تحقیق دانش آموزی
مسئله‌‏ى علم و تولید علم و شكوفا كردن استعدادها در داخل، یك امر جدى و حیاتى است. (مقام معظم رهبری)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

زندگی‌نامه مجاهد شهید آیت‌الله سید محمد رضا سعیدی قسمت اول

سید محمد رضا سعیدی در دوم اردیبهشت 1308 شمسی در منطقه نوغان مشهد به دنیا آمد . دروس ابتدائی را نزد پدر به خوبی آموخت. هنوز نوجوانی بیش نبود كه لباس روحانیت را بر تن كرد،آن هم زمانی كه رضاخان قدرت را در دست داشت و می‌خواست با كشیدن چادر از سر زنان و عبا از دوش روحانیت كند و ایران را به دروازه‌ی تمدن جدید برساند .

سید تحصیلات خود را در حوزه‌ی مشهد نزد اساتیدی چون:ادیب نیشابوری ،شیخ‌هاشم و شیخ مجتبی قزوینی تكمیل كرد. در اواخر تحصیلات ،همسرش را كه از نواده‌های میرزای شیرازی ( پرچم‌دار مبارزه با استعماردر ماجرای تنباكو) بود انتخاب كرد، سید پس از پایان درس‌های مقدماتی حوزه، برای تكمیل دروس خود به شهر قم كه مركز علم بود هجرت انتخاب كرد سید پس از پایان درس‌های مقدماتی حوزه برای تكمیل دروس خود به شهر قم كه مركز علم بود هجرت كرد . آن روزها آیت‌الله بروجردی مرجع تقلید بود و سید از بدو ورود به قم در درس ایشان شركن كرد پس از آشنائی با جلسات درس امام (ره)از جمله شاگردان فعال و طراز اول ایشان گردید و سر انجام با عزمی راسخ و پشتكاری مداوم به درجه‌ی اجتهاد رسید.

در همان سال‌ها سید كه به دعوت مردم برای سخنرانی و تبلیغ به آبادان رفته بود روزی متوجه شد روزنامه‌هاو مجلات عكس ثریا ‌- همسر شاه را با حالت‌های مختلف كه او را در پارتی‌ها و میهمانیهای داخلی و خارجی در حال مشروب خوردن و رقص نشان می‌داد،روی صفحه‌ی اول جلد خود چاپ كرده اند سید دیدن آن تصاریر در سخنرانی خود به شدت از ثریا انتقاد كرد و پس از آن دستگیر شد و اینچنین سید برای اولین‌بار زندان را تجربه كرد .

در محرم 1342 سید به همراه چند نفر از روحانیون و به دعوت شیعیان كویت برای شخنرانی در مراسم ماه‌هایمحرم و صفر به آن جا رفتند در همان ایام بود كه به دنبال سخنرانی كوبنده‌ی امام (ره) علیه اهانت شاه به روحانیت و علما ایشان توسط كماندوهای رژیم دستگیر شدند و نهضت خونین 15 خرداد آغاز شد . سید به همراه دیگر شاگردان امام (ره) هر كدام در حسینیه‌ی خود به نحوی جنایات رژیم شاه را افشا می‌كردند و ایرانیان مقیم كویت را از آن چه در ایران می‌گذشت مطلع می‌ساختند . سید سرانجام با لباس مبدل وارد ایران شد و نامه‌ای به این مضمون به امام (ره ) نوشت : (سیدی و مولای ، با قیافه‌ی منحوسی وارد قم شده‌ام و اجازه ملاقات می‌خواهم ) و بدین ترتیب سید با امام (‌ ره ) ملاقات كرد . امام (ره ) در این مدت از زندان آزاد شده بودند و تحت نظر در قم به سر می‌بردند . تا اینكه در مهر 1343 با به تصویب رسیدن لایحه‌ی كاپیتو‌لاسیون توسط نمایندگان مجلس ،امام (ره ) این بار فریادی از گذشته علیه این لایحه سر دادند و این امر باعث شد كه ماموران شاه ایشان را دستگیر و به تركیه تبعید نمایند . بعد از تبعید امام ( ره ) از تركیه به نجف،آیت‌الله سعیدی نامه‌ای به این مضمون به امیر عباس هویدا نوشت: ( شما خیال نكنید با انتقال آیت‌الله خمینی از تركیه به عراق می‌شود احساسات بر افروحته‌ی این ملت را خاموش كرد .)

سید از زمان تبعید امام به تركیه و نجف دیگر ایشان را ندید تا اینكه تصمیم گرفت برای ریدن امام به نجف سفر كند و اقداماتی را برای بازگشت امام انجام دهد . سید پس از بازگشت به ایران از طرف مردم تفرش برای سخنرانی دعوت شد چند روزی نگذشته بود كه تحمل عده‌ای كه حال و حوصله دردسر و مقابله با ماموران ساواك را نداشتند تمام شد و از تری دستگیری و شكنجه اطراف سید را خالی كردند سید وقتی ترس و دلهره‌ی آنها و خلوتی مسجد و جلسه‌ی سخنرانی رادید به قم بازگشت .

در اواخر سال 1344 بود كه مردم جنوب تهران از ایشان برای اقامه‌ی نماز جماعت و سخنرانی در مسجد امام بن جعفر ( ع )‌ دعوت كردند و ایشان نیز پذیرفت و به تهران آمد .اولین اقدام او تاسیس حوزه‌ی علمیه در كنار مسجد موسی ‌بن جعفر (ع ) بود اقدام بعدی سید تشكیل كلاس برای بانوان بود و او جزء اولین كسانی بود كه در آن زمان تعلیم و تربیت بانوان را آغاز نمود .

در زمانی كه با اعدام چند تن از اعضای هیئت‌های مؤتلفه و لو رفتن و دستگیری حزب ملل اسلامی و محكومیت آنان ، خفقان و وحشت بر كشور حاكم شده بود و حتی عده ای ادامه‌ی مبارزه و انتقاد علیه شاه را به صلاح نمی دانستند و سكوت كرده بودند شهید سعیدی در میان جمعیتی نزدیك به هزار نفر در مسجد موسی بن جعفر (ع) سكوت را با صدای بلند‌ش شكستSad ای مردم ، آمریكای استعمار‌گر به دست یهودی‌ها اداره می‌شود و خودجانسون هم یهودی است . ببینید در ویتنام چطور آزادی خواهان را با نام آن كه می‌خواهند صلحی بر قرار نمایند قتل عام می‌كنند)

منبع:

zaronline.mihanblog.com






نوع مطلب : دینی، دفاعی، 
برچسب ها : زندگی‌نامه، مجاهد، شهید، آیت‌الله، سید، محمد رضا، سعیدی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی از زبان خودش

من بچه شاه عبدالعظیم هستم و درخانه‌ای به دنیا آمده و بزرگ شده‌ام که درهر سوراخش که سر می‌کردی به یک خانواده دیگر نیز برمی‌خوردی.

اینجانب - اکنون چهل و شش سال تمام دارم. درست سی و چهار سال پیش یعنی، درسال 1336 شمسی مطابق با 1956 میلادی در کلاس ششم ابتدائی نظام قدیم مشغول درس خواندن بودم. در آن سال انگلیس و فرانسه به کمک اسرائیل شتافته و به مصر حمله کردند و  بنده هم به عنوان یک پسر بچه 12-13 ساله تحت تأثیر تبلیغات آن روز کشورهای عربی یک روزی روی تخته سیاه نوشتم: خلیج عقبه از آن ملت عرب است. وقتی زنگ کلاس را زدند و همه ما بچه‌ها سر جایمان نشستیم اتفاقاً آقای مدیرمان آمد تا سری هم به کلاس ما بزند. وقتی این جمله را روی تخته سیاه دید پرسید:« این را که نوشته؟» صدا از کسی درنیامد من هم ساکت ، اما با حالتی پریشان سر جایم نشسته بودم.

ناگهان یکی از بچه‌ها بلند شد و گفت:« آقا اجازه؟ آقا، بگیم؟ این جمله را فلانی نوشته و اسم مرا به آقای مدیر گفت. آقای مدیر هم کلی سر و صدا کرد و خلاصه اینکه: «چرا وارد معقولات شدی؟» و در آخر گفت:« بیا دم در دفتر تا پرونده‌ات را بزنم زیر بغلت و بفرستمت خانه.» البته وساطت یکی از معلمین، کار را درست کرد و من فهمیدم که نباید وارد معقولات شد.

بعدها هم که در عالم نوجوانی و جوانی، گهگاه حرفهای گنده گنده و سؤالات قلمبه سلمبه می‌کردیم معمولاً‌ به زبان‌های مختلف حالیمان می کردند که وارد معقولات نباید بشویم. مثلاً‌ یادم است که در حدود سال‌های45-50 با یکی از دوستان به منزل یک نقاش‌که همه‌اش از انار نقاشی می‌کشید، رفتیم. می‌گفتند از مریدهای عنقا است و درویش است. وقتی درباره عنقا و نقش انار سؤال می‌کردیم با یک حالت خاصی  به ما می‌فهماند که به این زودی و راحتی نمی‌شود وارد معقولات شد. تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم .من هم سالهای سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان تک ساختی» هربرت مارکوز را -بی‌آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش- طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد.»... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این  متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.

 

و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم. دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستم. اما کاری را که اکنون انجام می دهم نباید با تحصیلاتم مربوط دانست. حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است. بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی درسایه تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر. قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگر چه با سینما آشنایی داشتم. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است. اگر چه چیزی اعم از کتاب یا مقاله به چاپ نرسانده‌ام. با شروع انقلاب حقیر تمام نوشته‌های خویش را اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و .... در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که «حدیث نفس» باشد ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاوردم. هنر امروز متأسفانه حدیث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان هستند. به فرموده خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی«رحمه‌الله علیه»

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

سعی کردم که خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آنچه که انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود او است- همه هنرها اینچنین‌اند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود  اوست- اما اگر انسان  خود را در خدا فانی کند آنگاه این خداست که در آثار ما جلوه‌گر می‌شود. حقیر اینچنین ادعائی ندارم اما سعی‌ام بر این بوده است.

با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم. بعدها ضرورت‌های موجود رفته رفته ما را به فیلمسازی برای جهاد سازندگی کشاند. در سال 59 به عنوان نمایندگان جهاد سازندگی به تلویزیون آمدیم و در گروه جهاد سازندگی که پیش از ما بوسیله کارکنان خود سازمان صدا وسیما تأسیس شده بود،  مشغول به کار شدیم. یکی از دوستان ما در آن زمان «حسین هاشمی» بود که فوق لیسانس سینما داشت و همان روزها از کانادا آمده بود. او نیز به همراه ما به روستاها آمده بود تا بیل بزند. تقدیر این بود که بیل را کنار بگذاریم و دوربین برداریم. بعدها «حسین هاشمی» با آغاز تجاوزات مرزی رژیم بعث به جبهه رفت و در روز اول جنگ در قصر شیرین اسیر شد به همراه یکی از برادران جهاد بنام «محمد رضا صراطی» ما با چند تن از برادران دیگر، کار را تا امروز ادامه دادیم. حقیر هیچ کاری را مستقلا˝ انجام نداده‌ام که بتوانم نام ببرم. در همه فیلمهایی که در گروه جهاد سازندگی ساخته شده است سهم کوچکی نیز اگر خدا قبول کند به این حقیر می‌رسد و اگر خدا قبول نکند که هیچ.

به هر تقدیر، من فعالیت تجاری نداشته‌ام. آرشیتکت هستم! از سال 58 و 59 تاکنون بیش از یکصد فیلم ساخته ام که بعضی عناوین آنها را ذکر می کنم: مجموعه«خان گزیده‌ها»، مجموعه «شش روز در ترکمن صحرا»، «فتح خون»، مجموعه«حقیقت»، «گمگشتگان دیار فراموشی(بشاگرد)»، مجموعه «روایت فتح» - نزدیک به هفتاد قسمت- و در چهارده قسمت اول از مجموعه «سراب» نیز مشاور هنری و سرپرست مونتاژ بوده‌ام. یک ترم نیز در دانشکده سینما تدریس کرده‌ام که چون مفاد مورد نظر من برای تدریس با طرح درس‌های دانشگاه همخوانی نداشت از ادامه تدریس در دانشگاه صرف نظر کردم. مجموعه مباحثی را که برای تدریس فراهم کرده بودم با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در کتابی به نام «آینه جادو» - بالخصوص در مقاله‌ای با عنوان تأملاتی درباره‌ سینما که نخستین بار در فصلنامه سینمایی فارابی به چاپ رسید در انتشارات برگ به چاپ رسانده‌ام

 

منبع:

zaronline.mihanblog.com






نوع مطلب : دینی، دفاعی، 
برچسب ها : زندگینامه، شهید، سید، مرتضی، آوینی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات