تبلیغات
تحقیق دانش آموزی - مطالب ابر دینی
تحقیق دانش آموزی
مسئله‌‏ى علم و تولید علم و شكوفا كردن استعدادها در داخل، یك امر جدى و حیاتى است. (مقام معظم رهبری)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

در بحار الانوار روایاتى نقل شده است كه تعداد پیامبران را 124 هزار نفر ذكر كرده است . شمارى از این روایات عبارت است از:
1 . حضرت رسول مى‏فرماید: «خداوند 124 هزار پیامبر آفریده و من گرامى‏ترین آنان نزد خداوند هستم . . . و 124 هزار وصى آفریده كه على (ع) گرامى‏ترین آن‏ها نزد خداوند و بهترین ایشان است .»
2 . امام زین العابدین (ع) فرمود: «هر كس دوست دارد 124 هزار پیامبر با او مصافحه كنند، امام حسین (ع) رادر نیمه شعبان زیارت كند; چرا كه ارواح پیامبران از خداوند براى زیارت حضرتش اذن مى‏گیرند و به آنان اجازه داده مى‏شود و پنج نفر از ایشان اولوالعزم هستند» .
3 . ابوذر (ره) از پیامبر خدا (ص) سؤال كرد: پیامبران چند نفرند؟ حضرت رسول (ص) فرمود: «124 هزار پیامبر . . . .»
4 . شیخ صدوق (ره) در كتاب اعتقادات مى‏فرماید: «عقیده ما (شیعه امامیه) در تعداد انبیا این است كه آنان 124 هزار نفرند و هر كدامشان وصى‏اى دارند .»
مرحوم علامه طباطبائى در تفسیر «المیزان‏» ، بعد از ذكر روایت ابوذر (ره) در تعداد انبیا، مى‏فرماید: «قسمت اول این حدیث كه مشتمل بر تعداد پیامبران است، از مشهورات است كه شیعه و سنى در كتبشان نقل كرده‏اند . صدوق در «خصال‏» و «امالى‏» از حضرت رضا (ع) از پیامبر خدا (ص) و از زید بن على از اجدادش از امیرالمؤمنین (ع) و ابن قولویه در «كامل الزیارة‏» و سید در «اقبال‏» از امام سجاد (ع) و در «بصایر الدرجات‏» از امام‏باقر (ع) روایت كرده‏اند .
از سوى دیگر انس بن مالك از پیامبر خدا (ص) چنین روایت كرده است كه: «من به دنبال هشتاد هزار پیامبر مبعوث شده‏ام كه چهار هزار نفر آنان از بنى اسرائیل بودند» . برخى این روایت را چنان توجیه كرده‏اند كه روایت در صدد حصر تعداد پیامبران نیست و تنها بزرگان انبیا را ذكر فرموده است .
بنابراین، منشا شهرت چنین تعدادى روایات یاد شده است . در منابع موجود نام تعداد بسیار اندكى از پیامبران به چشم مى‏خورد . شمارى از علل این مساله عبارت است از:
1 . اكثر انبیا شریعت مستقل نداشتند و به شریعت پیامبر دیگر دعوت مى‏كردند; مثل حضرت لوط در زمان حضرت ابراهیم . این پیامبران خودشان به طور مستقیم از خداوند وحى دریافت مى‏كردند; ولى از سوى وى مامور به شریعت پیامبر دیگرى بودند .
2 . بسیارى از انبیا معروف نبودند و براساس روایات، بر یك شهر یا روستا و یا یك خانواده مبعوث شدند .
اسامى پیامبرانى كه در قرآن آمده است، عبارتند از: آدم، نوح، ادریس، هود، صالح، ابراهیم، لوط، اسماعیل، یسع، ذوالكفل، الیاس، یونس، اسحاق، یعقوب، یوسف، شعیب، موسى، هارون، داوود، سلیمان، ایوب، زكریا، یحیى، اسماعیل صادق‏الوعد، عیسى و محمد (ص). افزون بر این، در قرآن گاه به نام‏هایى برمى‏خوریم كه پیامبریشان محل بحث است; مانند ذى‏القرنین، عمران پدر مریم و عزیر .
برخى آیات نیز اوصاف پیامبرى را ذكر كرده و نامش را نیاورده‏اند; مثل آیات 243 و 246 بقره كه به ترتیب در مورد حزقیل و اشموئیل است‏یا آیه 259 بقره كه در مورد ارمیا یا عزیر مى‏باشد . همچنین آیه 65 كه در مورد خضر است; اگر چه پیامبرى جناب خضر محل بحث است .
در روایات نیز نام برخى انبیا آمده است: همچون اشعیا; حیقوق یا حبقوق، دانیال، جرجیس و حنظله و خالد .
حكمت اعطاى معجزه اقتضا مى‏كند كه به همه پیامبران معجزه اعطا شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : 124 هزار، پیامبر، 124000، دینی، پیغمبر،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 16 دی 1392

ماه محرم

محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.

شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است.

محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.

حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم:

غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا - تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام.

همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

عروج حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.

یک جرعه آفتاب

پیامبر اکرم(ص)

«مرگ حسین(ع) آتشی در دل مؤمنان انداخته است که هرگز سرد نخواهد شد».

امام حسن(ع)

«آنچه به من می‌رسد، زهری است که با دسیسه به کامم ریخته می‌شود، ولی ای اباعبدالله! هیچ روزی مانند روز [مصیبت] تو نیست».

امام رضا(ع)

«بر چون حسین(ع)، باید که گریندگان بگریند؛ زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را می‌زداید. چون ماه محرم می‌رسید، کسی پدرم را خندان نمی‌دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آنکه ده روز می‌گذشت. روز دهم، روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می‌فرمود: این روزی است که حسین(ع) در آن کشته شد».

«هرکه در روز عاشورا کسب و کار خود را فرو گذارد، خداوند حاجت‌های دنیا و آخرت او را برآورده می‌سازد».

امام صادق(ع)

«روز شهادت حسین(ع)، سوگ‌ناک‌ترین روزهاست».

امام صادق(ع) در پاسخ به این پرسش که چرا روز عاشورا سوگ‌ناک‌ترین روز نامیده شده است، نه روز رحلت پیامبر و حضرت فاطمه3 و روزشهادت حضرت علی(ع) و امام حسن(ع)، فرمود: «به این دلیل روز شهادت حسین(ع)، سوگ‌ناک‌ترین روزهاست که اصحاب کسا؛ این گرامی‌ترین آفریدگان نزد خدای تعالى، پنج نفر بودند... پس چون حسین(ع) کشته شد، دیگر کسی از اهل کساء باقی نماند که پس از او مایه تسلی خاطر مردم باشد. بنابراین، رفتن حسین(ع)، به منزله رفتن همه آنهاست، چنان‌که باقی بودن آن حضرت مثل این بود که همه اهل کسا زنده هستند».

عظمت و حرمت محرم

محرم، نام نخستین ماه از ماه‌های دوازده‌گانه قمری است. علت نام‌گذاری این ماه به محرم آن بود که در زمان جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می‌دانستند و روز اول محرم را اول سال قمری قرار می‌دادند.

بنی‌امیه در سال 61 هجرى، با ریختن خون سیدالشهدا و خاندان و یارانش در این ماه و پدید آوردن حادثه کربلا، احترام ماه حرام را نگه نداشتند. از آنجا که ماه محرم یادآور حادثه کربلا و عاشوراست، فرا رسیدن آن دل‌ها را اندوهناک می‌کند. پیروان و شیفتگان امام حسین(ع) نیز از اول محرم همه جا را سیاه‌پوش می‌کنند و به یاد آن امام شهید، به عزاداری می‌پردازند.

محرم همچون عاشورا، رمز احیای خاطره حماسه‌های کربلاست. در فرهنگ شیعه، نام محرم با عاشورا، کربلا و امام حسین(ع) آمیخته شده است و با یکدیگر پیوند دارند و گویی محرم جز حسین و کربلا هیچ ندارد. امام حسین(ع) با شهادت، به قرب الهی رسید و این کار بزرگ، چون تابلویی زیبا، برای همیشه در برابر چشمان انسان قرار دارد.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : محرم، ماه، دینی، عزادار،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 خرداد 1390

فدک

«فدك‏»،سرزمین آباد و حاصل‏خیزى بود كه در نزدیكى‏«خیبر»قرار داشت.و فاصله آن با مدینه،در حدود 140 كیلومتر بود،كه پس از دژهاى خیبر،نقطه اتكاء یهودیان حجاز به شمار مى‏رفت، سپاه اسلام،پس از آنكه یهودیان را در«خیبر»و«وادى القرى‏»و«تیما»درهم شكست،و خلائى را كه در شمال مدینه احساس مى‏شد،با نیروى نظامى اسلام پرنمود،براى پایان دادن به قدرتهاى یهودى در این سرزمین-كه براى اسلام و مسلمانان كانون خطر و تحریك بر ضد اسلام به شمار مى‏رفتند-سفیرى به نام‏«محیط‏»پیش سران فدك فرستادند.«یوشع بن نون‏»كه ریاست منطقه را بر عهده داشت،صلح و تسلیم را بر نبرد ترجیح داد،و تعهد كرد كه نیمى از حاصل را هر سال در اختیار پیامبر اسلام بگذارد و از این پس،زیر لواى اسلام زندگى كند.همچنین،بر ضد مسلمانان دست‏به توطئه نزند،و حكومت اسلام در برابر این مبلغ امنیت منطقه آنها را تامین نماید.

سرزمینهائى كه در اسلام به وسیله جنگ و قدرت نظامى گرفته مى‏شود، متعلق به عموم مسلمانان است،و اداره آن به دست فرمانرواى اسلام مى‏باشد،ولى سرزمینى كه بدون هجوم نظامى و اعزام نیرو به دست مسلمانان مى‏افتد،مربوط به شخص پیامبر و امام پس از وى مى‏باشد،و اختیار این نوع سرزمینها با او است.مى‏تواند آن را ببخشد،مى‏تواند اجاره دهد.یكى از آن موارد اینست كه از این املاك و اموال، نیازمندیهاى مشروع نزدیكان خود را به شكل آبرومندى برطرف سازد.  روى این اساس پیامبر«فدك‏»را به دختر گرامى خود حضرت زهرا«ع‏»بخشید.منظور از بخشیدن این ملك-چنانكه قرائن گواهى مى‏دهد-دو چیز بود:

منبع:

zaronline.mihanblog.com





ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : فدک، فاطمه، دینی، محمد،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 خرداد 1390

شیعه  و سنی

شیعه

كیفیت پیدایش شیعه

آغاز پیدایش شیعه را كه براى اولین بار به شیعه على (اولین پیشوا ازپیشوایان اهل بیت ) معروف شدند همان زمان حیات پیغمبر اكرم باید دانست و جریان ظهور و پیشرفت دعوت اسلامى در بیست و سه سال زمان بعثت موجبات زیادى در برداشت كه طبعا پیدایش چنین جمعیتى را در میان یاران پیغمبر اكرم (ص) ایجاب میكرد. پیغمبر اكرم در اولین روزهاى بعثت كه به نص قرآن مأموریت یافت كه خویشان نزدیكتر خود را بدین خود دعوت كند صریحاً به ایشان فرمود كه هر یك از شما به اجابت من سبقت گیرد وزیر و جانشین و وصى من است. على (علیه السلام) پیش از همه مبادرت نموده اسلام را پذیرفت و پیغمبر اكرم ایمان او را پذیرفت و وعده هاى خود را تقبل نمود و عادتاً محال است كه رهبر نهضتى در اولین روز نهضت و قیام خود یكى از یاران نهضت را به سمت وزیرى و جانشینى به بیگانگان معرفى كند ولى به یاران و دوستان سرتا پا فداكار خود نشناساند یا تنها او را باامتیاز وزیرى و جانشینى بشناسد و بشناساند ولى در تمام دوره زندگى و دعوت خود , او را از وظائف وزیرى معزول و احترام مقام جانشینى او را نادیده گرفته و هیچگونه فرقى میان او و دیگران نگذارد. پیغمبر اكرم (ص) به موجب چندین روایت مستفیض و متواتركه سنى و شیعه روایت كرده اند تصریح فرموده كه على (علیه السلام) در قول و فعل خود , از خطا و معصیت مصون است هر سخنى كه گوید و هر كارى كه كند با دعوت دینى مطابقت كامل دارد و داناترین مردم است به معارف و شرایع اسلام. على علیه السلام خدمات گرانبهائى انجام داده و فداكاریهاى شگفت انگیزى كرده بود مانند خوابیدن در بستر پیغمبر اكرم در شب هجرت و فتوحاتى كه در جنگهاى بدرو احد و خندق و خیبر به دست وى صورت گرفته بود كه اگر پاى وى در یكى از این وقایع در میان نبود اسلام و اسلامیان به دست دشمنان حق ریشه كن شده بودند. جریان غدیر خم كه پیغمبر اكرم (ص) در آنجا على (ع) را به ولایت عامه مردم نصب و معرفى كرده و او را مانند خود متولى قرار داده بود بدیهى است این چندین امتیازات و فضائل اختصاصى دیگر كه مورد اتفاق همگان بود و علاقه مفرطى كه پیغمبر اكرم به على (ع) داشت طبعاً عده اى از یاران پیغمبر اكرم را كه شیفتگان فضیلت و حقیقت بودند بر این وامیداشت كه على (ع) را دوست داشته به دورش گرد آیند و از وى پیروى كنند چنانكه عده اى را بر حسد و كینه آن حضرت وامیداشت. گذشته از همه اینها نام (شیعه على) و (شیعه اهل بیت) در سخنان پیغمبر اكرم (ص) بسیار دیده میشود.

سنی

مذهب سُنّی بزرگ‌ترین مذهب دین اسلام است که بیشترین پیروان را در میان مسلمانان دارد به طوری که حدود ۹۰٪ مسلمانان جهان پیرو اهل سنت هستند. اهل سنت و جماعت بر این باورند که محمد، پیامبر اسلام، پس از خود جانشینی تعین ننمود و بعد از فوت محمد مسلمانان آن زمان بر اساس شورا و انتخاب چهار تن را به عنوان خلیفه ی مسلمین انتخاب نموده اند. ابتدا در سقیفه بنی ساعده، ابوبکر را که از صحابه (یاران)و نزدیکان محمد بود و در میان مسلمانان محبوبیت و اعتبار زیادی داشتند برای خلافت بعد از محمد بر جامعه نوبنیاد مسلمانان انتخاب کردند. این چهار تن که به خلفای راشدین معروفند به ترتیب عبارت‌اند از: ابوبکر / عمر / عثمان / علی اهل سنت علاوه بر آن احترام خاصی را به اهل بیت پیامبر(بویژه امامان اهل تشیع) قائلند. برخی از سنیان، حسن پسر علی را نیز خلیفه می‌دانند و بر این باورند که دارای دوران خلافت بسیار کوتاهی بوده‌است اما دیگران معتقدند که بعد از علی، دوران خلافت اسلامی بر مسلمانان برای همیشه تمام شده و بعد از آن را سلطنت می‌دانند. هرچند که تمامی اولاد محمد نزد سنیان، محترم شمرده می‌شوند. سنیان، قرآن را کتابی محفوظ می‌دانند و مدعی پیروی از قرآن و سنت حضرت محمد هستند. اما اصطلاح «اهل سنت» در تقسیم بندی‌های مذهبی قرن دوم هجری شکل گرفت. در آن دوران گروهی خود را «اهل سنت» نامیدند و گروهی دیگر که عمدتاً معتزلی بودند، خود را «اهل توحید» نامیدند. ««مجموعه احادیثی که در دوران بنی عباس گرد آمد، «سنت» و عقایدی که پیرامون آنها شکل گرفت، «عقاید السنة» نامیده شد و معتقدان به آن را «اهل سنت» می نامند؛ بنابراین اصطلاح اهل سنت از حدود سال ۱۵۰ه.ق. به بعد در جامعه اسلامی رواج پیدا کرد.»» مذهب سنی از لحاظ علوم فقهی به چندین فرقه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی و اهل حدیث تقسیم می‌گردد. هر چند که اختلافات آنان بسیار جزئی است و اغلب پیروان یکی از آنان می‌تواند در شرایط زمانی و یا مکانی خاص از فرقه دیگری تقلید کند.

منبع:

zaronline.mihanblog.com






نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : شیعه، سنی، دینی، مذهب،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 خرداد 1390

حجاب

مقدمه

حجاب وپوشش برای بانوان ـ بویژه حجاب برتر ـ وتوجه به تحریم عفاف وحراست آن درزن از اصیل ترین سنگرزنان واز مهمترین وسودمند ترین قانون الزامی آفرینش برای آنها درجامعه است ، به عبارت روشنتر ،حجاب وپوشش ،سنگر سعادت وپیروزی ورستگاری زنان وجامعه است،که اگراین سنگر آسیب ببیند ویافرو ریزد ،عوامل سعادت ،پاکزیستی وشرافت آنها فرو می ریزد.

لزوم پوشیدگی زن دربرابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است،درخود قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است ،پوشیدن زن ازمرد بیگانه یکی ازمظاهر لزوم حریم میان مردان وزنان اجنبی است ،همانطورکه عدم جوازخلوت میان اجنبی واجنبیه یکی از مظاهر آن است.

با کمال تأسف دینای غرب ودنباله روهای آنان این مسئله بسیار مهم اسلامی واخلاقی را نادیده گرفته ،بلکه به عکس با کمال گستاخی برضد آن ،گام بر می دارند وآنرا عامل تخدیر ورکود وواپس گرایی دانسته،تا آنجا که دردانشگاههای خود ،دختران دارای پوشش را اخراج می کنند، با اینکه : حجاب ؛سنگر حفظ عفت ومعرف شخصیت زن وجامعه ،سنگر حفظ زیبایی وشکوه زن ،سنگرحفظ صحیح ارتباطها ورشته های اجتماعی ،سنگر حفظ اخلاق فردی واجتماعی ،سنگر ودژ خلل ناپذیر،برای حفظ مرزها وشیرازه های روابط مختلف  بوده وکیان خانه وخانواده را از هرگونه انحراف وگمراهی ،حفظ می کند.

براستی درچه دنیای جاهلیتی قرار گرفته ایم که دنیای غرب والگو تراشان غربزده ،حتی در کشورهای اسلامی شکستن چنین سنگر و دژی را علامت ترقی ،رشد وتمدن می دانند ،وبه عکس حجاب وحفظ حریم عفاف را نشانه عقب گرد و واپس گرایی.

دزدان عفت وغارتگران استعمار،برای فریب اذهان ،و وسیله قرار دادن زنان به عنوان یک کالا ،می خواهند زنان را که نیمی از جامعه انسانی هستند از همین راه ،از درون تهی کنند،وبا این کار به تهاجم فرهنگی خود ادامه دهند،آنها چنین القاء می کنند که:

حجاب ؛سدی بر سرراه تکامل آنهاست.

حجاب؛زنان را در زندان زندگی حبس کرده وآنها را ا ز تعالی  و رشد باز می  دارد.

حجاب ؛از توسعه علمی،فکری ،فرهنگی ،هنری زنان می کاهدو...

درحالیکه حجاب اسلامی ،آنگونه پیامدهای شوم راندارد،بلکه وسیله وسنگر محکمی برا ی استواری زندگی بانوان بوده وپشتوانه نیرومندی  برای آنها درراستای توسعه علمی ،فکری ،فرهنگی و هنری است.

ای خواهرانم حجاب تیغ شما ست                   تیغ خود رااز کف نیندازید.

ونیز شرف زن به یمن عصمت اوست              این شرف را از تن نرنجانید

و این را بدانید که:

هر شاخه ای که از باغ برون آرد سر                      در میوه آن طمع کند راهگذر


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : حجاب، دینی، زنان، قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 خرداد 1390

 

ارکان نماز

ارکان نماز عبارتند از: نیت، تکبیرة الاحرام، قیام، رکوع و سجده که شرح هر یک بدین کیفیت می باشد.

نیت

نیت آن است که انسان، نماز را به قصد قربت - یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم - به جا آورد و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند یا مثلا به زبان بگوید: «چهار رکعت نماز ظهر می خوانم قربة الی الله».

تکبیرة الاحرام

پس از گفتن اذان و اقامه، با داشتن نیت و گفتن «الله اکبر» نماز شروع می شود و چون به واسطه گفتن این تکبیر، چیزهایی مانند خوردن و آشامیدن و خنده کردن و پشت به قبله نمودن حرام می شود، این تکبیر را «تکبیرة الاحرام» می گویند. و مستحب است در موقع گفتن تکبیر، دست ها را بالا ببریم و با این عمل، بزرگی خدا را در نظر آورده و غیر او را کوچک شمرده و پشت سر بیندازیم.

قیام

قیام در حال تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع، رکن است ولی قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع، رکن نیست. بنابراین اگر کسی رکوع را فراموش کند و پیش از رسیدن به سجده یادش بیاید باید بایستد، بعد به رکوع رود و چنانچه به طور خمیدگی به حال رکوع برگردد، چون قیام متصل به رکوع را انجام نداده، نمازش باطل است.

 

 

 

رکوع

بعد از خواندن قرائت، باید به قدری خم شود که دست ها به زانو برسد و این عمل را رکوع می گویند. در رکوع یک مرتبه «سبحان ربی العظیم و بحمده» یا سه مرتبه « سبحان الله» باید گفت. پس از رکوع باید کاملا بایستد، بعد به سجده رود.

سجده

سجده یعنی پیشانی و دست ها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد و یک مرتبه «سبحان ربی الاعلی و بحمده» یا سه مرتبه «سبحان الله» بگوید. بعد می نشیند و دو مرتبه به سجده رفته، ذکر سابق را تکرار می نماید. محلی که پیشانی را بر آن می گذارد باید زمین یا چیزی باشد که از زمین می روید و بر چیزهای خوراکی و پوشاکی و معدنی سجده جایز نیست.

تشهد و سلام

اگر نماز، دو رکعتی است پس از انجام دو سجده برخاسته و حمد و سوره را می خواند و قنوت را انجام داده و پس از رکوع و دو سجده، تشهد را می خواند و نماز را سلام می دهد. و اگر نماز سه رکعتی است پس از تشهد برمی خیزد و حمد تنها را خوانده یا سه مرتبه می گوید: «سبحان اله والحمدالله ولااله الاالله والله اکبر» و بعد رکوع و دو سجده و تشهد و سلام را انجام می دهد. و چنانچه نماز، چهار رکعتی است رکعت چهارم را مثل رکعت سوم انجام داده و بعد از تشهد، نماز را سلام می دهد.

منبع:

zaronline.mihanblog.com






نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : ارکان، نماز، دینی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

شهید باکری

تولد و كودكی

در سال 1333 ه.ش در شهرستان میاندوآب در یك خانواده مذهبی و باایمان متولد شد. در دوران كودكی، مادرش را كه بانویی باایمان بود از دست داد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ارومیه به پایان رسانید و در دوره دبیرستان (همزمان با شهادت برادرش علی باكری به دست دژخیمان ساواك) وارد جریانات سیاسی شد.

فعالیتهای سیاسی مذهبی

پس از اخذ دیپلم با وجود آنكه از شهادت برادرش بسیار متاثر و متالم بود، به دانشگاه راه یافت و در رشته مهندسی مكانیك مشغول تحصیل شد. از ابتدای ورود به دانشگاه تبریز یكی از افراد مبارز این دانشگاه بود. او برادرش حمید را نیز به همراه خود به این شهر آورد. شهید باكری در طول فعالیتهای سیاسی خود (طبق اسناد محرمانه بدست آمده) از طرف سازمان امنیت آذربایجان شرقی (ساواك) تحت كنترل و مراقبت بود.

پس از مدتی حمید را برای برقراری ارتباط با سایر مبارزان، به خارج از كشور فرستاد تا در ارسال سلاح گرم برای مبارزین داخل كشور فعال شود. شهید مهدی باكری در دوره سربازی با تبعیت از اعلامیه حضرت امام خمینی(ره) در حالی كه در تهران افسر وظیفه بود از پادگان فرار و به صورت مخفیانه زندگی كرد و فعالیتهای گوناگونی را در جهت پیروزی انقلاب اسلامی نیز انجام داد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی

بعد از پیروزی انقلاب و به دنبال تشكیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت این نهاد در آمد و در سازماندهی و استحكام سپاه ارومیه نقش فعالی را ایفا كرد. پس از آن بنا به ضرورت، دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. همزمان با خدمت در سپاه، به مدت 9 ماه با عنوان شهردار ارومیه نیز خدمات ارزنده‌ای را از خود به یادگار گذاشت. ازدواج شهید مهدی باكری مصادف با شروع جنگ تحمیلی بود. مهریه همسرش اسلحه كلت او بود. دو روز بعد از عقد به جبهه رفت و پس از دو ماه به شهر برگشت و بنا به مصالح منطقه، با مسئولیت جهاد سازندگی استان، خدمات ارزنده‌ای برای مردم انجام داد.

شهید باكری در مدت مسئولیتش به عنوان فرمانده عملیات سپاه ارومیه تلاشهای گسترده‌ای را در برقراری امنیت و پاكسازی منطقه از لوث وجود وابستگاه و مزدوران شرق و غرب انجام داد و به‌رغم فعالیتهای شبانه‌روزی در مسئولیتهای مختلف، پس از شروع جنگ تحمیلی، تكلیف خویش را در جهاد با كفار بعثی و متجاوزین به میهن اسلامی دید و راهی جبهه‌ها شد.

نقش شهید باکری در دفاع مقدس

جلسه تصمیم گیری برای عملیات؛ اسامی فرماندهان: محسن رضایی، بشر دوست، شهید مهدی باکری، رحیم صفوی، حسین علائی، ناشناخته. شهید باكری با استعداد و دلسوزی فراوان خود توانست در عملیات فتح‌المبین با عنوان معاون تیپ نجف اشرف در كسب پیروزیها موثر باشد. در این عملیات یكی از گردانها در محاصره قرار گرفته بود، كه ایشان به همراه تعدادی نیرو، با شجاعت و تدبیر بی‌نظیر آنان را از محاصره بیرون آورد. در همین عملیات در منطقه رقابیه از ناحیه چشم مجروح شد و به فاصله كمتر از یك ماه در عملیات بیت‌المقدس (با همان عنوان) شركت كرد و شاهد پیروزی لشكریان اسلام بر متجاوزین بعثی بود.در مرحله دوم عملیات بیت‌المقدس از ناحیه كمر زخمی شد و با وجود جراحتهایی كه داشت در مرحله سوم عملیات، به قرارگاه فرماندهی رفت تا برادران بسیجی را از پشت بی‌سیم هدایت كند.

در عملیات رمضان با سمت فرماندهی تیپ عاشورا به نبرد بی‌امان در داخل خاك عراق پرداخت و این بار نیز مجروح شد، اما با هر نوبت مجروحیت، وی مصممتر از پیش در جبهه‌ها حضور می‌یافت و بدون احساس خستگی برای تجهیز، سازماندهی،‌ هدایت نیروها و طراحی عملیات، شبانه‌روز تلاش می‌كرد. در عملیات مسلم بن عقیل با فرماندهی او بر لشكر عاشورا و ایثار رزمندگان سلحشور، بخش عظیمی از خاك گلگون ایران اسلامی و چند منطقه استراتژیك آزاد شد.

 

شهید باكری در عملیات والفجرمقدماتی و والفجر یك، دو، سه و چهار با عنوان فرمانده لشكر عاشورا، به همراه بسیجیان غیور و فداكار، در انجام تكلیف و نبرد با متجاوزین، آمادگی و ایثار همه‌جانبه‌ای را از خود نشان داد.

در عملیات خیبر زمانی كه برادرش حمید، به درجه رفیع شهات نایل آمد، با وجود علاقه خاصی كه به او داشت، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت: شهادت حمید یكی از الطاف الهی است كه شامل حال خانواده ما شده است. و در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش نوشت: من به وصیت و آرزوی حمید كه باز كردن راه كربلا می‌باشد همچنان در جبهه‌ها می‌مانم و به خواست و راه شهید ادامه می‌دهم تا اسلام پیروز شود.تلاش فراوان در میادین نبرد و شرایط حساس جبهه‌ها، را از حضور در تشییع پیكر پاك برادر و همرزمش كه سالها در كنار بود بازداشت. برادری كه در روزهای سراسر خطر قبل از انقلاب، در مبارزات سیاسی و در جبهه‌ها، پا به پای مهدی، جانفشانی كرد.

نقش شهید باكری و لشكر عاشورا در حماسه قهرمانانه خیبر و تصرف جزایر مجنون و مقاومتی كه آنان در دفاع پاتكهای توانفرسای دشمن از خود نشان دادند بر كسی پوشیده نیست.در مرحله آماده‌سازی مقدمات عملیات بدر، اگرچه روزها به كندی می‌گذشت اما مهدی با جدیت، همه نیروها را برای نبردی مردانه و عارفانه تهییج و ترغیب كرد و چونان مرشدی كامل و عارفی واصل، آنچه را كه مجاهدان راه خدا و دلباختگان شهادت باید بدانند و در مرحله نبرد بكار بندند، با نیروهایش درمیان گذاشت.

نحوه شهادت

بعد از شهادت برادرش حمید و برخی از یارانش، روح در كالبد ناآرامش قرار نداشت و معلوم بود كه به زودی به جمع آنان خواهد پیوست. پانزده روز قبل از عملیات بدر به مشهد مقدس مشرف شد و با تضرع از آقاعلی‌بن موسی‌الرضا(ع) خواسته بود كه خداوند توفیق شهدت را نصیبش نماید. سپس خدمت حضرت امام خمینی(ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رسید و با گریه و اصرار و التماس درخواست كرد كه برای شهادتش دعا كنند.

این فرمانده دلاور در عملیات بدر در تاریخ 25/11/63، به خاطر شرایط حساس عملیات، طبق معمول، به خطرناكترین صحنه‌های كارزار وارد شد و در حالی كه رزمندگان لشكر را در شرق دجله از نزدیك هدایت می كرد، تلاش می‌نمود تا مواضع تصرف شده را در مقابل پاتكهای دشمن تثبیت نماید، كه در نبردی دلیرانه، براثر اصابت تیر مستقیم مزدوران عراقی، ندای حق را لبیك گفت و به لقای معشوق نایل گردید.

هنگامی كه پیكر مطهرش را از طریق آبهای هورالعظیم انتقال می‌دادند، قایق حامل پیكر وی، مورد هدف آرپی‌جی دشمن قرار گرفت و قطره ناب وجودش به دریا پیوست.

او با حبی عمیق به اهل عصمت و طهارت(ع) و عشقی آتشین به اباعبدالله‌الحسین(ع) و كوله‌باری از تقوی و یك عمر مجاهدت فی سبیل‌الله، از همرزمانش سبقت گرفت و به دیار دوست شتافت و در جنات عدن الهی به نعمات بیكران و غیرقابل احصاء دست یافت. شهید باكری در مقابل نعمات الهی خود را شرمنده می‌دانست و تنها به لطف و كرم عمیم خداوند تبارك و تعالی امیدوار بود. در وصیتنامه‌اش اشاره كرده است كه: چه كنم كه تهیدستم، خدایا قبولم كن.

شهید محلاتی از بین تمام خصلتهای والای شهید به معرف او اشاره می‌كند و در مراسم شهادت ایشان، راز و نیاز عاشقانه وی را با معبود بیان می‌كند و از زبان شهید می گوید:

خدایا تو چقدر دوست‌داشتنی و پرستیدنی هستی، هیهات كه نفهمیدم. خون باید می‌شدی و در رگهایم جریان می‌یافتی تا همه سلولهایم هم یارب یارب می‌گفت.

این بیان عارفانه بیانگر روح بلند و سرشار از خلوص آن شهید والامقام است كه تنها در سایه خودسازی و سیر و سلوك معنوی به آن دست یافته بود.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 





نوع مطلب : دفاعی، دینی، 
برچسب ها : زندگی نامه، شهید، باکری، دینی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

زندگی نامه شهید زین الدین

 

نام بلند مهدی زین‌الدین در سال1338 در انبوه زمینیان درخشید و هسبی آسمانیش در خاک تجلی یافت . او در خانواده‌ای مذهبی در شهر تهران متولد شد . از همان کودکی بدون معلم قرآن را فرا گرفت . در پنج سالگی به علت ظلم و تاریکی و فساد و فحشایی که در دوران طاغوت حاکم بود، خانواده‌اش را واداشت که هجرت از تهران به خرم‌آباد را برگزینند و مهدی را در یک کودکستان ملی که متعلق به یک فرد مذهبی بود ثبت نام نمایند .

شش‌ساله بود که در مدرسه‌ای خصوصی تحصیل را آغازکرد و تا کلاس پنجم به خاطرهوش بالای خود ،همیشه شاگرد اول یا دوم بود. به همین سبب توانسب کلاس پنجم و ششم را به صورت جهشی طی کرده وبه کلاس هفتم برود. فعالیت‌های سیاسی‌اش از زمانی آغاز گشت که حضرت آیت‌الله مدنی به خرم‌آباد تشریف آوردند. او در تمامی جلسات و سخنرانیها در خدمت ایشان بود ودر محضر این روحانی مبارز،نحوه سیاست و مبارزه را‌ آموخت . زمانیکه حزب رستاخیز به اجبار عضو می‌گرفت ،تنها کسی که در مدرسه قاطعانه گفت )) من عضو نمی‌شوم))مهدی بود و این امر باعث اخراج ایشان از مدرسه شد ، اما او با تغییر رشته از ریاضی به تجربی علی‌رغم تنگناها و فشارهای سیاسی همچنان به ادامه تحصیل پرداخت .

بعد از اخذ دیپلم با توجه به این که پدرش، در فعالیتهای سیاسی حضوری فعال داشت از سوی ساواک دستگیر و تبعید شد و این در حالی بود که او در کنکور رتبه چهارم دانشگاه شیراز را کسب کرده و درآستانه تحولی قرار گرفت که می‌توانست زندگی مادی‌اش را تغییر دهد،اما او انصراف خود را اعلام کرد، چرا که اگر به دانشگاه می‌رفت ،کتاب فروشی پدر که سنگر مبارزه علیه رژیم طاغوت بود خالی می‌ماند، سنگری که محل تبادل و نشر اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی امام(ره)و سایر پیشگامان انقلاب بود.

او همچنانکه در سنگر پدر به فعالیتهای مبارزاتی خود ادامه می‌داد ،از سوی دانشگاه فرانسه ،برای ادامه تحصیل پذیرفته شد. چون در همین دوران با اوج انقلاب مواجه بود،تردیدن در رفتن و ماندن در دلش راه پیدا کرد.اما از آن جا که خداوند،مردان خویش را بسیار می‌آزماید تا آنان که تکلیف را در رضای او می‌بینند، راه او را بر گزینند مهدی بار دیگر ماندن را برگزید. انقلاب که پیروز شد با تشکیل جهاد سازندگی و سپاه پاسداران به عضویت این دو در آمد و با شروع غائلهکردستان به آن جا عزیمت کرد. پس از غائله کردستان با آغاز جنگ تحمیلی وارد صحنه های نبرد حق علیه باطل و دفاع از کشور اسلامی مان شد. مهدی زین‌الدین در شهر سو سنگرد مسئولیت اطلاعات عملیات قرارگاه نصر را عهده دار شد.موفقیت های جاویدان در عملیات ه های فتحالمبین و بیت المقدس ،... قبلاز هر چیز مرهون شناسایی دقیق و برخورداری از اطلاعات کافی و نقش ابتکاری و کلیدی این شهید بزرگوار است. نبوغ نظامی ،و توان جسمی وروحی بسیار بالای او نقطه عطفی بر انتخاب ایشان در سن 23 سالگی به عنوان فرمانده لشکر 17 علی بن ابیطالب بود. مهدی در عملیات رمضان و عملیات محرم به عنوان فرمانده ،از نخستین لحظه های شناسایی تا واپسین لحظه های فتح،حضوری مستقیم و موثر داشت.

خط جهاد و شهادت همچنان ادامه داشت ،والفجرها یکی پس از دیگری میآمدند و در این میادین مهدی بود که بی وقفه لشکر علی بن‌ابیطالب را مالک‌وار در مسیر عزت و افتخار فرماندهی می‌کرد . درآستانه عملیات والفجر 4 و به هنگام توجیه فرماندهان گردانها،پس از اینکه مشکلات و خطرات عملیات را شرح می‌دهد کلامی پرشور دارد:

((آن چیز‌یکه در توان جمهوری اسلامی و در توان ماست، ما روی آن سرمایه گذاری کرده ایم ، بقیه آن را توکل می‌کنیم بر خدا . از ویژگیهای رزمندگان اسلام یعنی ویژگی‌هایی که ما از اول جنگ به کار بردهایم توکل بر خدا بوده است . ما این امکانات را داریم . تکلیف ما هم جنگ است.بیشتر از این هم نمی‌توانیم کاری انجام بدهیم . بقیه اش را بر خداوند توکل کرده‌ایم همه موفقیتمان را در اتکا به خداوند می‌بینیم و ما باید امتحانمان را به حول و قوه الهی خوب پس بدهیم ...انشاءالله ...))

از سوسنگرد تا فتح‌المبین ، از بیت‌المقدس تا رمضان ،از محرم تا والفجر ، چون کوهی استوار ایستاد و خم بر ابرو نیاورد. پیروزی عجیب و حماسه‌ای تصرف جزایر مجنون در شرایطی بدست آمد که رژیم عراق و حامیانش با تبلیغات فراران توانایی‌های نظامی و عملیاتی جمهوری اسلامی ایران را برای ادامه نبرد به زیر سئوال برده بود و بر این نکته تاکید می‌کرد که امکان موفقیت و پیروزی درعملیات نظامی برای ایران وجود ندارد. اما نهایتا در عملیات خیبربه کارگیری شیوه‌های کاملا ابتکاری فرمانده لشکر علی‌بن‌ابیطالب و رشادتهای دلیرانه رزمندگان اسلام ، موجب آزادسازی جزیره مجنون گشت. به طوریکه دشمن مایوس و شکست خورده این فرمانده جوان را((خیبر شکن)) نامید.

و سرانجام در آبان 1363 در حالی که به همراه برادرش آقا مجید (مسئول اطلاعات عملیات تیپ 2 لشکر علی‌بن‌ابیطالب ) برای شناسایی منطقه عملیاتی از باختران به سمت سردشت در حال حرکت بودند . با اصابت آرپی جی به ماشینی که داخل آن بودند ، در دل جاده‌ای که آخرین ایستگاه پرواز این خسته دلان بود در رکاب امام عشق به شهادت رسیدند.


منبع:

zaronline.mihanblog.com






نوع مطلب : دینی، دفاعی، 
برچسب ها : زندگی نامه، شهید، زین الدین، دینی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

خاطراتی از شهید همت

 

خاطره ۱

هر وقت با او از ازدواج صحبت می‌كردیم لبخند می‌زد و می‌گفت‌: "من همسری می‌خواهم كه تا پشت كوههای لبنان با من باشد چون بعد از جنگ تازه نوبت آزادسازی قدس است‌." فكر می‌كردیم شوخی می‌كند اما آینده ثابت كرد كه او واقعا چنین می‌خواست‌. در دیماه سال هزار و سیصد و شصت ابراهیم ازدواج كرد‌. همسر او شیرزنی بود از تبار زینبیان‌. زندگی ساده و پر مشقت آنان تنها دو سال و دو ماه به طول انجامید از زبان این بانوی استوار شنیدم كه می‌گفت‌:

 

عشق در دانه است و من غواص و دریا میكده سر فرو بردم در اینجا تا كجا سر بر كنم

عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطف دوست تنگ چشمم گر نظر در چشمه كوثر كنم

بعد از جاری شدن خطبه عقد به مزار شهدای شهر رفتیم و زیارتی كردیم و بعد راهی سفر شدیم‌. مدتی در پاوه زندگی كردیم و بعد هم بدلیل احساس نیاز به نیروهای رزمنده به جبهه‌های جنوب رفتیم من در دزفول ساكن شدم‌. پس از مدت زیادی گشتن اطاقی برای سكونت پیدا كردیم كه محل نگهداری مرغ و جوجه بود‌. تمیز كردن اطاق مدت زیادی طول كشید و بسیار سخت انجام شد‌. فرش و موكت نداشتیم كف اطاق را با دو پتوی سربازی پوشاندم و ملحفه سفیدی را دو لایه كردم و به پشت پنجره آویختم‌. به بازار رفتم و یك قوری با دو استكان و دو بشقاب و دو كاسه خریدم. تازه پس از گذشت یك ماه سر و سامان می‌گرفتیم اما مشكل عقربها حل نمی‌شد‌. حدود بیست و پنج عقرب در خانه كشتم‌. بدلیل مشغله زیاد حاج ابراهیم اغلب نیمه‌های شب به خانه می‌آمد و سپیده‌دم از خانه خارج می‌شد‌. شاید در این دو سال ما یك ۲۴ ساعت بطور كامل در كنار هم نبودیم‌. این زندگی ساده كه تمام داراییش در صندوق عقب یك ماشین جای می‌گرفت همین قدر كوتاه بود‌.

منبع:

zaronline.mihanblog.com





ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، دفاعی، 
برچسب ها : خاطرات، شهید، همت، دینی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

شهید علی صیاد شیرازی ، در نگاه نزدیکان

همسر شهید :

شهادت آرزوی همسرم بود ، همه وجود او صرف خدمت به انقلاب و کشور شد و با وجود ساعت های متمادی کار شبانه روزی هرگز از کار زیاد خم به ابرو نیاورد .

شهید صیادشیرازی فردی بسیار صبور بود و دعایش همیشه این بود که خداوند به او شهادتش را در راهش را نصیب کند و ما خانوادگی در امامزاده صالح آرزوی شهادت کردیم .

او عاشق ولایت بود و به بسیجی ها عشق می ورزید . چرا که خودش را هم یک بسیجی می دانست .

مهدی صیادشیرازی :

تصور می شد که ایشان فقط یک فرد نظامی است اما واقعیت این بود که پدرم صرفاً یک نظامی نبود .آیت الله بهاء الدینی می گفتند : « پدرت یک روحانی بود در لباس نظامی. »

درباره ارتباط پدرم با من باید عرض کنم ایشان من را آزاد می گذاشت ولی از دور مراقبت می کرد. می گفت: بچه ها را نباید حبس کرد. من ۵ ساله که بودم برایم برنامه داشت و با توجه به علاقه ای که خودم نشان می دادم لباس چریکی تنم می کرد و من را به سخنرانی می برد. برایم خیلی ارزش قائل می شد.

با این برنامه ها روحیه شهامت را در وجودم پدید می آورد. من از همان کودکی شاهد بودم که ایشان چقدر شجاع هستند . حتی محافظ هایش را قال می گذاشت. شاید بخاطر این بود که او اولاً از مرگ نمی هراسید. ثانیاً می خواست ساده زیست باشد.

برای همین بود که در روز تشییع جنازه وقتی خودم را روی پای آقا انداختم می خواستم تمام عقده هایم را خالی کنم . چون او را از پدرم بیشتر دوست دارم.
یادم است که در دوران کودکی حتی من را به منطقه نظامی و جبهه ها می برد تا با فرهنگ دفاع مقدس بیشتر آشنا شوم. در جبهه ها هلی کوپترها را که را می دیدم یک سرور و نشاط خاصی در من ایجاد می شد. در جاهایی که شهدا بودند من را می برد و یا به خانه هایی که فرزندان بی سرپرست داشت من را هم می برد. همه اینها بخاطر این بود که من را با محیط اطراف خودم بیشتر آشنا سازد.

آخرین خاطره ای که از ایشان دارم مربوط می شود به شب شهادتش . آن شب حال عجیبی داشت . چون از مسافرت آمده بود ؛ زیارت حرم مطهر امام رضا (ع) و عیادت مادر گرانقدرش در مشهد ، زیارت مشهد شهیدان شلمچه ؛ همه و همه روحیه ای تازه به او بخشیده بود اصلاً انگار آماده بود. فردا شبش که دیگر ایشان شهید شده بود برای من شبی بسیار سخت و مصیبت باری بود. تازه به عظمت او فکر می کردم که در نبودنش چه کنم ؟ برای همین بود که در روز تشییع جنازه وقتی خودم را روی پای آقا انداختم می خواستم تمام عقده هایم را خالی کنم . چون او را از پدرم بیشتر دوست دارم.

دختر شهید :

پدرم در هیچ حال از یاد خدا غافل نبود و قبل از انجام هرکاری وضو می گرفت و می گفت: کارم را در راه خدا انجام می دهم. او هنگام شهادت نیز وضو داشت و با پیکری مطهر به آرزوی خود برای شهادت در راه خدا نایل شد. منافقین درحقیقت وسیله ای شدند تا پدرم به آرزویش برسد.پدرم مرد جنگ و عمل بود و فکر و قلبش در جبهه ها بود و در دوران ۸ سال جنگ هرگز حاضر به ترک جبهه ها نبود.مردم انقلابی و نیروهای مردمی و سپاهی در سراسر کشور با نام پدرم به عنوان رزمنده ای شجاع و ارتشی دلاور آشنا هستند و محبت او در دل همگان جای دارد.

یکی از دلایل بسیار مهم در ارتقای کمالات و رسیدن به درجه ‌ی شهادت درآن شهید بزرگوار، وجود برنامه‌ ریزی ونظم دقیق برای تمامی امور زندگی بود.
داماد شهید : شهید صیاد شیرازی بسیار زیاد برخواندن نماز اول وقت دقت داشت ، بیشتر کارهای ایشان به گونه‌ای تنظیم می‌شد که یا با وقت نماز به پایان می‌رسید، یا پس از خواندن نماز شروع می‌شد. حتی مراسم عروسی بنده نیز با نماز جماعت شروع شد. وجود نظم و برنامه‌ ریزی بسیار دقیق در امور فردی ، اجتماعی ، خانوادگی و عبادی از دیگر ویژگی های آن شهید بود که می‌تواند الگویی برای نسل جوان کشور باشد.

یکی از دلایل بسیار مهم در ارتقای کمالات و رسیدن به درجه‌ی شهادت درآن شهید بزرگوار، وجود برنامه‌ریزی ونظم دقیق برای تمامی امور زندگی بود.

ایشان تنها یک سوم از حقوق ماهیانه‌ ی خود را صرف معیشت زندگی خانوادگی می ‌کرد و دو سوم دیگر آن صرف امور خیریه و صندوق قرض‌الحسنه شخصی ایشان می‌شد ، خانواده وحتی همسر ایشان ، پس از شهادتشان متوجه شدند که میزان واقعی حقوق آن شهید چقدر بوده است، زیرا درایام زندگیش، تنها ثلث حقوق خود را صرف امور خانوادگی می‌کرد. ملاک های شهید صیاد شیرازی برای گزینش داماد خانواده ، ساده‌زیستی وحضوردر جبهه به عنوان بسیجی بود. ملاکهای مادی مدنظر ایشان نبود چون قبلا بزرگواران دیگری با موقعیتهای اجتماعی بهتر یا از فرزندان نزدیکانشان یا مسؤولان دولتی دراین زمینه مطرح شده بودند و من درزمان ازدواجم دانشجو بودم وموقعیت مالی مناسبی نداشتم. آن شهید اگر احیانا مشکل خانوادگی در وابستگان و نزدیکان می‌دید، مستقیما دخالت نمی‌کرد واز طریق نوشته و با واسطه مطالب را گوشزد می‌نمود.

آن شهید علی‌رغم درگیری‌های کاری گوناگون، روز جمعه را به طور کامل در اختیار خانواده بود، ایشان صبح جمعه پس از ورزش والیبال یا فوتبال و صرف صبحانه، شخصا دستشویی، آشپزخانه و راه ‌پله ‌ها را با این که بعضی معتقدند این امور مربوط به خانمها بود می ‌شستند و سپس برای نمازجمعه آماده می‌شدن .

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 



نوع مطلب : دینی، دفاعی، 
برچسب ها : شهید، علی، صیاد شیرازی، دینی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

   آیت الله  کاشانی

سید ابوالقاسم حسینی كاشانی، در سال 1300 هجری قمری، در تهران چشم به جهان گشود، پدرش آیت الله سید مصطفی كاشانی، از علمای مبارز و فعال بود و به همین جهت، به دست انگلیسی‏ها به شهادت رسید.

سید ابوالقاسم در سن شانزده سالگی، همراه با پدرش برای انجام فریضه حج به مكه رفت و سپس عازم نجف اشرف گردید و برای ادامه تحصیل و تكمیل علوم اسلامی در این شهر اقامت كرد.

وی با داشتن استعداد قوی و جدی و پشتكار، به زودی دروس مقدماتی را فرا گرفت و به حوزه‏های درسی استادان بزرگی مانند آیت الله محمد كاظم خراسانی مولف كتاب «كفایة الاصول» و «میرزا حسین خلیلی تهرانی» راه یافت و آنچنان سریع پیشرفت كرد، كه در سن بیست و پنج سالگی به درجه اجتهاد رسید.

آیت الله كاشانی پس از شهادت پدرش، كه از مراجع علمی و دینی نجف اشرف بود، مسئولیت‏های پدرش را كه همانا پیشوائی دینی جامعه بود، بر عهده گرفت.

پس از مدتی وی به ایران آمد و با توجه به دارا بودن روحیه مبارزاتی و ضد استعماری، در مبارزات ملی كردن نفت ایران شركت نمود و در دوره هفتم و هفدهم به نمایندگی مجلس شورای ملی و ریاست مجلس برگزیده شد.

سوابق مبارزاتی آیت الله كاشانی، از انقلاب اسلامی سال 1920 میلادی عراق آغاز گردید. او در جریان انقلاب اسلامی عراق هم در جبهه سیاسی و هم در جبهه نظامی و مبارزات مسلحانه فعالانه شركت كرد، به طوری كه انگلیسی‏ها او را به اعدام محكوم نمودند، كه با آمدن وی به ایران، انگلیسی‏ها موفق به اجرای حكم اعدام او نگردیدند.

آیت الله كاشانی از سال 1320 شمسی، رهبری مبارزات روحانیت را در ایران بر عهده گرفت و در كوبیدن تفكر غلط «جدائی دین ازسیاست» این شعار انگلیس، با تمام نیرو به فعالیت پرداخت و با طرح «اسلام انقلابی و سیاسی» بار دیگر، در برابر سلطه انگلیس قرار گرفت، به طوری كه در آستانه انتخابات دوره چهاردهم، توسط عوامل استعمار انگلیس دستگیر شد و به زندان افتاد. مردم بیدار و آگاه ایران علیرغم زندانی بودن آیت الله كاشانی، او را به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب كردند. وی پس از بیست و هشت ماه زندانی، در شهریور سال 1324 شمسی آزاد شد و مورد استقبال كم نظیر ملت مسلمان ایران قرار گرفت و در برابر سیاست مزورانه نفوذ بیگانگان به مبارزه برخاست و به صورت مانع نیرومند و عظیمی در مقابل دولتهای وابسته به انگلیس در آمد.

آیت الله كاشانی اولین عالم مذهبی بود كه برای نخستین بار، توجه ملت ایران را به حمایت از مسلمانان فلسطین جلب كرد و در تاریخ یازدهم دی ماه سال 1326 شمسی، اعلامیه شدید الحنی صادر نمود و به همه مسلمانان جهان هشدار داد، كه تشكیل دولت صهیونیسم، در آینده به صورت كانون مفاسد و مشكلات بزرگی برای خاورمیانه و حتی برای دنیا در خواهد آمد. با صدور این  اعلامیه، استعمارگران او را به لبنان تبعید كردند، اما وی هرگز سكوت نكرد و با هر وسیله ممكن، پیامهای خود را مبنی بر مبارزه پیگیر با استعمار و استبداد، به گوش مردم می‏رسانید.

منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، تاریخ، 
برچسب ها : آیت الله، کاشانی، دینی، تاریخ،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390


تلاش معاویه براى صلح

جنگ تمام عیار در صفین، به سبب طولانى شدن وفزونى تلفات سپاه شام، معاویه را برآن داشت كه به هر نحو كه ممكن است امام علیه السلام را به صلح وسازش ومتاركه نبرد وبازگشت هر دو سپاه به منطقه اولیه وادار سازد واین كار را از طرقى آغاز كرد كه اهم آنها سه راه بود:

1- مذاكره با اشعث‏بن قیس.

2- مذاكره با قیس بن سعد.

3- نگارش نامه به امام(ع).

اما این نقشه‏ها به جهت قوت روحیه سپاه امام علیه السلام نقش بر آب شد، تا اینكه سرانجام حادثه‏«لیلة الهریر» رخ داد ونزدیك بود سازمان نظامى معاویه به كلى متلاشى شود. اما فریبكارى معاویه وساده لوحى عراقیان وتلاش ستون پنجم شام در داخل سپاه امام علیه السلام جریان را به نفع سپاه شام تغییر داد. اینك تفصیل مذاكرات ملاقاتهاى معاویه:

1- معاویه برادر خود عتبة بن ابى سفیان را كه مرد سخنورى بود به حضور طلبید وبه او ماموریت داد كه با اشعث‏بن قیس كه نفوذ قابل ملاحظه‏اى در سپاه امام داشت ملاقات كند و از او بخواهد كه بر بازماندگان از طرفین ترحم كند.

عتبه خود را به خط مقدم رسانید واز همان جا خود را معرفى كرد واشعث را طلبید تا پیام معاویه را به او برساند. اشعث او را شناخت وگفت:مرد اسرافگرى است كه باید با او ملاقات كند.خلاصه پیام عتبه این بود:اگر بنا بود معاویه با كسى جز على ملاقات كند با تو ملاقات مى‏كرد، چه تو رئیس مردم عراق وبزرگ اهل یمن هستى وداماد عثمان وكارگزار او بودى. حساب تو با مالك وعدى بن حاتم جداست.اشتر قاتل عثمان وعدى جزو محركان این كار است.من نمى‏گویم كه على را ترك كن ومعاویه را یارى رسان، بلكه تو را به حفظ باقیماندگان دعوت مى‏كنم كه در آن صلاح من وتوست.

اشعث در پاسخ وى، هرچند به تكریم وتعظیم امام علیه السلام پرداخت وگفت كه بزرگ عراق ویمن على است، ولى در پایان سخنان خود، همچون یك دیپلمات، پیشنهاد صلح را پذیرفت وگفت: نیاز شما به حفظ باقیماندگان بیش از ما نیست. وقتى عتبه سخنان اشعث را براى معاویه نقل كرد وى گفت:«قد جنح للسلم‏»:گرایش به صلح پیدا كرده است.

2- در حالى كه اصحاب پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم، ازمهاجران وانصار، در گرداگرد امام علیه السلام جمع بودند ازمیان انصار فقط دو نفر به نامهاى نعمان بن بشیر ومسلمة بن مخلد بامعاویه همكارى مى‏كردند. معاویه از نعمان بن بشیر خواست كه با قیس بن سعد، فرمانده شجاع سپاه امام‏علیه السلام، ملاقات كند وبا جلب نظر او مقدمات صلح را فراهم آورد.وى در ملاقات خود با قیس بر آسیبهایى كه بر طرفین وارد شده بود تكیه كرد وگفت:«اخذت الحرب منا و منكم ما رایتم فاتقواالله فی البقیة‏».یعنى: جنگ از ما وشما آنچه را كه مى‏بینى گرفته است. پس در باره باقیماندگان از خدا بترسید(وچاره‏اى بیندیشید).

 

قیس در پاسخ نعمان بر هواداران معاویه وعلى علیه السلام تكیه كرد وگفت:

 

در زمان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ما با صورت وگلوگاه، شمشیر ونیزه‏هاى دشمن را پاسخ مى‏گفتیم تا حق پیروز شد، درحالى كه كافران از این امر ناراحت‏بودند.اى نعمان، اینك كسانى كه معاویه را یارى مى‏كنند جز یك مشت افراد آزاد شده وبیابانیها ویمنیهاى فریب خورده نیستند. على را بنگر كه اطراف او را مهاجران وانصار وتابعان، كه خدا از آنان راضى شده است، فرا گرفته‏اند ولى در اطراف معاویه جز تو ودوست تو (مسلمة بن مخلد) كسى نیست، وهیچیك از شما، نه بدرى هستید، نه احدى ونه سوابقى در اسلام دارید ونه آیه‏اى در باره‏شما نازل شده است. اگر در این مورد بر خلاف ما حركت مى‏كنى قبلا نیز پدر تو به چنین كارى دست زد.

 

3- غرض از این ملاقاتها زمینه سازى براى صلح وسازش بود، ولى مقصود معاویه را فراهم نساخت.ازاین جهت، ناچار شد كه نامه‏اى به امام علیه السلام بنویسد ودر آن مطلبى را درخواست كند كه در روز نخست‏یاغیگرى خود درخواست كرده بود، یعنى واگذارى حكومت‏شام به او، بدون اینكه بیعت واطاعتى بر گردن او باشد. وآن گاه افزود:ما همگى فرزندان عبد مناف هستیم وهیچیك از ما بر دیگرى برترى ندارد، مگر آن كس كه عزیزى را خوار وآزادى را بنده نسازد.

امام علیه السلام دبیر خود ابن ابى رافع را طلبید وبه او دستور داد كه پاسخ نامه او را به نحوى كه املاء مى‏كند بنویسد.متن نامه آن حضرت در نهج البلاغه، تحت‏شماره 17 آمده است.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : نامع، معاویه، امام، علی، نهج البلاغه، دینی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390

حضرت معصومه (س)

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

 

منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : حضرت، معصومه، زندگی نامه، دینی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

مقدمه :

امام علی ‌بن موسی‌الرضا علیه‌السلام هشتمین امام شیعیان از سلاله پاك رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مكرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت ورهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی كه سختی‌ها و رنج بسیاری رابر امام رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ایشان رادرسن 55 سالگی به شهادت رساند.دراین نوشته به طور خلاصه, بعضی ازابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می نماییم.

نام ،لقب و كنیه امام :

نام مبارك ایشان علی و كنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمدتقی علیه‌السلام امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند :" خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده اند و همینطور ( به خاطر خلق و خوی نیكوی امام ) هم دوستان و نزدیكان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند".

پدر و مادر امام :

پدر بزرگوار ایشان امام موسی كاظم (علیه السلام ) پیشوای هفتم شیعیان بودند كه در سال 183 ه.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادرگرامیشان " نجمه " نام داشت.

تولد امام :

حضرت رضا (علیه السلام ) در یازدهم ذیقعده‌الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است كه :" هنگامی‌كه به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌كردم و وقتی به خواب می‌رفتم, صدای تسبیح و تمجید حق تعالی وذکر " لااله‌الاالله " رااز شكم خود می‌شنیدم, اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی رسید. هنگامی‌كه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند كرد و لبانش را تكان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت"

زندگی امام در مدینه :

حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساكن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاك رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می پرداختنند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می نگریستند.تا قبل ازاین سفر با اینکه امام بیشترسالهای عمرش را درمدینه گذرانده بود, اما درسراسرمملکت اسلامی پِیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

امام در گفتگویی كه با مامون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می فرمایند:" همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی كه من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود واگرازکوچه های شهر مدینه عبورمی کردم, عزیرتراز من كسی نبود . مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می آوردند و كسی نبود كه بتوانم نیاز او ر ا برآورده سازم, مگر اینكه این كار را انجام می دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى نگریستند ".


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : زندگینامه، امام، علی، موسی الرضا، رضا، دینی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390

زندگینامه  حضرت محمد (ص)

نام: محمد بن عبد الله در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود

.كنیه:

 ابوالقاسم و ابوابراهیم.القاب: رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه‏ و...

 .منصب: آخرین پیامبر الهى، بنیان‏گذار حكومت اسلامى و نخستین معصوم در دین مبین اسلام


منبع:

zaronline.mihanblog.com


 

ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : زندگینامه، حضرت، محمد، دینی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی