تحقیق دانش آموزی
مسئله‌‏ى علم و تولید علم و شكوفا كردن استعدادها در داخل، یك امر جدى و حیاتى است. (مقام معظم رهبری)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من


تلاش معاویه براى صلح

جنگ تمام عیار در صفین، به سبب طولانى شدن وفزونى تلفات سپاه شام، معاویه را برآن داشت كه به هر نحو كه ممكن است امام علیه السلام را به صلح وسازش ومتاركه نبرد وبازگشت هر دو سپاه به منطقه اولیه وادار سازد واین كار را از طرقى آغاز كرد كه اهم آنها سه راه بود:

1- مذاكره با اشعث‏بن قیس.

2- مذاكره با قیس بن سعد.

3- نگارش نامه به امام(ع).

اما این نقشه‏ها به جهت قوت روحیه سپاه امام علیه السلام نقش بر آب شد، تا اینكه سرانجام حادثه‏«لیلة الهریر» رخ داد ونزدیك بود سازمان نظامى معاویه به كلى متلاشى شود. اما فریبكارى معاویه وساده لوحى عراقیان وتلاش ستون پنجم شام در داخل سپاه امام علیه السلام جریان را به نفع سپاه شام تغییر داد. اینك تفصیل مذاكرات ملاقاتهاى معاویه:

1- معاویه برادر خود عتبة بن ابى سفیان را كه مرد سخنورى بود به حضور طلبید وبه او ماموریت داد كه با اشعث‏بن قیس كه نفوذ قابل ملاحظه‏اى در سپاه امام داشت ملاقات كند و از او بخواهد كه بر بازماندگان از طرفین ترحم كند.

عتبه خود را به خط مقدم رسانید واز همان جا خود را معرفى كرد واشعث را طلبید تا پیام معاویه را به او برساند. اشعث او را شناخت وگفت:مرد اسرافگرى است كه باید با او ملاقات كند.خلاصه پیام عتبه این بود:اگر بنا بود معاویه با كسى جز على ملاقات كند با تو ملاقات مى‏كرد، چه تو رئیس مردم عراق وبزرگ اهل یمن هستى وداماد عثمان وكارگزار او بودى. حساب تو با مالك وعدى بن حاتم جداست.اشتر قاتل عثمان وعدى جزو محركان این كار است.من نمى‏گویم كه على را ترك كن ومعاویه را یارى رسان، بلكه تو را به حفظ باقیماندگان دعوت مى‏كنم كه در آن صلاح من وتوست.

اشعث در پاسخ وى، هرچند به تكریم وتعظیم امام علیه السلام پرداخت وگفت كه بزرگ عراق ویمن على است، ولى در پایان سخنان خود، همچون یك دیپلمات، پیشنهاد صلح را پذیرفت وگفت: نیاز شما به حفظ باقیماندگان بیش از ما نیست. وقتى عتبه سخنان اشعث را براى معاویه نقل كرد وى گفت:«قد جنح للسلم‏»:گرایش به صلح پیدا كرده است.

2- در حالى كه اصحاب پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم، ازمهاجران وانصار، در گرداگرد امام علیه السلام جمع بودند ازمیان انصار فقط دو نفر به نامهاى نعمان بن بشیر ومسلمة بن مخلد بامعاویه همكارى مى‏كردند. معاویه از نعمان بن بشیر خواست كه با قیس بن سعد، فرمانده شجاع سپاه امام‏علیه السلام، ملاقات كند وبا جلب نظر او مقدمات صلح را فراهم آورد.وى در ملاقات خود با قیس بر آسیبهایى كه بر طرفین وارد شده بود تكیه كرد وگفت:«اخذت الحرب منا و منكم ما رایتم فاتقواالله فی البقیة‏».یعنى: جنگ از ما وشما آنچه را كه مى‏بینى گرفته است. پس در باره باقیماندگان از خدا بترسید(وچاره‏اى بیندیشید).

 

قیس در پاسخ نعمان بر هواداران معاویه وعلى علیه السلام تكیه كرد وگفت:

 

در زمان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ما با صورت وگلوگاه، شمشیر ونیزه‏هاى دشمن را پاسخ مى‏گفتیم تا حق پیروز شد، درحالى كه كافران از این امر ناراحت‏بودند.اى نعمان، اینك كسانى كه معاویه را یارى مى‏كنند جز یك مشت افراد آزاد شده وبیابانیها ویمنیهاى فریب خورده نیستند. على را بنگر كه اطراف او را مهاجران وانصار وتابعان، كه خدا از آنان راضى شده است، فرا گرفته‏اند ولى در اطراف معاویه جز تو ودوست تو (مسلمة بن مخلد) كسى نیست، وهیچیك از شما، نه بدرى هستید، نه احدى ونه سوابقى در اسلام دارید ونه آیه‏اى در باره‏شما نازل شده است. اگر در این مورد بر خلاف ما حركت مى‏كنى قبلا نیز پدر تو به چنین كارى دست زد.

 

3- غرض از این ملاقاتها زمینه سازى براى صلح وسازش بود، ولى مقصود معاویه را فراهم نساخت.ازاین جهت، ناچار شد كه نامه‏اى به امام علیه السلام بنویسد ودر آن مطلبى را درخواست كند كه در روز نخست‏یاغیگرى خود درخواست كرده بود، یعنى واگذارى حكومت‏شام به او، بدون اینكه بیعت واطاعتى بر گردن او باشد. وآن گاه افزود:ما همگى فرزندان عبد مناف هستیم وهیچیك از ما بر دیگرى برترى ندارد، مگر آن كس كه عزیزى را خوار وآزادى را بنده نسازد.

امام علیه السلام دبیر خود ابن ابى رافع را طلبید وبه او دستور داد كه پاسخ نامه او را به نحوى كه املاء مى‏كند بنویسد.متن نامه آن حضرت در نهج البلاغه، تحت‏شماره 17 آمده است.


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : نامع، معاویه، امام، علی، نهج البلاغه، دینی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390

والدین در نهج البلاغه

 

مقدمه :

مقوله تربیت از ابتدایى‏ترین و اساسى‏ترین نیازهاى زندگى بشرى‏است و نه تنها تربیت لازمه جدایى ناپذیر زندگى که متن آن بوده وبلکه زندگى ، از گهواره تا گورش جلوه‏اى از آن است . انسان تنهادر پرتو تربیت صحیح است که به‏عنوان موجودى هدفمند و اندیشه ورزبه اهداف وآرمانهاى خود دست‏یازیده و قله رفیع سعادت مطلوب‏خویش را فتح مى‏نماید ; از این رهگذر براى انسان مسلمان تربیت‏اسلامى ضرورتى مضاعف دارد زیرا انسانى که گردنبند مروارید دانه‏دین و بندگى خالق متعال رابر گردن آویخته جز در پرتو تربیت‏صحیح اسلامى به مدال افتخار عبودیت و تسلیم نائل نمى آید ، ازسویى دیگر چنین انسان مسلمانى براى پیمودن راه سعادت و بندگى‏احتیاج به الگوهاى مطمئن عملى دارد تا با نصب‏العین قراردادن‏دیدگاههاو سیره عملى آنان ، هم راه صحیح بندگى و سعادت رابپیماید و هم در این وادى سریعتر گام نهد و سریعتر به مقصدنایل آید ، از این رو معصومین (علیهم السلام) که از گوهر عصمت‏و مصونیت از خطا و اشتباه برخوردارند . بهترین و مطمئن‏ترین‏الگوهاى تربیتى بوده و ارائه دیدگاههاو کشف و عرضه سیره تربیتى‏آنان یک ضرورت انکارناپذیر براى پویندگان عرصه تعلیم و تربیت‏اسلامى است و در این میان ، ارائه دیدگاههاو سیره تربیتى امام‏على (ع) که خود «اب الائمه‏» و سرسلسله جانشینان به‏حق نبوى‏و سرآغاز تجلیگاه امامت معصومین (علیهم السلام) و نخستین‏تشکیل دهنده حکومت اسلامى علوى است . بر ضرورت این کار مى‏افزاید

مبحث‏اول :

 اهمیت تربیت فرزندان و ضرورت تسریع در آن و هدف‏نهایى از آن ازدیدگاه علی(ع)

الف) اهمیت تربیت فرزندان :

تربیت از حیاتى ترین ابعاد زندگى انسان است و در پرتو آن ،انسان به سعادت مطلوب نائل مى‏آید . بزرگ مربى اسلام ، على (ع)در سخنان دربار خود بارهاوبارها از این امر مهم پرده برداشته وآثار و نتائج مثبت تربیت فرزند و پیامدهاى منفى بى‏توجهى به آن‏را بیان داشته‏اند . اما پیش از بیان دیدگاههاى حضرت در این‏زمینه ، مناسب است نوع نگرش و برداشت آن حضرت را از فرزندارائه نمائیم . بر خلاف برداشت و نگرش برخى افراد که از فرزندبیشتر به عنوان ابزارى براى پاسخگویى به نیاز عاطفى والدین ونیز عضوى براى تامین و خدمت‏به خانواده و مایه فخر و مباهات‏والدین نگریسته مى‏شود ، امام على (ع) به فرزند بسى فراتر ازاین نگریسته و آن را عطیه‏اى الهى بر شمرده‏اند که در پرتو توجه‏و تربیت والدین به رشد کافى رسیده و در پى نیکوکارى و احسان به‏والدین بر مى‏آید . در نهج‏البلاغه آمده است که : «در حضور امام‏على (ع) مردى به دیگرى تولد پسرش را این چنین تبریک گفت : «گوارایت‏باد رزمجویى سوارکار !» آن حضرت از نوع تبریک گفتن‏او نهى نمود و تبریک گفتنى این چنین رابه او توصیه نمود : «امید که بخشنده‏اش را سپاسگزار باشى و این عطیه الهى مبارکت‏باد، او به رشد دلپذیر برسد و تونیز ازنیکى و خیرش بهره‏مند شوى


منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : والدین، نهج البلاغه، دینی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390

حکومت در نهج البلاغه

سخن درباره حكومت از دیدگاه نهج البلاغه است،كتاب نهج البلاغه‏در عین حالى كه یك كتاب درونگر است و مباحثى درباره معارف الهى دارد،بحث‏هاى اخلاقى و بحث‏هایى درباره تهذیب نفس دارد،عمده مباحث آن رامسائل مربوط به حكومت تشكیل مى‏دهد.یعنى اگر كسى نهج البلاغه را مطالعه‏كند، خصوصا بخش نامه‏هاى آن را،این مسئله را بهتر درك مى‏كند كه بیشتراین مباحث مربوط به نظام حكومت اسلامى است.نویسندگان اسلامى كه در یك‏قرن اخیر كتاب‏هایى درباره حكومت اسلامى نوشته‏اند،اگر بعد از قرآن كریم به‏این كتاب مراجعه مى‏كردند،و آن را براى خود اسوه قرار مى‏دادند، ساخت‏حكومت اسلامى و سیستم و شیوه آن بیش از پیش روشن مى‏گشت،اما متاسفانه‏آنان كه در كشورهاى عربى و خصوصا در مصر و سوریه و نقاط دیگر،كتابهایى‏كه درباره حكومت اسلامى نوشته‏اند، تصور كرده‏اند كه حكومت اسلامى یعنى‏بعد از زمان پیغمبر اكرم تا پایان دوره خلافت عباسى،و همان را موضوع قرارداده و در اطراف آن بحث كرده‏اند.حتى نویسندگانى كه در گذشته در قرون‏چهارم و پنجم مى‏زیسته‏اند مانند دینورى و غیره آنچه درباره حكومت اسلامى‏نوشته‏اند،وضع موجود و پیش آمده را تشریح كرده‏اند و در مطالعه خود به این‏نتیجه رسیده‏اند كه خلیفه با بیعت‏یك نفر خلافت پیدا مى‏كند،لهذا همین را میزان‏قرار داده‏اند.همچنین در بحث‏هاى مالى حكومت اسلامى و شرایط حاكم و غیره،در حالى كه اگر غیر از این شیوه،شیوه دیگرى در پیش مى‏گرفتند،حتمادر مى‏یافتند كه حكومت اسلامى براى خود ساخت،آیین و نظامى دارد كه بامراجعه به كتاب‏هاى اصیل بعد از قرآن بیش از پیش روشن مى‏شود،و اگر چنین‏احتمالى مى‏دادند و مراجعه مى‏كردند،ماهیت‏حكومت اسلامى بهتر روشن مى‏شد،حتى اخیرا كه در مصر و جاهاى دیگر،كتاب‏هایى درباره نظام حكومت اسلامى‏نوشته شده همه ناظر به وضع گذشته است،یعنى شوراست و بیعت را مطرح‏كرده‏اند،بدین ترتیب كه حكومت، در پرتو بیعت و شور است،یعنى دقیقا همان‏وضع موجود،افكارشان را مشغول داشته است،بطورى كه حتى نتوانسته‏اند دراین زمینه جهشى عظیم‏تر كنند،در حالى كه اگر به قرآن و نهج البلاغه و قسمتى ازاحادیث پیغمبر و عترت مراجعه و از آنها جستجو مى‏كردند،حقایق بهتر معلوم‏مى‏شد.

 

نویسنده ‏اى است ظاهرا به نام‏«كتانى‏»كتابى دارد به نام(التراتیب‏الاداریة)كه در سال 1342 قمرى به رشته تحریر در آورده است.وقتى كه من‏براى اولین بار این كتاب را براى مطالعه گرفتم گفتم شاید بر گمشده خود دست‏یافته‏ام،اما بعد از مطالعه دیدم همه و همه كارش در توجیه وضع موجود،یعنى دردوران خلفا،آن هم دوره خلفاى اموى و عباسى است.فقط در این میان دانشمندى‏به نام عبد الكریم خطیب است كه وقتى كتابش را دیدم متوجه شدم كه به این نكته‏توجه كرده،بدین مضمون كه اگر ما تحقیق بیشترى كنیم بر ماهیت این حكومت‏و بر حقیقت این نظام دست مى‏یابیم.ملاحظه مى‏كنید كه فقط یك نفر،آن هم به‏این مسئله اشاره كرده است.

 

نهج البلاغه درباره مسائل مربوط به نظام حكومتى،آن هم در زمینه‏ها وابواب مختلف،به اندازه كافى بحث كرده است.قسمت اعظم اینها را من‏فهرست وار،تنظیم كرده‏ام كه اگر همه فیش بندى و در اطراف آنها بحث اجمالى‏بشود،مى‏تواند بسیارى از مشكلات ابواب حكومت اسلامى را از نظر ماهیت‏روشن كند،اكنون برخى از اینها را بطور خلاصه مى‏خوانم و بعدا درباره یك‏موضوع آن حث‏خواهم كرد.

 

امامى كه از جانب حق تعالى معین شده و منصوص است اگر در جامعه‏باشد،بحثى نیست كه باید از امام منصوص پیروى كرد.در این موقعیت‏براى‏امت انتخاب و گزینشى مطرح نیست،«ما كان لهم الخیرة‏».حال اگر امام‏منصوص در كار نیست،یا امام منصوصى هست،و دسترسى به آن نیست-مثل‏موقعیت فعلى ما-در عین حالى كه امام منصوصى هست،اما بشر به خاطر كوتاهى‏و نقص، دسترسى به او ندارد،چه باید بكند؟اسلامى كه براى ابد و به عنوان آئین‏خاتم،و كتابش كتاب خاتم،و پیغمبرش پیغمبر خاتم،و نظامش آخرین نظام‏است،آیا مى‏شود كه حكومت اسلامى در قرآن و كتابى كه تالى قرآن است،مطرح نشده باشد؟اتفاقا در نهج البلاغه این مسئله به گونه‏اى مطرح شده است،چه همگى مى‏دانیم كه در مسئله حكومت اسلامى،مسند ولایت فقیه عنصرى است‏غیر قابل تشكیك.اگر بخواهیم به زبان امروزه بگوئیم و از تفاصیلش در گذریم،باید گفت كه:این حكومت‏یك حكومت مكتبى است و حكومت مكتبى بایدمورد امضاى یك صاحب مكتب و مكتب شناس باشد.

منبع:

zaronline.mihanblog.com


 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : حکومت، نهج البلاغه، دینی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390
توحید در نهج البلاغه

خدا را شكرگزاریم كه از یك طرف كنگره ى نهج البلاغه مى گیریم و از طرف دیگر توسط این امت بزرگ، مكتب على بن ابى طالب علیه السلام و حكومت اسلام را در مملكت خودمان پیاده مى كنیم و خدا را شكر كه رهبر انقلاب یكى از نواده هاى همین امیرالمومنین علیه السلام است و این شاخه ى پربركت از آن شجره ى پربركت است 'ذریه بعضها من بعض و الله سمیع علیم'.

موضوع صحبت من 'توحید در نهج البلاغه' است و منظورم از این صحبت بیشتر این است كه مطالبى كه حضرت امیرالمومنین علیه السلام در این مورد عنوان كرده اند مطالبى است بى سابقه. این مطالب براى اولین بار در اسلام از على بن ابى طالب علیه السلام شنیده شده و تا آن تاریخ سابقه نداشته است كه مسائل توحیدى چنین مطرح شود.





منبع:

zaronline.mihanblog.com




ادامه مطلب


نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها : وحید، نهج البلاغه، دینی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic