زمستان، دیشب هزاران مشتاق زیارت حضرت امام، در مسیر حركت ایشان خوابیدند.

7- شهرهای كشور در شادی ورود امام، غرق نور و گل و فریاد بود.

8- از هنگام هجرت حضرت امام از نجف اشرف به پاریس، تراكم سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و پیام‌های ایشان در این مدت كوتاه یعنی (118 روز اقامت در نوفل لوشاتو) ، قابل توجیه و تأمل است. به طور یكه ایشان در برخی از روزها به سؤالات چندین رسانه خبری و تبلیغاتی پاسخ داده‌اند. مثلا در تاریخ نوزدهم دی سال جاری، ایشان در ده مصاحبه جداگانه شركت كردند و كثرت مصاحبه‌ها، حكایت از علاقه خبرنگاران و اشتیاق امام برای رساندن پیام خود به دنیاست. آمار این مجموعه عظیم از این قرار است:

سخنرانی‌ها 59 عدد

مصاحبه‌ها 108 عدد

پیام‌ها 36 عدد

نامه‌ها و تلگراف‌ها و فرمان‌ها 6 عدد

جمع 209 عدد

9- در حالی كه مراسم ورود حضرت امام به طور مستقیم از تلویزیون پخش می‌شد، نظامیان با یورش به این سازمان از ادامه پخش آن ممانعت كردند.

10- عده‌ای از مردم با قطع جریان پخش مستقیم ورود حضرت امام از تلویزیون به علت هجوم مأمورین نظامی، از عصبانیت تلویزیون‌های خود را به خیابان پرت كردند.

11- امام خمینی در شب اول اقامت خود در مدرسه رفاه، طی سخنانی با اعضای كمیته استقبال، بر لزوم حفظ وحدت تأكید نمودند.

12- روحانیون متحصن در دانشگاه، با انتشار آخرین اعلامیه خود، به تحصن پایان دادند.

13- در پی درخواست مجدد بختیار برای ملاقات با حضرت امام خمینی، ایشان گفتند: ملاقات با بختیار را در صورت استعفای وی می‌پذیرم.

14- شاپور بختیار در آستانه ورود امام خمینی پیامی انتشار داد. وی در پیام خود مردم را نسبت به ادامه اعتراضات و تظاهرات، خصوصا در روز ورود حضرت امام، تهدید كرد.

15- دانشجویان ایرانی در مقابل سفارت ایران در آمریكا تظاهرات كردند.

16- آمریكا مقداری از دستگاه‌های الکترونیكی محرمانه خود را از ایران خارج كرد.

نیروی هوایی سیستم‌های محرمانه جنگنده‌های اف چهارده را مخفی كرد. گفتنی است كه یكی از وظایف هایزر در ایران، انجام همین مأموریت بوده است.

17- بانك‌های سوئیس گفتند كه پول‌های ایران را پس نمی‌دهند.

18- مطبوعات و یونایتد پرس: قراردادهای خرید اسلحه ایران از انگلیس لغو شد. مقامات لندن گفتند به علت لغو این خریدها، انگلیس معادل چهار میلیارد دلار بابت عدم فروش و بیكار شدن بیست هزار نفر، زیان خواهد دید.

19- در لیبی به حمایت از انقلاب اسلامی مردم مسلمان ایران، یك راهپیمایی ترتیب یافت.

رویدادهای 13 بهمن1357

1- امام خمینی در جمع روحانیون بیانات مبسوطی را ایراد كردند. ایشان در قسمتی از این بیانات فرمودند: رژیم سلطنتی از اول خلاف عقل بود ... هر ملتی باید خودش سرنوشت خودش را تعیین كند.

2- رادیو مسكو: دانشجویان ایرانی مقیم آمریكا علیه مداخله آمریكائی‌ها در امور داخلی ایران، در برابر كاخ سفید تظاهرات كردند.

رویدادهای 14 بهمن1357

1- حضرت امام طی یك مصاحبه مطبوعاتی در مدرسه رفاه اعلام كردند: شورای انقلاب حكومت موقت تعیین خواهد شد و حكومت موقت، موظف خواهد بود كه مقدمات رفراندم را تهیه كند. همچنین قانون اساسی كه تدوین شد، به آراء عمومی گذاشته می‌شود. ایشان دولت بختیار را غیرقانونی اعلام كردند و گفتند: كاری نكنید كه مردم را به جهاد دعوت كنم.

 

2- دانشجویان ایرانی با حمله به سفارتخانه‌های ایران در آمریكا، لبنان و استرالیا، نسبت به رژیم سلطنتی ایران ابراز انزجار كردند.

3- چهل تن دیگر از نمایندگان مجلس از مقام خود استعفا دادند.

رویدادهای 15 بهمن1357

1- حضرت امام خمینی طی یك سخنرانی جوانان را به ادامه تظاهرات و اعتصابات فرا خواندند.

2- وزرای خارجه آمریكا و انگلیس طی دیدار دیوید اوئن از آمریكا، در مورد اوضاع ایران به گفتگو نشستند. بغداد نیز با اعزام هیأتی به عربستان، به بررسی اوضاع ایران و منطقه پرداخت.

3- ژنرال هایزر، فرستاده ویژه آمریكا به ایران، با اتمام مأموریت حساس خود و مذاكرات مكرر با مقامات ایرانی، عازم آمریكا شد. سخنگوی وزرات خارجه آمریكا گفت: هایزر سعی كرد تا نظامیان ایران از بختیار حمایت كنند. وی به این علت ایران را ترك كرد كه اقامت وی به احساسات ضد آمریكایی در ایران دامن می‌زد.

4- همافران نیروی هوایی در بهبهان به عنوان طرفداری از امام خمینی، دست به راهپیمایی زدند.

5- آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر با ارسال نامه‌ای از عراق برای حضرت امام، از مبارزات ملت ایران حمایت كرد.

6- به مناسبت ورود حضرت امام به ایران، از سوی آیت‌الله مرعشی نجفی تلگرامی برای ایشان ارسال شد.

تذكر: برژنف از سیزدهم تا هفدهم ژانویه 1979، مطابق با بیست و سوم دی ماه 1357، در بلغارستان بسر می‌برده است.

7- شهردار تهران در حضور حضرت امام استعفا كرد. امام سپس وی را مجددا به عنوان شهردار منصوب كردند. جواد شهرستانی از سوی دولت بختیار ممنوع‌الخروج شد.

8- گروهی از نمایندگان مستعفی مجلس شورا با حضرت امام دیدار كردند.

رویدادهای 16 بهمن1357

1- انتخاب بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت، رسما اعلام شد. حكم و فرمان نخست وزیری كه با اتفاق آراء شورای انقلاب و تصویب امام خمینی صادر شده بود، توسط حجت‌الاسلام والمسلمین رفسنجانی در حضور حضرت امام و آقای بازرگان قرائت شد.

2- آسوشیتد پرس: با توجه به اینكه شانس موفقیت بختیار روز به روز كمتر می‌شود، سخنگوی وزارت خارجه آمریكا به ابراز حمایت ملایم از بختیار بسنده كرد.

3- رییس سازمان سیا اعراف كرد كه در رابطه با پیش بینی مسائل ایران، این سازمان ناكام بوده است. وی گفت: چیزی كه ما پیش بینی نمی‌كردیم، این بود كه یک مرد هفتاد و هشت ساله كه مدت چهارده سال در تبعید بود، این نیروها را به هم پیوند زند.

4- كیسینجر گفت: بیم آن می‌رود كه انقلاب اسلامی به سایر كشورها سرایت كند و گناه این حركت، متوجه هدف توخالی حقوق بشر است.

5- آیت‌الله گلپایگانی بازگشت حضرت امام به میهن را به ایشان تبریك گفت.

614- چند وزارتخانه، از جمله وزارت آموزش و پرورش، امور اقتصاد و دارائی، بهداری و دادگستری، توسط نیروهای ارتش اشغال شد.

7- بیست و دو نماینده دیگر مجلس شورا، استعفا دادند.

8- در تظاهرت مردم آغاجاری، عده‌ای به شهادت رسیدند.

9- هشت هزار یهودی از ایران به اسرائیل رفتند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : دهه فجر، انقلاب، تاریخ،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390

هخامنشیان

 از 558 تا 330 ق.م سلسله قدرتمند هخامنشیان بر پهنه وسیعی از جهان حکومت می کرد. محدوده جغرافیایی این سلسله در دوران اوج شکوه در زمان داریوش بزرگ از شمال تا مناطق جنوب سیبری ، از جنوب تا خلیج فارس و دریای عمان ، از غرب تا مناطق اروپای مرکزی و شمال آفریقا و از جنوب تا جلگه سند بود.

پادشاهان هخامنشی :

           کوروش{دوم} کبیر                                            558-530 ق. م

           کمبوجیه دوم                                                   530-522 ق. م

           گئومات/بردیا                                                     522 ق. م

           داریوش یکم                                                   522-486 ق. م

           خشایارشا یکم                                                 486-465 ق. م

           اردشیر یکم                                                    465-424 ق. م

           خشایارشا دوم/سسین دیانوس                                 424-423 ق. م

           داریوش دوم                                                   423-404 ق. م

           اردشیر دوم                                                    404-359 ق. م

           اردشیر سوم                                                    359-338 ق. م

           آرسس                                                          338-336 ق. م

           داریوش سوم                                                   336-330 ق. م

 


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : تاریخ، هخامنشیان، داریوش،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی